neyestane
برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

1) شنبه ها ساعت 17 لیلی و مجنون نظامی با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

2) شنبه ها ساعت 18 غزلیات حافظ با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

3)  یکشنبه ها ساعت 8:30 نشست پژوهشی گیاهان طبّی

4) یکشنبه ها ساعت 9:30 نشست پژوهشی شاهنامه

5) دوشنبه ها ساعت 17 حدیقۀ سنایی با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

6) دوشنبه ها ساعت 18 منطق الطیر عطّار با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

7 دوشنبه ها ساعت 19 غزلیات شمس با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

https://t.me/neyestanekhabar

واگویه های چهلّموی بهار- اردیبهشت 88

 

واگویه های چهلّموی بهار- اردیبهشت 88

الهه معروضی

چلّموی بهار را زرتشتیان کرمان به این صورت می گیرند. یک کوزۀ سبز را از شب پیش آّب می کنند و می گذارند زیر یک درخت مقدّس- ترجیحاَ مورد اگر نبود سرو- و رویش دستمال سبز می اندازند. روز جشن کوزه را برمی دارند با این باور که دیگر این کوزه جوابگو است. می سپارندش دست یک دختر نابالغ ، اگر نبود یک پسر نابالغ که دور می گرداند. هر کسی یک مهره که مدّتی با او همراه بوده است مانند انگشتری و... در کوزه می اندازد و بعد بچّه دست در کوزه می کند،  مهره ها را یکی یکی برمی دارد و برای هر مهره یک نفر فال حافظ می گیرد یا  شعری را با  آواز می خواند.

توی روستاهای سیرجان به افتخار خضر آش شیر نذری می دهند. چون تا چهلّم بهار برّه ها با میشها هستند و هیچکس حقّ ندارد شیر گوسفند بخورد. اگر هم شیر مازادی وجود داشت، آن را به سیّد می دهند.  برای همین این چهل روز را سیّدی هم می گویند. بعد از چهل روز می خواهند از شیر گوسفندان سهمی برای خودشان بردارند. می گویند برای رضایت خضر که به شیر گوسفندان برکت داده اوّل یک آش شیر نذری بدهیم. به تمام روستائیان و ایلیاتیها از این آش شیر می بخشند. کسانی که گوسفندانشان کم شیر است از کسی که گوسفندانش بهترین شیردهی را دارند مایۀ ماست قرض می گیرند و در ظرف آن نمک می گذارند و پس می دهند تا خضر به گوسفندان آنان نیز نظر کند و شیرشان برکت بگیرد.

در سوریه نیز درست همین موقع یعنی سه روز آخر آوریل بزرگداشت خضر می گیرند. در سوریه خضر را خدر می گویند و گویا در تداول عامّۀ آنجا خدر به معنی بند جوراب است. (یک مقالۀ انگلیسی زبان در اینترنت به این موضوع اشاره کرده بود و گر نه در فرهنگهای لغت عربی چنین چیزی نیافتم.) سنت جرج،  قدّیس شوالیه های بند جوراب است. خضر تمام صوفیگری سوریه را پوشش می دهد به طوری که می گویند صوفیسم طریقت خدر نبی است. شوالیه گری نیز نوعی رازوری مسیحی است که با سنت جرج ارتباط دارد.

در اروپا به افتخار دیانا May day می گیرند. دیانا ایزدبانوی شکار و باروری بوده، از قرنهای اخیر که دیگر جامعه شکارچی نبوده نقش باروری او پر رنگ تر شده است. در هنگامۀ بارورترین موسم طبیعت برای او جشن به پا می دارند. دیانا در قرن هجدهم یک همکار مذکّر به نام هرنه herne)) داشته است. هرنه پوست حیوانات به بر می کرده و شاخ داشته. احتمالاَ نام او هم از ریشۀ horn به معنی شاخ گرفته شده است. در قرن نوزدهم هرنه به رابین تبدیل شده که باز هم لباسش پوست حیوانات بوده امّا شاخش تبدیل شده به بوقی که در آن می دمیده. پیش الگوی شخصیّت رابین هود این رابین است. امروزه اروپائیان در هر روستایی یک شهبانوی ماه May دارند که به تمام امور کشاورزی رسیدگی می کند و به همۀ مزارع روستا سر می زند. یک خان سبز هم دارند که ترکیبی است از شاه و کاهن و ابله -مانند میر نوروزی ما- که هر دستوری در آن روز بدهد اجرا می شود ولی دستوراتش طنز و جفنگ است.

پس می توان گفت در طیف وسیعی از نقاط دنیا جشن طبیعت و باروری به افتخار خدایان بارور کنندۀ طبیعت بر پا می شود. در روسیه و کشورهای اروپایی همجوارش دختران و پسران شب تا صبح می روند در دل جنگل و صبح یک دیرک (یک تنۀ درخت) با خودشان می آورند و می گذارند جلو خانۀ شهبانوی می یا خان سبز، درختان و پسران با روبان قرمز بلند خودشان را می بندند به تنۀ درخت و شروع می کنند به رقصیدن و آنقدر پیچ می خورند تا با هم روبرو شوند و وقتی دختر و پسری دور درخت پیچ خورده و با هم روبرو می شوند می گویند اینان با هم زوجند. کلیسا بارها و بارها خواسته این جشن را متوقّف کند و آن را محکوم نموده است امّا از پس مردم برنیامده.

جشن ارجی پیشینۀ بسیار قدیمی دارد که در سینوهه هم توصیف شده . به این صورت که همۀ مردم دور یک آلت رجولیت می رقصند و آن نماد باروری است.

پرچم قرمز روز کارگر بدلی از همین روبانهای قرمز است. آمده اند مفهوم این روز را عوض کنند. نهضتهای کارگری را در این روز به راه انداختند و شش کارگر را به کشتن دادند و به افتخار خون سرخ آنان پرچم سرخ علم کردند. امّا باز نتوانستند مفهوم این جشن را عوض کنند و به جای خود باقی مانده است.

در ایران و به خصوص استان کرمان شکل بسیار متمدّنانه ترش را به نام خضر برگزار می کنند. می گویند درختان در این روز به احترام گذر خضر تعظیم می کنند و از هر وقت دیگر سبزتر به نظر می رسند. خضر که چهل روز در گسترۀ مزارع و طبیعت به پیشروی بهار نظارت داشته و کار برکت دادن به شیر دامها، بارندگیهای بهاره و رویش بذرها را پیگیری می کرده است اکنون با روحی به وسعت جهان پیروزمندانه ایستاده است تا حاجت حاجتمندان را روا کند. تفأل هم به برکت حضور خضر در این روز جواب می دهد.

 

 

جشنهای گل

از اوّل تا چهلّم بهار زمان جشنهای گل نیز هست. اواخر دورۀ صفویه این جشنها رواج زیادی داشت. جوانان در قهوه خانه ها و اماکن عمومی طبق گل را روی سرشان می گذاردند و هر مسافر و رهگذری را که می دیدند شروع می کردند به گل افشانی و شاباش می خواستند. در بعضی اماکن مثل مزارها و گورستانها در چنین روزهایی ملاقات دختران و پسران آزاد است و به هم سیب و تخم مرغ و گل سرخ هدیه می دهند. این رسم هنوز در روستاهای مهاباد هست. در مزار شریف با همۀ تعصّبات مذهبی چهل روز اوّل بهار این رسم رواج دارد. عشّاق می روند مزار را زیارت می کنند و حاجت می خواهند. معروفترینشان ملّا محمّدجان و عایشه اند که هر دو از خانواده های وابسته به دربار تیموری بودند و به علّت اختلافهای داخلی به آنان اجازۀ ازدواج با یکدیگر نمی دادند. تا این كه یک سال با هم قرار می گذارند و به مزار شریف می روند و هم در سیل گل لاله زار که خود جشن گل است شرکت می کنند و هم مزار را زیارت می نمایند و در راه بازگشت با امیر علی شیر نوایی ملاقات می کنند که وی میانجیگری کرده و اجازۀ ازدواجشان را از دربار می گیرد.

آخرین بروزرسانی (يكشنبه ، 19 شهریور 1391 ، 15:00)

 

شد آنکه اهل نظر بر کناره می رفتند _______ هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش