neyestane
برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

1) شنبه ها ساعت 17 لیلی و مجنون نظامی با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

2) شنبه ها ساعت 18 غزلیات حافظ با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

3)  یکشنبه ها ساعت 8:30 نشست پژوهشی گیاهان طبّی

4) یکشنبه ها ساعت 9:30 نشست پژوهشی شاهنامه

5) دوشنبه ها ساعت 17 حدیقۀ سنایی با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

6) دوشنبه ها ساعت 18 منطق الطیر عطّار با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

7 دوشنبه ها ساعت 19 غزلیات شمس با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

https://t.me/neyestanekhabar

 

 

 

به خدایی که در این نزدیکی است

سجایای آب در شعر سهراب

دکتر الهه معروضی

شعر سپهری همۀ سجایای آب را در خود دارد. او خود را حتّی از آب روان ساده تر می بیند.: «این آب روان ما ساده تریم/ این سایه افتاده تریم» .دوستانش را نیز مانند آب دانسته و می خواهد او را از خزۀ نام پاک کنند: « کنار تو زنبق سیرابم/ دوست من، هستی ترس انگیز است/ به صخرۀ من ریز/ مرا در خود بسای که پوشیده از خزۀ نامم» . وقتی در ذهن غرق می شود خود را تب زده دیده و نوشداروی آن را آب بصیرت می داند: «در تب حرف آب بصیرت بنوشیم». شعر او نیز مانند آب و حتّی مرداب پر است از لبخند خدا: «بر لب مردابی، پارۀ لبخند تو بر روی لجن دیدم، رفتم به نماز».او همۀ جهان را گویا سایه ای در آب می بیند، بنابراین خالیای مقدّس را حسّ می کند: «پرم از سایۀ برگی در آب/ چه درونم تنهاست» و نه تنها توهّم بیداری که توهّم خواب را نیز روییده از آب می داند: «می بینم خواب بودایی در نیلوفر آب». گویا صدای آب را از حنجرۀ شعر سهراب می شنویم، به قول خودش: «حنجره اش از صفات آبی شطّ ها پر شده بود». شعر او تر است چون معتقد است ترسالی باید در باور انسان اتّفاق بیفتد: «هر که در حافظۀ چوب ببیند باغی/ صورتش در وزش بیشۀ شور ابدی خواهد ماند»سهراب همراه با آب به فراسوی زمان و مکان می رود و ما همراه با شعر او: «من شکفتن را می شنوم/ و جویبار از آن سوی زمان می گذرد/تو در راهی/ من رسیده ام». او در قحطی آب منطق زبر زمین را حسّ می کند: «می گذشتیم از میان آبکندی خشک/ منطق زبر زمین در زیر پا جاری». شعر سهراب مانند آب همیشه تازه است: «روی ادراک فضا، رنگ، صدا، پنجره، گل نم بزنیم».  نگاه شعر او همواره تر است: «چرا مردم نمی دانند که لادن اتّفاقی نیست/ نمی دانند در چشمان دم جنبانک امروز برق آبهای شطّ دیروز است» و با این که خود پر از خصلت آب است هنوز احساس تشنگی دارد:  «من هنوز تشنۀ آبهای مشبّک هستم» و از آلودگی آب ملول می شود: «بعد بیماری آب در حوضهای قدیمی/ فکرهای مرا تا ملالت کشانید/ من روبرو می شدم/ با افول وزغ در سجایای ناروشن آب».

در مقالۀ مربوطه پیرامون هر یک از سجایایی که برشمردیم بحثی دامنه دار پرورانده شده و با مثالهای گوناگون و سرشاری که از مضامین آب در شعر سهراب می توان یافت به بررسی علمی و عرفانی این مقوله می پردازیم.

کلید واژه ها: سهراب سپهری، آب، سیراب، مرداب، آبکند، شطّ، حوض، چشمه، نهر، رود، دریا و....

 

نظرات  

 
0 #1 نازنین 1392-04-25 09:06
aali bood
......................
نظرلطف شماست.
نقل قول
 

شد آنکه اهل نظر بر کناره می رفتند _______ هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش