neyestane
برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

1) شنبه ها ساعت 17 لیلی و مجنون نظامی با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

2) شنبه ها ساعت 18 غزلیات حافظ با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

3)  یکشنبه ها ساعت 8:30 نشست پژوهشی گیاهان طبّی

4) یکشنبه ها ساعت 9:30 نشست پژوهشی شاهنامه

5) دوشنبه ها ساعت 17 حدیقۀ سنایی با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

6) دوشنبه ها ساعت 18 منطق الطیر عطّار با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

7 دوشنبه ها ساعت 19 غزلیات شمس با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

https://t.me/neyestanekhabar

گفتاری در بهمنگان

گفتاری در بهمنگان- بهمنگان 89- باغ شاهنامه-

انجمن دوستداران حافظ مشهد

 

این متن از روی گفته های اینجانب -الهۀ معروضی- پیاده شده است:

 

آش بهمنگان:

 

ابوریحان بیرونی یکی از آیینهایی را که به خصوص در خراسان مرسوم بوده بار گذاشتن دیگ آش بهمنگان می داند که در آن از همه نوع غلّات و حبوبات و سبزیجات و گوشتهای حلال می ریختند و با گرد گیاه بهمن می خوردند. چیزی شبیه آش شله قلمکار که هنوز در خراسان مرسوم است.

با این که ایرانیان در این ماه کشتار نمی کردند ولی اگر گوشت داشتند، در این آش می ریختند. علّتش این است که وقت انبار تکانی است. هر چه از قبل انباشته بودند می خواهند بخورند تا دوباره آذوقۀ تازه برسد. کاری که مسیحیان قبل از 40 روز، روزه داری لنت می کنند. چینیان نیز آشی مشابه این دارند، در تقویم چینی روز هشتم از ماه دوازدهم تقریباً معادل بهمنگان است.

چون سال نو آنان در بهمن آغاز می شود. البته تقویمشان قمری است و با تقویم خورشیدی کاملاً قابل تطبیق نیست. آنان نیز یک آش ویژه دارند، مثل آش بهمنگان هر چه در خانه پیدا کنند در آن می ریزند. داستانش این است:

پیرزن و پیرمردی بودند که دو پسر و یک مزرعه و یک درخت خرما داشتند. سخت کار می کردند. سال به سال هم محصول مزرعه و هم بار درخت بیشتر شد و توانستند برای یکی دو سال انبار کنند. به امیدی که فرزندان بزرگ می شوند، بتوانند ازدواج کنند و نوه دار شوند. اما عمرشان کفاف نداد. قبل از این که اجل سر برسد به پسرانشان سپردند که ما داریم مرخّص می شویم و این مزرعه و این درخت را به شما می سپاریم. اگر همین طور از اینها مراقبت کنید مطمئن باشید که با مشکلی مواجه نخواهید شد و می توانید بر آرزوهاتان جامۀ عمل بپوشانید و آنگاه هر دو پشت سر هم فوت می کنند.

پسرها می بینند انبارها پر است. می گویند مسلّماً ما امسال که مشکلی نخواهیم داشت. بهتر است امسال را استراحت کنیم. برای پدر و مادرمان خیرات و با دوستانمان رفت و آمد کنیم. از سال دیگر کار را شروع خواهیم کرد. به راحتی تمام آن سال را زندگی می کنند. سال دیگر هم می بینند هنوز محصول دارند، کار نمی کنند و روز هشتم از ماه دوازدهم که می شود، می بینند دیگر چیزی برای خوردن ندارند. می روند داخل انبار، جاروها را بر می دارند، کیسه ها را می تکانند، خاکها را جاروب می کنند. چند لوبیا پیدا می کنند، چند دانه ارزن، دو سه تا خرما خشک، همه را می تکانند و یک دیگ آش بار می گذارند و منظرۀ رقّت انگیز آش که از آخرین دانه های حبوبات آنان به دست آمده مصمّمشان می کند که بعد از این کار کنند تا دوباره بتوانند انبارها را پر کنند.

از آن زمان چینیان در روز هشتم از ماه دوازدهم سال این آش را بار می گذارند و به همین نام می پزند و نوش جان می کنند.

خود نام ماه فوریه نیز از واژۀ لاتینfebruum  به چم پاکسازی گرفته شده است. یک علت آن مراسم مذهبی رومیان در نیمۀ این ماه است که برای پاکسازی روح خود انجام می دادند. امّا به طور طبیعی هنگام انبار تکانی و خانه تکانی است تا برای استقبال از بهار و ورود محصولات تازۀ طبیعت آماده شویم.

 

گیاه بهمن:

گیاهی است به اسم بهمن که گلهای ریز سرخ و سفید دارد. گلهای ریز شبیه لاله دارد ولی خیلی کم جانتر. ساقه های بسیار باریک و برگهای تیز مانند گندم دارد. 70 سانتیمتر قد می کشد. یک گیاه دو ساله است، توی خوزستان و چهار محال بختیاری و غرب کشور زیاد است، ولی در خراسان هم پیدا می شود.

ایرانیها بر این باور بودند که حافظه را زیاد می کند، به خصوص اگر صبح بهمنگان خورده شود. روی شیر تازه مقداری می ریخته اند و بامداد بهمنگان می خوردند. روی آش و ماست هم می ریخته اند و یا دم کرده اش را می خوردند، روی سر هم نیز از این گرد می ریخته و برای آن شگون و خاصیت قائل بودند.

کبد را پاک می کند، آدم را چاق می کند، بنیه را زیاد می کند، نیروی جنسی را زیاد می کند و مقوّی است. عطّارها ریشۀ آن را برای مسمومیتهای غذایی نسخه می کنند.

در ضمن خوردن نان و پنیر و پشمک هم در بهمنگان مرسوم است.

چون چیزهای سفید رنگ منسوب به امشاسپند بهمن می باشد، اسدی توسی گفته در بهمنگان ماست و تره و ماهی آزده (معجون شده) می خورند.

 

امشاسپند بهمن:

بهمن، امشاسپند خرد است. اوّلین امشاسپندی است که بعد از اهورامزدا از او نام می برند. زرتشت وقتی به پیامبری رسید، بهمن را در پیکر یک مرد نورانی دید که پیام اهورامزدا را به او داد.

بهمن امشاسپند ورای نیک و بد است. وقتی خرد انسان از نیک و بد و عناد و دشمنی و کشتار گذشت، بهمن دست او را گرفته وی را به راه اشا می کشاند (راه راستی). راه در جهان یکی است و آن اشاست.

همان که بودائیان به آن دارما می گویند، یعنی مسیر خوب. مسیری که مستقیم تو را به حقّ می رساند و شاید برای هر کسی منحصر به فرد باشد ولی همه با کمک بهمن می توانند آن را طیّ کنند. بهمن خرد نیالوده است.

 

روز پدر:

بهمن روز از بهمن ماه یعنی دوم بهمن به افتخار امشاسپند بهمن که ورای نیک و بد و هر گونه تضاد و  ستیز است جشنی به افتخار خرد بر پا می کنند و به دیدار مردان خردمند می شتابند تا از دستورها و اندرزهاشان بهره ببرند. تا سال 87 روز پدر زرتشتیان امروز بوده یعنی جشن بهمنگان، از سال 79 بهمنگان (26 دی) روز حمایت از حیوانات اعلام شد و حالا اعلام کرده اند که جشن شهریورگان را می خواهند روز پدر بگیرند. یعنی قبلاً روز خرد را روز پدر می گرفته اند و حال می خواهند روز توانایی و چیرگی را روز پدر بگیرند. به هر حال پدران امروزی هر کدام را داشته باشند غنیمت است. چون خرد پیشکش، پدران امروزی اقتدارشان را نیز از دست داده اند. در قدیم پدر که می آمد در خانه، نان می آمد، ترس می آمد. فرزند اگر دست از پا خطا می کرد یا از فرمان پدر سر می پیچید، نه نان داشت و نه امنیت. ولی حالا فرزندان خاطرشان جمع است اگر پدر تأمینشان نکند، مادر می کند. در ضمن ما پدر  آسمانی را هم، بیش از این عنوان که کارهای بخردانه انجام می دهد، با اقتدارش می شناسیم.

البتّه شهریورگان در واقع روز قدرت نفس و تسلّط بر خویشتن است، وقتی انسان بر نفس خویش مسلّط باشد بر خانواده اش هم مسلّط است، بر کشور هم می تواند مسلّط باشد و همه چیز را درست اداره می کند.

آخرین بروزرسانی (چهارشنبه ، 24 دی 1393 ، 19:29)

 

شد آنکه اهل نظر بر کناره می رفتند _______ هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش