neyestane
برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

1) شنبه ها ساعت 17 لیلی و مجنون نظامی با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

2) شنبه ها ساعت 18 غزلیات حافظ با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

3)  یکشنبه ها ساعت 8:30 نشست پژوهشی گیاهان طبّی

4) یکشنبه ها ساعت 9:30 نشست پژوهشی شاهنامه

5) دوشنبه ها ساعت 17 حدیقۀ سنایی با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

6) دوشنبه ها ساعت 18 منطق الطیر عطّار با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

7 دوشنبه ها ساعت 19 غزلیات شمس با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

https://t.me/neyestanekhabar

تاریخچه و مراسم هالووین

تاریخچه و مراسم هالووین

هالووین یک جشن سالانه است. ولی دقیقاً چه چیز در هالووین جشن گرفته می شود و منشأ این رسوم عجیب از کجاست؟ آیا بر طبق برخی شایعات نوعی نیایش شیطان است؟ یا فقط یک ردّ پای بی ضرر از برخی مناسک بت پرستی باستانی است؟

لغت « هالووین » از کلیسای کاتولیک آمده است و تلفظ ناقصی از «All Hallow Eve » به معنی « عید همه قدیسین » می باشد.

اول نوامبر « روز همه قدیسین » یک روز کاتولیک است که برای بزرگداشت این شخصیت ها منظور شده است.

ولی در قرن پنجم قبل از میلاد، در ایرلند سلتی، تابستان بطور رسمی در 31 اکتبر پایان می گرفت و این روز سامهائین ( ساوئین ) [( Saw – en ) Samhain ] نامیده می شد که آغاز سال نو سلتی بود.

داستانی می گوید که در آن روز ارواح همه کسانی که در طی آن سال در گذشته اند، بر می گردند تا بدن زنده ای را برای سال آینده تصاحب کنند.

معتقدند که این تنها امید آنها برای بازگشت به زندگی است. بر طبق باورهای سلتی همه قوانین فضا و زمان در این هنگام معلّق است و این به عالم ارواح اجازه می دهد که با عالم زندگان در هم آمیزد.

طبیعتاً کسانی که هنوز زنده اند نمی خواهند تصاحب شوند. بنابراین در شب سی و یکم اکتبر، روستائیان هر گونه آتشی را در خانه هایشان خاموش می کنند تا ارواح سرما بخورند و ناامید شوند. سپس به روشهای مختلف لباس هایی ماند غولان می پوشند و در اطراف خانه ها جولان می دهند و خرابکاری به راه می اندازند تا ارواحی را که مترصّد تصاحب بدن هایشان هستند، بترسانند.

یک توضیح بهتر بر اینکه چرا سلتی ها آتشهایشان را خاموش می کردند این است که نه به خاطر ترساندن ارواح، بلکه به این خاطر بوده است که همه قبایل سلتی می توانستند آتشهاشان را از یک منبع مشترک که آتش دروئیدی بود که در قلب ایرلند – در Usinach – همواره فروزان بوده دوباره مشتعل کنند.

بعضی گزارش ها زنده سوزاندن شخصی را نقل می کنند که گمان می رفته قبلاً تصاحب شده است تا درس عبرتی باشد برای ارواح. گزارش های دیگر از تاریخ سلتی این داستان ها را افسانه قلمداد می کند.

رومی ها این مراسم را از سلتی ها اقتباس کردند، ولی در قرن اول پس از میلاد، سامهائین طوری در سایر جشن های مرسوم رومی تلفیق شد که در اکتبر برگزار شده و بعنوان روز بزرگداشت پومونا – الهه رومی میوه و درختان – تلقی گردید. سمبل پومونا سیب است که می تواند خاستگاه رسم جدید آویختن سیب در هالووین را توضیح دهد.

انگیزه ی انجام مراسم نیز به مرور زمان تغییر کرده و بیشتر صورت سنت به خود گرفته است. اکنون عقیده به تصاحب شدن توسط ارواح نایاب شده است ولی رسم لباس پوشیدن مانند غولان، ارواح خبیث و جادوگران به جا مانده است.

مراسم هالووین در سال 1840 توسط مهاجران ایرلندیی که به خاطر قحطی سیب زمینی از سر زمین شان گریخته بودند به آمریکا آورده شد.

در آن زمان مطایبات عامه پسندی که در این روز در نیوانگلند انجام می شد عبارت بود از سرازیر شدن در حیاط پهلویی و از لولا در آوردن درهای پرچین.

رسم – یاسور یا حقه سواری ( trick – or – treting ) – گمان نمی رود مربوط به سلتی های ایرلندی باشد، بلکه یکی از رسوم اروپایی قرن نهم است که «هدایت روح» ( Souling ) نامیده می شد. در دوم نوامبر – روز همه ارواح – مسیحیان اسبق از روستایی به روستای دیگر رهسپار می شدند و «کیک روح» گدایی می کردند که از قطعات مربع شکل نان و مویز تهیه می شد. هر کس «کیک روح» بیشتری به آنان هدیه می کرد، به او قول می دادند که دعاهای بیشتری نثار خویشاوندان در گذشته اش کنند. در آن عصر باور بر این بود که متوفی مدتی پس از مرگ در برزخ باقی می ماند، و آن دعا – حتی اگر توسط غریبه ها باشد – می تواند گذر روح را تا بهشت تسریع کند.

 

افسانه یرلندی فانوس جک

یک افسانه ایرلندی می گوید: « روزی جک ناخن خشک میخواره شیطان را دعوت کرد و او را متقاعد ساخت که به شکل یک سکه ی شش پنسی در آید تا با آن شراب بخرند، ولی به جای خرج کردن سکه آن را بسته بندی کرد و کنار یک صلیب نقره ای گذاشت که مانع از این بود که شیطان به شکل اصلیش بر گردد.

جک قبل از اینکه شیطان را آزاد کند با او معامله ای کرد که تا یک سال شیطان نتواند به او لطمه ای بزند.

در هالووین سال بعد شیطان دوباره به دیدار جک آمد و جک او را فریفت تا برای یک سیب از درخت بالا برود و سپس نشانه صلیبی را در تنه درخت حک کرد تا مانع از پایین آمدن شیطان شود. جک شیطان را مجبور کرد تا قسم بخورد هرگز به تعقیب روح او نپردازد و سپس گذاشت تا از درخت پایین بیاید. شیطان به ناچار جک را به حال خود گذارد. جک همان سال در گذشت و به خاطر میخوارگی و خسّت از دروازه بهشت باز گردانده شد، پس به سمت دروازه جهنم رفت ولی شیطان به او گفت که باز گردد. زیرا بنا بر پیمانی که با جک بسته بود نمی توانست مدعی روح او باشد. جک نمی خواست باز گردد، چون همه جا تاریک بود و نمی توانست راهش را پیدا کند. شیطان تنها یک اخگر فروزان به جک داد و جک آن را داخل یک شلغم گذارد و تا ابد جک با این فانوس در اطراف زمین پرسه خواهد زد.

امروزه کودکان اسکاتلندی شلغم های بزرگ را خالی و حکاکی می کنند و داخل آن ها شمع می گذارند.

کودکان ایرلندی از شلغم و سیب زمینی استفاده می کنند. در نواحیی از انگلیس از چغندرهای بزرگ استفاده می کنند. در سال 1840 که ایرلندی ها به خاطر قحط سیب زمینی از سرزمینشان گریخته به آمریکا آمدند، متوجه شدند که با کدو حلوایی می توانند فانوس جک های بهتری بسازند.

 

نقابها و  رسم « یاسور یا حقه سواری »

از زمان های خیلی قدیم مردم وقتی با خشک سالی مواجه می شدند نقاب می زدند. آن ها باور داشتند که شیاطین – که آن ها را مسبب پیشامدهای بد می دانستند – از نقاب های کریه می ترسند و فرار می کنند. حتی پس از اینکه جشن سامهائین و هالووین در هم ادغام شدند، اروپائیان در این موسم سال احساس ناآسودگی می کردند. آن ها برای زمستان انبارها را پر از مواد غذایی می کردند و خانه هاشان گرم و راحت بود. اما ارواح سرد و حسود بیرون از خانه بودند و کسانی که پس از تاریک شدن بیرون می رفتند اغلب از نقاب و پوست حیوانات برای پوشش استفاده می کردند تا شناخته نشوند. حال اگر کسی بطور اتفاقی از این پوششها غافل می شد یا نمی توانست ارواح خبیث را گول بزند، راه دیگری نیز برای اجتناب از آن ها وجود داشت. مردم مقداری غذا و میوه گرد می آوردند و زیر سرپناهی می گذاشتند تا روح سرگردان شب در آنجا بیاساید، اگر روح خبیث از سور آنان خرسند بود دیگر آنان را طلسم یا حقه سوار نمی کرد.

تا همین اواخر نقابها موجود بود و بچه ها در این شب لباس غول ها یا ارواح را می پوشیدند تا همسایه ها را بترسانند ولی رسم سور یا حقه سواری در کار نبود.

حدود 40 سال پیش مردم دست بکار شدند تا این رسم را احیا کنند. بچه ها با لباس مبدل خانه به خانه می رفتند و مردم هدایایی به آن ها می دادند تا از حقه هایی که آن ها سوار می کردند – مثل غلت زدن توی چمن ها – در امان بمانند.

 

رسم آویزان کردن سیب

در هالووین زمان ملغی شده. همچنین فرصتی برای ارتباط با ارواح است. پس می توان با تفأل در این روز از آینده با خبر شد. تفأل های مربوط به ازدواج اغلب با سیب انجام می شود. در سنن سلتی ها، این میوه متعلق به خدا بانوانی بوده که بر شاهراه های عشق نظارت داشته اند.

اگر شما سیبی را از وسط دو نیمه کنید، در هر نیمه اطراف محور آن یک ستاره پنج پر می بینید. ستاره پنج پر در میان سلتی های باستان و نیز فرهنگ های دیگر نماد مهمی بوده است، یعنی سمبل یک خدا بانو بوده است.

یکی از مرسوم ترین روشهای تفأل در میان دختران جوان چنین بوده که سیبی را بر روی آب شناور یا از یک نخ آویزان کنند و سعی کنند آن را گاز بزنند. این مثل پرتاب دسته گل است که هنوز قسمتی از مراسم ازدواج را تشکیل می دهد. اولین کسی که موفق به گاز زدن سیب می شد، عروس آینده بود.

در رسمی دیگر دختر جوان در جلو آیینه شمعی روشن نموده و شروع به پوست کندن سیب می کرد. در حینی که مشغول پوست کندن سیب بود، اگر عکس شخصی مذکر در آیینه می افتاد، می گفتند که او شوهر آینده اش می باشد.

با پوست کندن سیب طول عمر شخص را نیز پیشگویی می کردند. اگر کسی می توانست سیب را تا آخر یک دست پوست بکند می گفتند که عمر او به کمال خواهد رسید، و بالعکس بریده شدن پوست سیب را نشانه ی عمر کوتاه می دانستند.

امروزه نیز سیب در مراسم هالووین نقش مهمی دارد. علاوه بر رسم آویزان کردن سیب، نوشیدن شراب سیب، ساختن شکلات سیب و هدیه دادن سیب در رسم یا سور یا حقه سواری نیز قابل ذکرند. یک روش تفأل دیگر که جوانان در این شب به کار می گیرند تف دادن ذرت و میو ه های مغزدار بر بوته های آتش است. ذرّت، فندق یا بلوط هر کس زودتر ترکید او زودتر ازدواج خواهد کرد.

 

رسم رقصیدن به دور آتش

باور سلتی ها این گونه بود که کسانی که در طی سال در می گذشتند، روحشان تاکنون در اطراف خانه هایشان بوده و در این شب باید سفر می کردند و به آن سوی زمان می رفتند.

پس مردم برای آنان آذوقه فراهم می کردند و بته های آتشی می افروخته تا روشنی بخش راه ظلمانی آنان باشد و برای این که دیگر کاشانه ی خود را نبینند و از آن دل بکنند، هر گونه آتش و روشنی را در خانه خاموش می کردند و خودشان با نقاب در اطراف بته های آتش می رقصیدند تا ارواح بترسند و زود عبور کنند. برخی نیز با ملافه هایی که روی سرشان می انداختند، دور آتش می رقصیدند و به افتخار محصولی که درویده بودند پایکوبی می کردند. در پایان شب هر خانواده مشعلی از آن آتش افروخته و اجاق خانه شان را دوباره روشن می کرد تا محافظ آنان باشد.

 

برپایی هالووین در مکزیک

مردم مکزیک در این روز به دیدار اهل قبور رفته آرامگاه های خانوادگی را میشویند و می آرایند. اغلب چراغ پیک نیکی می آورند و اطراف مزارها می نشینند و خاطراتی از درگذشتگان نقل می کنند و با غذاهایی از قبیل خوراک گوشت تند، نان و مقدار زیادی شیرینی که بعضی انواع آنها شکل جمجمه است جشن می گیرند و با خورد و خوراک و آشامیدنی و اجتماعات خوب جوّ شادی ایجاد می کنند که در کنار آن چرخۀ زندگی و مرگ به خوبی نمایان است.

در روستاها رسوم نمایشی حفظ شده اند. مردم مانند اسکلت لباس می پوشند و در خیابانها می رقصند. جشنهای خانگی و اهدای قطعات نانی که در آنجا نان مرده نامیده می شود هنوز پابرجاست. همراه نان اسکلتهای شکری یا نمادهای دیگری که یادآور مرگ است می گذارند. اگر نام شخصی بر روی جمجمه یا اسکلت حک شده باشد، این هدیه ارزش بیشتری خواهد داشت. همچنین خانواده ها در کلیسا شمع روشن کرده مناجات می کنند. همۀ مراسم از آغاز تا پایان دربارۀ زندگی می باشد.

 

بر پایی هالووین در آمریکا

این رسم همراه با مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی به آمریکا آمد. اگرچه در آنجا اشارات اسرار آمیز آن کمرنگ شده و تنها یک جشن خرمن محسوب می شد: شبی برای آویختن سیب، خوردن ذرّت بو داده و نقل داستانهای ارواح خبیث پیرامون آتش بود، و در قرن بیستم به جشنی فقط برای کودکان تبدیل شد.

امروزه نیز پوشیدن لباس مبدّل و رفتن از دربی به درب دیگر به منظور ادای رسم «یا سور یا حقّه سواری» توسّط بچّه ها مهمترین قسمت این مراسم است. اغلب شهروندان در این رسم شرکت می کنند تا فرهنگ ستیز تلقّی نشوند. بعضی از بالغین خودشان نیز لباس مبدّل می پوشند و همراه بچّه ها می روند یا مهمانیها و مسابقات نقابدار ترتیب می دهند.

سایر اعمال هالووین همۀ ماه اکتبر را پر می کند. این رسم علیرغم افکار ترسناکی که پیرامون مرگ و ماوراء طبیعه وجود دارد روحیه ی عیش و عشرت ساوئین (سامهائین) را برجا نگه می دارد. آمریکائیها فیلمهای ترسناک، اجتماعات خانه های تسخیر شده، قصّه های ارواح خبیث و تخته های احضار روح را به مراسم اضافه کرده اند. کارت های تبزیک و مراسم مخصوص تزئینات جشن نیز قسمت عمده ای از مراسم را تشکیل می دهند. این رسم بعد از کریسمس بیشترین درآمد را عاید مغازه داران می کند.

یک رسم دیگر هالووین جمع کردن پول برای یونیسف می باشد که در قالب رسم «یا سور یا حقّه سواری» به جای شکلات یا همراه شکلات جمع آوری می شود.

 

چگونه جادوگران در هالووین جای گرفتند؟

با آمدن مبلّغان مسیحی، همه ی روزهای مقدّس سلتی ها شیطانی قلمداد شد. کلیسا تعطیلات خود را عمداً مقارن با تعطیلات بومی ترتیب می داد. مثلاً جشن همه ی قدّیسین را در اوّل نوامبر بر پا نمود. سلتی ها هنوز هالووین خود را جشن می گرفتند و باور روح سرگردان بسیار قوی بود. پس کلیسا روز همه ی ارواح را پایه گذاری کرد. روزی که مردم می بایست برای مردگان دعا می کردند و امّا کسانی را که پیرو سنن باستانی بودند کلیسا وادار می کرد تا مراسمشان را پنهان کنند.

با این حال بوته های آتش باز هم افروخته می شد. در چنین روزی بود که کشیشی در حال عبور از یک جادۀ روستایی بوته های آتشی را که بر روی یک تپّه می سوخت و مردمی را که با ملافه هایی که بر خود کشیده بودند و دیرک ها و مشعل هایی در دست دور آتش می رقصیدند، دید. با وجود ماهی که پشت سر آنان می درخشید، به نظر او چنین آمد که آنان در حال پرواز در هوا هستند. مرد به سوی روستا دوید تا بگوید که جادوگران دارند پرواز می کنند و شیطان در راه است.

و از آن زمان تا کنون جادوگر سمبول اصلی هالووین بوده است.

 

تاریخچۀ جادوگران

کلمۀ جادوگر Witch  مأخوذ از  Wicaدر زبان ساکسونی است که به معنی خردمتد می باشد. جادوگران وقتی برای روز سبت آماده می شدند، یک روغن مقدّس به پوست خود می مالیدند که در آنها احساس پرواز کردن ایجاد می کرد و اگر روزه دار بودند در سرشان احساس سبکی داشتند. بعضی جادوگران بر پشت اسب می نشستند ولی جادوگران فقیر پیاده می رفتند یا یک جارو یا دیرک به خود می بستند تا آنها را در پریدن بر روی رودها یاری رساند.

در انگلیس وقتی جادوگران جدید به ظهور رسیدند اغلب چشم بند می زدند، خود را با روغن پرواز اندود می کردند و روی دسته ی جارو جای می گرفتند. روغن ذهن آنان را حیران ، ضربان قلبشان را زیاد و پاهایشان را کرخت می کرد. وقتی به انها گفته می شد شما در حال پرواز بر فراز دریا و یا خشکی هستید ، جادوگر ورد مخصوص ان را می گفت.

 

مراسم جادوگران

جادوگران و شیطان پرستان هنوز هالووین را یکی از مؤثرترین اوقات سال برای به کار بردن جادو می دانند. اغلب جادوگران در این شب در مراسمی به نام پایین کشیدن ماه شرکت می کنند. سرگروه جادوگران به صورت واسطه در می آید تا خدابانوی ماه در او حلول کند. همۀ شرکت کنندگان اعمّ از زن و مرد عریان یا به تعبیر خودشان آسمان پوش هستند.

یکی از پایگاه های برپایی این مراسم استون هنج –از تشکیلات قدیمی رازوری در انگلیس- است. که محلّ اغلب گردهمایی های مشتاقان علوم خفیّه می باشد. بعضی از اعضای این تشکیلات خود را دروئیدی های امروزی می نامند. (برخی عقیده دارند استون هنج پایگاه کیش دروئیدی بوده است.)

علاوه بر این شواهد نشان می دهد که برخی شیطان پرستان و بر پا کنندگان مراسم سحر و جادو قربانی هایی نیز به خدایانشان پیشکش می کنند. این قربانی ها اغلب حیوانات هستند ولی شاید قربانی کردن کودکان نیز نزد آن ها مزسوم باشد.

آخرین بروزرسانی (جمعه ، 25 شهریور 1390 ، 14:13)

 

شد آنکه اهل نظر بر کناره می رفتند _______ هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش