neyestane
برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

1) شنبه ها ساعت 17 لیلی و مجنون نظامی با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

2) شنبه ها ساعت 18 غزلیات حافظ با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

3)  یکشنبه ها ساعت 8:30 نشست پژوهشی گیاهان طبّی

4) یکشنبه ها ساعت 9:30 نشست پژوهشی شاهنامه

5) دوشنبه ها ساعت 17 حدیقۀ سنایی با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

6) دوشنبه ها ساعت 18 منطق الطیر عطّار با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

7 دوشنبه ها ساعت 19 غزلیات شمس با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

https://t.me/neyestanekhabar

 

آئين يلدا – شب چلّۀ 87- روستای کلاته برفی- باغ آقای بابایی

انجمن دوستداران حافظ مشهد

تنظیم مطالب به صورت نوشتار: رودابۀ قبولیان

گفته های خانم دكتر معروضي در باب شب چلّه

1- جشن ولادت خورشید

2- آئينها و باورها

3-پایایی یلدا

4- علت نام گذاري چله براي این شب

5- نمايشهاي شب چله

6- عمو چلّه جون

7- داستانی مشابه عمو چلّه جون از هند

8-  داستانی مشابه عمو چله جون از اروپاي شرقي

9-تطبیق قصه عمو چله جون با این دو قصه

10- سفرۀ عمو چله جون و علت به آب دادن خوراکیها

11- اقتباس کریسمس از شب چلّه

12- فال شب چلّه

فرمایشات جناب  مهندس لباف در باب شب چله

1- شکوفایی فرهنگ بشری در ایران

2- ثنویت در اندیشۀ ایرانی

3- جايگاه و اهميت خورشيد در قديم

 

 

 

1-    جشن ولادت خورشيد

اين جشن 5000 سال پیش از این بوده، قبل از آريائيان نیز بوده. وقتي رسوم اين جشن را بررسي مي كنيم مي بينيم كه اين يك جشن كاملاً زنانه است .امشب نيروي مادینۀ ازلی به حداكثر انرژي خود رسيده است .

امشب آبستن خورشيد است و زمين آبستن بذرهاي پاشيده . در اين شب همه ميهمان مادربزرگها مي شوند تا از حكمت روزگاران قديم بشنوند .

از زماني كه آريائيان آمدند شتاب آمد، اسب حيوان مقدس شد، آهن را استخراج كردند يعني خون مادر (زمين) را مكيدند و براي همين روز به روز بشر خونخوارتر شد .

اما يلدا ، جشني است كه در نهايت آرامش همه پناه مي برند به كانونهاي خانوادگي و آتش زير كرسي و تا سحر بيدار مي مانند. دیدار دوباره سپيده دم را انتظار مي كشند ، زيرا اعتقاد دارند در اين شب اهريمن بيدار است و مي خواهد مانع ظهور خور شيد شود . ايرانيان تاريكي را اهريمن مي دانستند اما شب را نه. شب بستر نور است ، شب مادر روشنايي است ، از زماني كه اهريمن دام تاريكي را می گسترد  و دوش به دوش آن حركت مي كند تا زماني كه جهان به دست نور مي رسد،شب آبستن است. شب هيچ گاه اهريمن نبوده، شب مادر است . تمام بركات را در دل شب مي جستند .

2-آئينها و باورها

زرتشتيان اين شب را تا سحر گاه نيايش مي خوانند و مانند شب احيا شب زنده داري مي كنند. بعضیها براي خضر راز و نياز مي كنند. معتقدند در لحظه اي از اين شب خضر وارد مي شود و به احترام او تمام درختان تعظیم مي كنند و تمام آبها راكد مي شود . در آن لحظه اگر در حال نيايش باشند هر آرزويي كه داشته باشند برآورده مي شود بنابراين خيلي ها تمام شب يلدا را با نماز و نيايش سپري مي كنند .

شيرازي ها در شب يلدا حتماً عكس حضرت علي را در سر سفره يلدا قرار مي دهند و ارزش آن شب را با شب قدر يكسان مي دانند و به قول شاعر شيراز حافظ:

آن شب قدري كه گويند اهل خلوت امشب است

یارب این تأثیر دولت از کدامین کوکب است؟

تا به گیسو ی تو دست ناسزایان کم رسد

هر دلی از حلقه ای در  ذکر یارب یارب است

الآن گيسوان مادر شب سرتاسر نيم كره شمالي را فرا گرفته و هر دلي در هر گوشه اي از اين گيسوي آشفته در ذكر يا رب يا رب است  تا دوباره خورشيد زاده شود و سپيده دم چون يك گل يخ بر سينه آسمان ظاهر شود كه متبرك است و تمام بركت سال آينده را در خود دارد . اين شب انواع تفأل و مناجات و رسوم را داريم و همه آرزويي مي كنند و نيتي را در دل مي پرورانند.

3- پایایی یلدا

يلدا در همه دورانها بوده. پيش از اسلام ، پس از اسلام ، حتي پس از صفويه كه تمام جشنها كم رنگ شده، اگر ديوانهاي شاعران زمان صفوي را مرور كنيم پی خواهيم برد كه متاسفانه از نوروز هم با ملال یاد شده و اما از يلدا نه! زلف يار را هنوز به آن تشبيه مي كردند و همچنين آه سينه شعرا و هنوز همان خيال انگيزي را داشته. به هر حال يلدا و نوروز دو جشن از چندين جشن ايرانيان بوده كه هنوز كسي نتوانسته آن را از ايرانيان بگيرد اما متاسفانه اكثر جشن هاي ما را چرا ،همچنان كه در تمام خانه ها خوشبختانه هنوز جشن نوروز و يلدا وجود دارد اما ، آن همه جشنهايي كه اين سرزمين در فرهنگ خودش جا داده بود ديگر حتي مردم با نام آن بيگانه اند ما نند جشن تيرگان ، سپندار مذگان و . . .

4- علت نام گذاري چله براي اين شب

بعضي ها مي گويند چهل روزيست كه خضر مي آيد تا بذرها را بپروراند و بعضي ها براين باورند كه مهرسوشیانت مي آيد تا به نيكان آب حيات بدهد - همان مقامي كه در اسلام براي خضر قائلند- و بعد از چهل روز تمام جهان را به آتش مي زند تا هر چه شرّ است بسوزد و از بين برود و فقط نيكان كه آب حيات خورده اند باقي بمانند. بعضي ها بر اين باورند كه گاه شماري ايران زمين در زمانهاي دور در 5000 سال پيش چهل روز به چهل روز بوده : مثلا چلّه تابستان چلّه زمستان چلّه بزرگ و چلّه كوچك ، يادگار آن زمان است و 9 تا چهل روز داشتيم و پنج روزی كه جزء ايّام سال شمرده نمي شده است كه هنوز هم به آن مي گويند خمسه مسترقه یعنی 5 روزي كه از سال دزدیده شده و جدا از آن 9 چهل روز است .

چلّه كلاً يك بحران است . ما بعد از تولد نوزاد چلّه مي گيريم. پس از فوت عزيزي چلّه مي گيريم و هنوز هم در بعضي از نقاط براي عروس نيز چلّه قائلند يعني تا چهل روز نبايد صحبت كند يا لااقل با مادر شوهر نبايد حرف بزند . تا چهل روز بحرانی سپری شود . و اين چهل روز پس از تولد خورشيد است كه خورشيد يك نوزاد است و تا چهل روز بايد از او پرستاري شود تا قوّت بگيرد و از خطر رهانيده شود . و ديگر اينكه چهل روز پيش از جشن سده هم مي باشد. بعضي ها مي گويند از شب چله كه جنين گوسفند 100 روزه است جان به بدنش آمده است - در مرند جشنهايي به افتخار جان گرفتن جنين هاي بره برگزار مي کردند به نام سایا- و پس از 40 روز در جشن سده بره ها متولد مي شوند و اين چهل روز چهل روز بحراني است که سرما ممکن است به گوسفندهای آبستن آسیب بزند.

5- نمايشهاي شب چله

در شهرهاي مختلف نمايشهاي شب چله و كارناوالها فراوان هستند و در هر شهري به سبك خودش برگزار مي گردد. مثلاً در ملاير نمايش چله زري ، در شاهرود رستم و اسفنديار، شاهنامه خواني كه در همه شهرها هست ، و نمايش ديگري هست كه خواندن سوره شمس هست كه در قمصر كاشان اجرا مي شود به اين صورت كه بچه ها درب منازل مي روند و يك نفر اين سوره را مي خواند و بقيه صوت «ها» را چندین بار به صورت كشيده بيان مي كنند كه به اين صورت تولد خورشيد را نويد مي دهند .

6- عمو چلّه جون

در نهاوند نمايشي خانگی وجود دارد به نام عمو چله جون. به اين شكل كه معتقدند : در اين شب عموچله جون مي آيد. حتماً دربها و پنجره ها را باز مي گذارند و قبل از غروب چراغها را روشن مي كنند زيرا بر اين اعتقادند كه اگر خانه شان روشن نباشد عمو چله جون قهر مي كند  و به خانه آنها نمي آيد و نيامدن عمو چله باعث درگيري در خانه مي شود ، بنابراين كرسي را آماده مي كنند و روي آن ظرفي از شير و شكر مي گذارند. دو تا سبزه سبز مي كنند يكي گاودانه و يكي گندم و همچنين 40 نوع خوراكي روي كرسي مي گذارند و به انتظار عمو چله جون مي نشينند و پاسي از شب كه مي گذرد با اجازه عمو چله جون شام را مي خورند به اين صورت كه پسري را بيرون مي فرستند تا سه مرتبه فرياد بزند: عمو چلّه جون اجازه هست شام بخوریم؟ و بزرگترها مي گويند عمو چله جون اجازه داد . و حتماً از شير و شكر مي خورند كه تا آخر سال روابطشان شيرين باشد و در روستا مردي فرياد مي زند بياييد عموچله جون را كه ميهمان بوده بدرقه كنيم تا از وادي خارج شود تا سال ديگر كه دوباره مي آيد،  و  همزمان خانمها با گفتن «چله به در» خانه را جارو مي كنند . پسرها از غذای خانواده مقداري پشت درب مي گذارند مخصوص عمو چله جون. پيرمردي كه لباسهاي نو به تن دارد و نماد عمو چله جون مي باشد روي اسب یا الاغي كه با لحاف پوشيده شده نشسته و ظرف بزرگي در دست دارد و جلو هر خانه كه مي رسند غذاهايي كه پشت درب است در آن ظرف ريخته و پس از پيمودن تمام روستا به بيابان رفته و عمو چله جون را تا رودخانه همراهي مي كنند و بعد به دستور عمو چله جون غذاها را در رودخانه به آب مي دهند و هر كسي به خانه خود بر مي گردد و عمو چله جون به سلامتي مي رود . خانمها از همسرانشان پس از برگشت مي پرسند عمو چلّه را چه کردید و آنان پاسخ می دهند عمو چلّه به سلامتی رفت تا سال آینده و اگر در بين سال همسران با هم دعوا كنند مي گويند عمو چله به ما نظر نكرده و براي همين آش رشته اي مي پزند و پخش مي كنند تا عمو چله به آنها نظر كند تا آنها با خوبي با همسرانشان زندگي كنند .

شايد ظاهر اين نمايشها با دنياي امروز همخواني نداشته باشد و بگوییم ذهن بشر فراتر از اين داستانها رفته است اما اينها گنجينه اي است از فرهنگ بسيار قديم كه ایران در خود دارد بخصوص اگر آنها را با داستانهايي كه در ساير نقاط جهان است مقايسه كنيم مي فهميم از دست دادن آنها چقدر ناراحت كننده است و چه مشتركات ارزشمندي را با فرهنگ جوامع بشري از دست مي دهيم . متاسفانه از نظر رمز گشايي بسيار ضعيف هستيم . ديگر نقاط دنيا روي فرهنگشان كار مي كنند و آداب گذشته شان را با روانشناسي و با اسطوره تطبيق مي دهند ولی ما اين مطالعات را انجام نمي دهيم . اگر قرار باشد اين گرد همايي ها و اين مراسم را هم نداشته باشيم خيلي چيزها را از دست مي دهيم .

7- داستانی مشابه عمو چله جون از هند

هندي ها مي گويند يك ريشي ( انسان روشن ضمير و روشن بين ) همسري داشته كه يك زن زميني بوده و بسيار نيكوكار و پاكدامن به طوري كه همسران خدايان به او حسادت مي كردند و همسر سه خداي اصلي هند كه (شيوا، برهما ، ویشنو) باشند با خود فكر كردند كه براي آزمايش اين زن شيوه اي بكار گيرند و اينگونه بود كه به همسرانشان گفتند ضعيف شديد و شير يك زن زميني را اگر بخوريد نيرویتان بر مي گردد و زن نيكوكار مي تواند به شما كمك كند و به اين شكل هر سه خدا به زمين مي آيند و به پشت در خانه آن زن نيكوكار مي آيند و زنهاي خدايان با خود فكر می کنند اگر زن نيكوكار آنها را نپذيرد نيكوكاريش زير سؤال مي رود و اگر بپذيرد دامنش لكه دار مي شود. اما آن زن نيكوكار خدايان را مي پذيرد و خدايان تا به خانه او وارد مي شوند به سه نوزاد تبديل مي شوند و زن به آنها شير مي دهد و آنها را زير پتو مي گذارد و بعد كه غيبت خدايان طول مي كشد موجب نگراني همسران مي شود و هر سه به روي زمين رفته و به درب منزل آن زن مي روند و سراغ همسران خود را مي گيرند و زن سه نوزاد را به آنها نشان مي دهد. آن ایزدبانوان آسمانی از او تقاضا مي كنند كه شوهرانشان را به حالت اول برگرداند و گرنه كار جهان مي خوابد و زن آنها را به صورت خدايان بر مي گرداند و به ملكوت مي روند .

8- داستانی مشابه عمو چلّه جون از اروپای شرقی

در يك شب سرد زمستان در دل جنگل پيرمردي بسيار نحيف كه براي كشيدن بدن ضعيفش مجبور بوده از شاخه درختان كمك بگيرد در تاريكي تمام راه را طي مي كند و به سوي كلبه اي كه از دوردست كورسويي داشته مي رود و مي رسد به آن كلبه و به زمين ميافتد و از حال مي رود. زني سالمند در را باز مي كند و مرد را تا پاي آتش مي كشاند و او را در آغوش خود آنقدر تکان می دهد تا پيرمرد كم كم جوان مي شود و هر چه به سحر نزديكتر مي شوند مرد جوانتر مي شود تا جايي كه در سپيده دمان پيرمرد به پسر بچه اي با موهاي طلايي بافته و بسيار زيبا تبدیل می شود  و  پير زن سه تار از موي پسر بچه را مي چيند كه هر كدام از این تار ها كه به زمين ميافتد صوت خوش فلز دارد و بعد پسر بچه پرواز مي كند و به آسمان مي رود و در جايگاه خورشيد مي نشيند و سپيده سر مي زند .

9-تطبیق قصه عمو چله جون با این دو قصه

عمو چله جون ، با آن سه خدا و پيرمرد هر سه در يك جايگاه قرار دارند. در آسمان چهارم كه فلك خورشيد است و خورشيد و خدايان خورشيدي در آن هستند یعنی در دور زمان. خدايان مردانه در دور زمان گرفتارند اما ايزد بانوان بالاتر از فلك چهارم هستند زيرا زن زمانمند نیست و ازلي مي باشد و براي همين است كه مي گويند در جهان، اول مادينه آفريده شده است و بعد كه به پيوند با نرينه نائل شد و كائنات شكل گرفتند زمين پديد آمد. خورشيد بايد از فلك چهارم كه دور زمان در آن شكل مي گيرد ، به پايين بيايد و با زمين ملاقات كند تا جان بگيرد و برود تا يك سال ديگر را رقم بزند.

10- سفرۀ عمو چله جون و علت به آب دادن خوراکیها

شير که نشانه برکات زمینی است كه عمو چله جون آن را بخورد و جان بگيرد در وسط قرار مي گيرد و گندم كه نشانه هبوط است در طرفی و گاودانه كه زودتر مي رسد و نشانه سير صعودي مي باشد طرف ديگري قرار مي گيرد و در پشت آنها آئينه اي می گذارند به اين نشانه كه خوان در ازل منعكس شود و يك واقعه ازلي را به اين سادگي رقم مي زنند. براي همين تمام درب ها را در اين شب به روي عمو چله جون باز مي گذارند و تاريكي را از خانه مي زدايند و خانه را روشن مي كنند زيرا عقيده بر آن است كه در آن شب پذيراي منشأ اصلي نور و روشنايي باشند و بعد تمام بركتي كه برايش گذاشته اند را به آب مي دهند .

آناهيتا درفلك چهارم است و همچنين تمام ايزدان شهيد شونده كه هر كدامشان زني پشت سرشان وجود دارد  كه هم مادر اوست و هم معشوقه او كه خدا بانوي باكره است . مانند عيسي كه مريم پشت سر اوست . ميترا يا مهر كه آناهيتا پشت سر اوست، آتيس كه سیبل پشت سر اوست ، اوزيريس كه قديمي ترين است و ايزیس كه 5000 سال پيش بوده پشت سر اوست. هر كدام با يك ايزد بانوي باکره در ارتباط هستند و آب نماد تمام اين ايزد بانوان است براي همين بركات را به رودخانه مي ريزند . خوشبختانه ريشه هاي فرهنگ بشري هنوز در روستاها وجود دارد  و قابل توجه اين كه ولادت تمام اين ايزدان شهيد شونده با تولد خورشيد همزمان است. در ايران ميترا و در یونان دیونیزوس و در مصر اوزیریس و در روم آتیس كه 25 دسامبر برای آنان مراسم مي گيرند و تا چند سال پيش كه كليسا مداخله نكرده بود همه مي گفتند انقلاب زمستاني اما چند سال است كه كليسا مداخله كرده است . متاسفانه ابزارهاي اندازه گيري آنقدر قوي نبوده كه بفهمند انقلاب زمستاني است و فقط مي دانستند كه روزها بعد از 25 دسامبر ديگر كوتاه نمي شود و 4 روز يعني 21 تا 25 دسامبر را نمي توانستند اندازه گیری کنند چون خورشيد قوّت نداشته. .

11- اقتباس کریسمس از شب چله

كليسا هم به تقليد از میلاد مهر و ایزدان مشابه آن تولد عيسي مسيح را در 25 دسامبر مي گيرد اما از شواهد کتاب مقدس چنین بر مي آيد كه تولد عيسي مسيح در بهار یا پاییز است . و همانگونه كه تمام رسمهاي كريسمس اقتباس از رسوم ايزدان شهيد شونده است تولد عيسي نيز همانگونه است . در يلداي ما خيلي از نمادهای کریسمس ديده مي شود مثلا سروي كه براي عيسي تزئين مي كنند همان سرو مهري ماست كه شب يلدا با دو رشته طلايي و نقره اي به نماد ماه و خورشيد تزئين مي شود و ستاره اي كه روي درخت كاج است ستاره ايست كه سه مغ ايراني به انتظارش نشسته اند و شب تولد عيسي مسيح حلول آن را تشخيص داده اند و با سه هديه- طلا ، مرّ مکی و كندر-  راه اورشليم را پيش گرفتند تا اين تازه متولد شده را ببينند. واژه دسامبر  به معناي ماه دهم است كه به تقويم آنها ماه دهم نمي شود و به تقویم ما چنین است! و جالب است كه ساندي (يكشنبه) كه روز مقدس مسيحي هاست يعني روز خورشيد و واژه دی به معنی روز  از ديماه گرفته شده است که هنگام سر زدن خورشید جوان است ، جورابهايي كه بابا نوئل در آن هديه مي گذارد همان جورابهايي است كه در شمال بچه ها براي هديه گرفتن به درب منازل مي برند و دودكشي كه بابا نوئل از آن پائين مي آيد همان روزنه اي است كه روستاهاي كرد نشين و شمال كشور هنوز هم روي بام دارند و شالي را  از آن مي فرستند پايين يعني كه هديه ما را به آن شال ببندید و لباس بابانوئل لباس مهر است، لباس ايزد ميترا مي باشد و سورتمه آن گردونه مهر است .

غسل تعميد هم بر گرفته از آئين مهري ماست و كنده اي كه شب کریسمس در شومينه مي گذارند و به آن yole log می گویند كنده اي بوده كه در شب يلدا مي سوزاندند و همه دور آن جمع مي شدند و می رقصیدند. تمام رسوم آنها سرقتی از شب چله قديم ماست و کریسمسی كه اينقدر پر جاذبه و از نظر تجاري سودبخش است هيچ چيز جز اين نيست .

12- فال حافظ در شب چله

معتقدند در این شب تفال خوب جواب مي دهد. در طالقان خانه هاي مخصوصي دارند به نام تبری خانه . از خانه هايي كه سقف آن باز است و روزن دارد. كوزه اي آب آورده  و دختران هر كدام يك نشان در آن مي اندازند، معمولاَ تكه اي طلا و بعد به پشت بام مي روند و دور روزن جمع مي شوند و پير مردها  مي روند در آن خانه  و بچه اي نابالغ دست در كوزه برده و همزمان با شعر خواني يكي از نشانه ها را بيرون آورده و نشان مي دهد و مشخص مي شود شعري كه خوانده شده از چه كسي بوده اگر خوب باشد می گویند تبری پی نیتش می ره و اگر مساعد نباشد مي گويند انشاءالله سال آينده و با احترام و مناسک خاص فال حافظ را برگزار مي كنند . قدیمیها دوبیتی های طبری امیر پاوزاری را می خواندند یا هنوز هم می خوانند برای همین نام خانه را طبری خانه یا تبری خانه (ساده شدۀ تعبیر) می گویند.

فرمایشات جناب مهندس لباف

ريشه سنن فرهنگي انسان در ارتباط با شب چله

ا- شکوفایی فرهنگ بشری در ایران

در دنياي كهن بخصوص ايران بدون ملاحظه ناسيوناليستي مركز خلاقيت و تمدن اصيل است . محققان به اين نكته پي برده اند كه سرزمين ايران به جهت موقعيت خاص جغرافيايي كه دارد ريشه همه شئون فرهنگي انسان بوده است .

نه در سرزمين هاي انبوه جنگلي و نه در كوير مي تواند يك فرهنگ ، شكوفا شود و تمدن به نهايت تكامل خودش برسد ، بلكه در سرزمينهاي معتدل و در سرزمينهايي كه چشمه ها و درياها و همچنين وضعيت مراتع زمين اجازه دهد تا انسان ها در اين سرزمين بمانند و از منابع طبيعي و مراتع و بخصوص از راه هاي آن استفاده كنند و مبادلات فرهنگي انجام داده و فرهنگ و تمدن را تكامل بخشند و آن را به دنيا صادر كنند این اتفاق مبارک می افتد كه ايران خوشبختانه چنين ويژگي را دارا بوده است و كشورهاي ديگر اين را اقرار مي كنند كه ريشه شئونات فرهنگي را درهمه موارد باید در سرزمين ما ايران جستجو كنند. براي مثال آغاز كشاورزي و معماري در ايران بوده است. فلز گري كه در بين اقوام هیتی و دالتو بوده سامان رساني آن در ايران بوده است و بنا به مطالعات باستان شناسان ريشه اكثر حرفه ها در ايران بوده و مي توانيم بگوييم كه ايرانيان براي زندگي تعريف داشته اند ، به اين معنا كه حدّ و مرز داشته اند و بيهوده زندگي نمي كردند. براي شب مفهومي قائل بودند براي روز و براي هفته نيز مفهومي قائل بودند و اصلا با اين مفاهيم زندگي مي كردند و در واقع از اين مفاهيم براي زندگي روزمره خود استفاده مي كردند و با نگه داشتن حدو مرزها هويت خود را حفظ مي كردند. اما امروزه متاسفانه رويكرد ملت ايران مانند بيداري از يك خواب عميق است. او مراحل را طي نكر د تا به فرهنگ و مدرنيزه دست يابد بلكه از يك فرهنگ سنتي به ناگاه به يك فرهنگ مدرنيزه روي آورد و نتوانست ارزشهاي فرهنگي خود را پله به پله مدرنيزه و امروزي كرده و از آن استفاده بهينه ببرد. به همين دليل هويت ايراني امروزه يا به شکل يك نمايش تمسخر آميز در آمده يا به كلي فراموش شده است. در حالي كه تمام نمايشها و مراسم هويت ملت ايران است همانگونه كه چيني ها هنوز همان هويت اژدهاي خود را با وجودي كه مي دانند اژدها يك افسانه است بر سر چوب كرده و به نمايش مي گذارند كه البته آنها هم تعريف خود را دارند .

2- ثنویت در اندیشۀ ایرانی

در گذشته ايرانی كه يك زندگي شرافتمندانه و قانونمند داشته  كلاً  قرار را بر ثنويت يا دو گانگي گذاشته است. به اين معنا كه روز بوده شب هم بوده ، سپيدي بوده سياهي هم بوده ، خير بوده شر هم بوده ، و هركدام در جايگاه خود كارآيي داشته و مفيد بوده اند حتي همان شرها. به هر حال همه پديده ها به دو گروه تقسيم مي شوند: خير و شر، اهورايي و اهريمني.

3-    جايگاه و اهميت خورشيد

در قديم سرور همه پديده هاي اهورايي بي ترديد خورشيد بوده به اين دليل كه خورشيد همه چيز بوده  و ريشه همه بركات و نور، اگر بخواهيم اهميت خورشيد را در گذشته درك كنيم يك لحظه در خلوت تمام عوامل آسايش امروزي را كه زندگي ما را اشغال كرده است مثل سرعت ، حركت ، ايجاد نور ، همه را ناديده گرفته و خود را در يك دخمه ببينيم كه در آنجا زندگي مي كنيم كه در تاريكي محض است و بي دفاع در برابر تمام حشرات ، حيوانات و درندگان هستيم در اين حالت كه در ترس و گرسنگي و وحشت زندگي مي كنيم آنگاه اهميت خورشيد را خواهيم دانست و قداست آن را در گذشته درك خواهيم نمود.

 

شد آنکه اهل نظر بر کناره می رفتند _______ هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش