neyestane
برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

1) شنبه ها ساعت 17 لیلی و مجنون نظامی با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

2) شنبه ها ساعت 18 غزلیات حافظ با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

3)  یکشنبه ها ساعت 8:30 نشست پژوهشی گیاهان طبّی

4) یکشنبه ها ساعت 9:30 نشست پژوهشی شاهنامه

5) دوشنبه ها ساعت 17 حدیقۀ سنایی با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

6) دوشنبه ها ساعت 18 منطق الطیر عطّار با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

7 دوشنبه ها ساعت 19 غزلیات شمس با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

https://t.me/neyestanekhabar

ایستر جشن سال نو

ایستر جشن سال نو

در زمانهای قدیم تقویم رایج در روم قمری بوده و از زمان ژولیوس سزار با الهام از تقویم ایرانی – بابلی خورشیدی گردیده است که شروع آن اعتدال بهاری بوده. شاهد آن نام چهار برج از این تقویم می باشد. سپتامبر به معنی هفتمین، اکتبر هشتمین، نوامبر نهمین و دسامبر دهمین است. پس ماه مارس اولین می شود.

ضمناً مسیحیان از همان قرون اولیه با عید ایستر آشنا بودند ولی جشنی به نام کریسمس یا میلاد مسیح نمی شناختند. این جشن از اواخر قرن ششم در انگلیس و پس از آن به تدریج در سایر کشورهای اروپایی پذیرفته شد. ولی تا قرن نوزدهم در آمریکا یک عید رسمی نبود.

 

ریشه های عید ایستر

1 ) ریشه های خدایان پرستی: اغلب کیش های خدایان پرستی رایج در نواحی مدیترانه ای یک جشن آیینی فصلی بزرگ در هنگام یا پس از اعتدال بهاری داشته اند.

یکی از این کیش ها مربوط به سیبل خدابانوی باروری فریژی و همسر محبوب وی آتیس می باشد. در حدود 204 سال پیش از میلاد مسیح این آیین غریب در روم رواج پیدا کرد. (در یونان پیش از آن شایع شده بود) و تپه واتیکان مهمترین مرکز پرستش سیبل گردید.

همراه با آیین سیبل، آیین های مشابه دیگر نیز در لوای نامی جدید رایج شد. از قبیل: تموز کهن، ازیریس، دیونیزوس و ارفه. آتیس یک ایزد نباتی و تولد یافته از باکره بود. او هر ساله در فاصله بین 25 – 22 مارس می مرد و دوباره متولد می شد. در این رابطه فستیوالی با سوگواری در جمعه سیاه شروع می شد و پس از سه روز با سرور برای رستاخیز او خاتمه می یافت.

پرستش آتیس توسط خدایان پرستان و عیسی توسط مسیحیان در ابتدا در یک ناحیه جغرافیایی رواج داشته است. مسیحیان نیز مرگ و رستاخیز عیسی را همزمان با فستیوال آتیس گرامی می داشتند و اهل دو فرقه یعنی خدایان پرستان و مسیحیان درباره این که کدامیک از این ایزدان اصیل و کدامیک جعلی است به تلخی بحث می کردند.

دامنه این مباحثات حتی تا به امروز نیز کشیده شده است.

برخی از مورخان مسیحی می گویند افسانه های مرگ و رستاخیز خدا – مردان که مربوط به کیش های خدایان پرستی می شود چند قرن قبل از تولد عیسی شیوع داشته است.

و کلیسا به این دلیل این افسانه ها را با زندگی عیسی درهم آمیخته است تا مردم روم نظریه پردازی مسیحیت را آسانتر بپذیرند.

دیگران می گویند بسیاری از رویدادهای زندگی عیسی که در اناجیل آمده است از زندگی کریشنا شخصیت دوم  تثلیث هندوان اقتباس شده است.

مسیحیان متعصب توضیح دیگری دارند. آنان می گویند شیطان ایزدان جعلی را با تجاربی همانند عیسی مسیح به وجود آورده تا نوع بشر گیج شود و ظهور عیسی مسیح را نپذیرد.

اغلب مسیحیان امروزی مرگ و رستاخیز عیسی را واقعی و بی هیچ ارتباطی به افسانه های مشرکانه بی ارزش قلمداد می کنند.

2 ) عید فصح و جشن نان فطیر یهودیان: پسح یادآور گذر فرشته مرگ است. این فرشته از خانه هایی که سردرشان با خون حیوان قربانی شده علامتگذاری شده بود چشم پوشید و عبور کرد. ولی در سایر خانه ها اولین فرزند ذکور و اولین زاده حیوانات خانگیشان را کشت.

شب « فصح » در مصر شبی وحشت آور بوده نه برای یهودیان، بلکه برای مصریان. زیرا برای کسب اجازه ترک این سرزمین که یهودیان در آن روزگاری فلاکت بار داشتند، موسی، فرعون و مصر او را لعن و نفرین کرده بود و در نتیجه به سراسر سرزمین مصر انواع و اقسام بلایا فرود آمده بود: ابر سیاه ملخ ها، سیل خون، بیماریهای فراگیر، و سرانجام، مصیبت آخرین که از همه شومتر بود: وقتی روز بر آمد، با پراکنده شدن نخستین شعاعهای آفتاب، تمام نخست زاده های مصری، حتی پسر فرعون مردند. به همین دلیل است که یهودیان، طعام عید پاک را به یاد بود شب قبل از آزادی خود، صرف می کنند. آنها در حالت ایستاده یک بره را که در آتش کباب شده است، با سبزیهای تلخ یا کرفس و نان فطیر می خورند. آنها در آن شب همه سندل به پا داشتند و آماده عزیمت بودند. وقت آن را نداشتند که برای بر آمدن نان به آن مایه بزنند و به همین دلیل نان فطیر پختند و سبزیها و علفهای موصوف نیز طعم تلخی ها و مرارتهای دوران بردگی بود که اینک به پایان رسیده بود.

آنان که در آن شب آماده عزیمت بودند این غذا را صرف کردند و سپیده دم روز بعد به هدایت موسی به راه افتادند، و بعد فرعون قصد متوقف کردن آنان را داشت موسی دریا را شکافت و یهودیان از راهی که میان امواج باز شده بود عبور کردند. و هنگامی که فرعون و سپاهیانش به تعقیب آنها به دریا رسیدند، دوباره دریا بر هم بر آمد و راه بسته شد.

البته برخی نظریه پردازان برای این جشن نیز ریشه های خدایان پرستی قائلند:

جشن شبانی سامیان: عید فصح یهودیان را ادامه یک رسم ملحدانه که توسط شبانان سامی سرگردان برگزار می شد می دانند.

جشن درو کنعانیان: می گویند جشن نان فطیر در ابتدا جشن درو کشاورزان کنعانی بوده است که در آغاز درویدن جو برگزار می شده، چون جو اولین غله ای بوده که می رسیده است.

چون این دو جشن تقریباً در یک زمان برگزار می شده اند، اسرائیلیان هر دو را اقتباس و در هم ادغام کرده اند.

 

3 ) رستاخیز مسیح: یک موضوع خیلی رایج در کیش های باستانی منجی بشریت است که معدوم و به جهان زیرین فرستاده می شود و پس از دو یا سه روز رستاخیز به جهان برین عروج می کند. زندگی یشوع ناصری ( عیسی مسیح) مطابق آنچه در اناجیل آمده است نسخه مسیحی این داستان را شرح می دهد:

مسیحیان روز ایستر را به یاد روز با شکوهی که در طول آن، عیسی که سه روز پیش بر صلیب جان داده بود، حیات دوباره یافت گرامی می دارند و جشن می گیرند.

مسیح، بر فراز صلیب در اورشلیم جان داد، زیرا یهودیان او را شیادی خطرناک برای یهودیت خود می دانستند. و بالأخره از رومیان خواستند تا آنان را از شر او نجات دهند.

رومیان در این زمان فلسطین را در اشغال و تصرف خود داشتند و بر حسب ظاهر در امور مذهبی یهودیان مداخله نمی کردند مگر وقتی که خاخام های یهود از آنها بخواهند تا نظم را در جامعه بر قرار کنند، و اما روحانیت یهودی که در رأس آن     خاخام بزرگ قرار گرفته بود، عیسی را متهم می کرد که در مملکت، بذر آشوب و هرج و مرج می پراکند، زیر ا خود را « پادشاه یهودیان » معرفی می کند. اما در این عصر تنها پادشاه یهودیان که واقعاً به امر سلطنت مشغول بود .... امپراتور تیبریوس (تیبر) روم بود. حاکم رومی شهر، پونس پیلات ظاهراً به تقصیر و مجرمیت متهم یقین نکرده و او را فقط یک مرد معترض بی ضرر دیده بود. اما در نهایت همین حاکم رومی بود که عیسی را به صلیب محکوم کرد.

لیکن طی تشریفات رسمی، پیش از آنکه رأی محکومیت عیسی را صادر کند، دست های خود را شست تا چنین بفهماند که بار این ظلم و بی عدالتی بر دوش او نیست.

بنابراین به دلائل سیاسی عیسی محکوم به صلیب شد و دفاعی از خود نکرد. او را در حضور جمع یهودیان شلاق زدند، به علامت استهزاء تاجی از تیغه های خار کاملاً تیز بر سرش گذاشتند و تیر چوبی بزرگ صلیب را بر پشتش نهادند تا آن را در طول راهی که او را به محلی موسوم به «جل جتا» (به معنی جمجمه) می رساند، حمل کند، و در همانجا بود که عیسی به صلیب کشیده شد. بر فراز صلیب، محکومان که دستهایی آویزان داشتند و پاهایشان یکی بر روی دیگری بسته شده بود، در انتظار مرگی دردآور و دیررس می ماندند. استخوان قلم پای آنها را می شکستند، بدن دیگر بر ستونی استوار نبود، ریه ها زیر فشار تنه می فرسودند، تنفس غیر ممکن می شد و سرانجام مرگ از طریق خفگی فرا می رسید. با «پادشاه یهودیان» لاجرم باید رفتاری جدا از دیگران می شد: هر چند قلم پای او را نشکستند، لیکن کف دستها و پاهای او را با میخ به چوب صلیب کوبیدند، و خون سرازیر شد. از سر او نیز به دلیل تیغه های خاری که بر آن بود خون می ریخت، عیسی که در میان دو راهزن محکوم، به همین مجازات آویخته شده بود، پیش از آنان همراه با فریاد وحشت آوری که از دل بر کشیده بود جان داد. درست در لحظه مرگ او، بعد از آن فریاد ترس آور، رعد به غرش درآمد و زمین به لرزه افتاد. اما او زمان درازی به حالت مرده باقی نماند.

سه روز بعد قبر او باز بود، کفنش باز شده بود و خود او خندان و خشنود بر زنان حسرت زده و افسرده ای که بر در قبر او می گریستند ظاهر گشت.

 

نام ایستر از کجا منشأ گرفته است.

نام ایستر با نامهای خدابانو و خدایانی قدیمی در رابطه می باشد. ایستر پس از ائستر شناخته شده است. او خدابانو- بزرگ مادر ساکسونها در اروپای شمالی بود. توتونها نیز خدابانوی سپیده دم را که موکّل باروری بود به عناوین استاره، استارا، استرن، ائسترا، ائستره، ائستور، ایسترا، ایستور، آئوسترون و آئوسوس می شناختند. نام او از لغت قدیمیی که برای بهار به کار می رفت یعنی «ایستره» مشتق شده بود.

خدابانوهای مشابهی به اسامی دیگر در فرهنگ های باستانی اطراف مدیترانه شناخته شده بودند و در زمان بهار به افتخار آنان جشن و سرور بر پا می شد. برخی از آنان عبارت بودند از:

-         آفرودیت از یونان،  - آستارته از فنیقیه،  - دمتر از رم،  - هاثور از مصر، - ایشتار از سوریه، کالی از هند، - آستارا خدا بانوی شمالی باروری.

 

-        منشأ دیگری برای واژه ایستر

نامی که کلیسای فرانکی به جشن رستاخیز مسیح داده است کلمه لاتین «آلبا» را شامل می شود که به معنی سفید می باشد. این به خاطر روبانهای سفیدی بود که در برگزاری جشن استفاده می شد. ولی واژه «آلبا» به معنی طلوع خورشید نیز می باشد. هنگام ترجمه نام جشن به آلمانی به اشتباه معنی طلوع خورشید استنباط گردید و به واژه «استرن» ترجمه شد. برخی نام ایستر را بر گرفته از واژه آلمانی «استرن» می دانند.

 

نام عید پاک از کجا منشأ گرفته است؟

واژه عبری Pesach گذر یا نادیده گذشتن معنی می دهد، یاد آور فرشته مرگ که در مصر خانه هایی را که سردر آنها با خون قربانی رنگین شده بود، نادیده گرفت و عبور کرد.

تلفظ آرامی این واژه Pascha می باشد که اصطلاح یونانی عید ایستر نیز هست. در لاتین هشت روز عید ایستر Festa Paschalia نامیده می شود و این لغت جمع به فرانسه Paques می شود.

پس عید پاک مسیحیان همان عید Pesah، پسح یا فصح یهودیان می باشد.

 

عید ایستر، حلقه رابط خدایان پرستی، یهودیت و مسیحیت

ایستر قدیمترین عید کلیسای مسیحی و حلقه رابط میان عهد جدید و عهد قدیم می باشد.

این ارتباط هم واقعی و هم مثالی است. واقعی به این جهت که عیسی مسیح در اولین روز ایستر یهودیان کشته شد و مثالی زیرا هر ساله در آن روز بره پاک (یا فصح) به یاد نادیده گذشتن فرشته مرگ قربانی می شد و مسیح بره حقیقی خدا قلمداد گردید.

و نیز مرگ و رستاخیز مسیح همصدا با قانون قدیمی مرگ و رستاخیز منجی طنین افکند و تجلیی واقعی از این گونه ایزدان را عینیت بخشید. پس از طرف دیگر حلقه رابط بین ادیان توحیدی و آیین های ملحدانه نیز می باشد.

 

از چه وقت مسیحیان عید ایستر را بر پا می دارند؟

دایرِة المعارف بریتانیکا می گوید: «هیچ اشاره ای به پیدایش جشن ایستر در عهد جدید یا در نوشته های حواریون مسیح وجود ندارد. در اذهان مسیحیان اولیه هیچ روز خاصی قداست نداشته است.

برخی مورخان کلیسایی اظهار می کنند که پیدایش ایستر در سده اول بوده است، ولی آنان باید بپذیرند که شواهد اولیه شان برای بر پایی ایستر مربوط به سده دوم می باشد. از کلیسای سده دوم نیز درباره منشأ جشن ایستر شاهدی به دست نمی آید.

 

تاریخ برگزاری عید ایستر

مسیحیان اولیه از تقویم یهودیان تبعیت می کردند و رستاخیز عیسی را در روز فصح که چهاردهم از نیسان یعنی اولین ماه سال یهودی بود جشن می گرفتند.

با پایان سده دوم نیز بعضی از کلیساها عید ایستر یا پاک را در تاریخ یهودی فصح برگزار می کردند، بی آنکه در نظر بگیرند کدام روز هفته است، در حالیکه سایر کلیساها این جشن را در اولین یکشنبه پس از این روز برگزار می کردند. اگر فصح نیز با یکشنبه مصادف می شد، مسیحیان این جشن را هفت روز عقب می انداختند. بنابراین در روزی بین پانزدهم تا بیست و یکم ماه یهودی نیسان برگزار می شد.

متعاقباً تاریخ ایستر اولین یکشنبه پس از اولین ماه پر (ماه پاک)، پس از تاریخ قراردادی اعتدال بهاری یعنی بیست و یکم مارس وضع گردید.

به هر حال این تاریخ در میان مسیحیان یکنواخت نبود.

1 ) تفاوتهای محلی: به خاطر دقیق نبودن محاسبات تقویمی اتفاق می افتاد. دقیقترین محاسبات تا قرن ششم میلادی بر پایه مطالعات منجمان و دانشمندان اسکندریه انجام می شد و مورد قبول جهانیان بود.

2 ) اگر فصح روز یکشنبه واقع می شد، کلیسای سلتی آن را به تعویق نمی انداخت. بنابراین آنان ایستر را در روزی بین چهاردهم و بیست و یکم نیسان جشن می گفتند و حدوداً یکسال از هر هفت سال، ایستر آنان یکهفته قبل از کلیسای رومی برگزار می شد. این امر در میان بازماندگان کلیسای سلتی تا حدود سال 716 باقی بود. کلیسای ویلزی تا سال 768 تاریخ رومی را نپذیرفت.

3 ) تقویم ژولیان که تا اواسط سده شانزدهم مورد استفاده همه کلیساهای مسیحی بود، در هر سال حدود 11 دقیقه و 14 ثانیه خطا داشت. این خطا هر 128 سال به یک روز کامل خطا تبدیل می شد و تا سده شانزدهم، 10 روز خطا انباشته شده بود. به سفارش پاپ گرگوری سیزدهم مطالعه ای انجام شد تا ببینند چگونه می شود این خطا را تصحیح و از بیشتر شدن آن در آینده جلوگیری نمود.

راه حل به این صورت بود که اغلب سالها بی هیچ افزایشی ثابت شدند و تنها سالهایی که بر 400 بخش پذیر بودند ( مثل 1600، 2000 ، 2400 ) افزایش داشتند. کلیسای کاتولیک روم تقویم را با تبدیل 15 اکتبر 1582 به 4 اکتبر 1582 تصحیح کرد. انگلیسیها از تقویم گرگوری تا اواسط سده هجدهم تبعیت نکردند. آنها یک 11 روز برای تصحیح در نظر گرفتند. روز متعاقب دوم سپتامبر 1752 چهاردهم سپتامبر بود. کلیساهای ارتودکس شرقی به استفاده ار تقویم ژولیان ادامه دادند که دقیقاً 13 روز با تقویم گرگوری اختلاف دارد.

از سال 1923 ارتودکس های رومی و ارتودکس های یونانی تقویم گرگوری را اتخاذ کردند.

ولی باز به استفاده از تقویم ژولی برای محاسبه روز ایستر ادامه دادند.

تفاوت بین دو تقویم همچنان بیشتر می شود. بیشتر کلیساهای ارتودکس یونانی کریسمس را در هفتم ژانویه و روز سال نو را در چهاردهم ژانویه (بر طبق تقویم گرگوری) جشن می گیرند.

این اختلاف معمولاً سبب می شود ایستر در کلیساهای کاتولیک رومی و کلیساهای ارتودکس شرقی فقط هر سه یا چهار سال در یکشنبه ای یکسان جشن گرفته شود. در بقیه سالها ایستر ارتودکسها که پاک نامیده می شود، یک، چهار یا پنج هفته تفاوت دارد.

 

سال

ایستر ( تقویم گرگوری )

ایستر ( تقویم ژولی )

تطابق

2001

15 آوریل

15 آوریل

دارد

2002

31 مارس

5 مه

 

2003

20 آوریل

27 آوریل

 

2004

11 آوریل

11 آوریل

دارد

2005

27 مارس

1 مه

 

2006

16 آوریل

23 آوریل

 

2007

8 آوریل

8 آوریل

دارد

2008

23 مارس

27 آوریل

 

2009

12 آوریل

19 آوریل

 

2010

4 آوریل

4 آوریل

دارد

 

ایستر و روز یکشنبه

در اغلب آیین ها اعتدال بهاری با سه موضوع اساطیری در هم آمیخته است:

1 ) بارگیری و آبستنی که منجر به زایش در انقلاب زمستانی می شود.

2 ) پیروزی ایزد نور (یا زندگی، باززایی و رستاخیز) بر نیروهای تیره.

3 ) فرو رفتن ایزد یا ایزدبانویی به جهان زیرین برای یک دوره سه روزه.

هر سه این موضوع ها با خورشید و خدایان خورشیدی در ارتباط می باشد و یکشنبه روز خورشید است. دو اعتقاد درباره منشأ کلمه انگلیسی «Sunday» وجود دارد:

1 ) از نام خدابانوی خورشید اسکاندیناویها « سونا» مشتق شده است (خانم زنه یا زونه)

2 ) از «سل» خدای رمی خورشید گرفته شده است.

سنت جروم مسیحی می گوید: «اگر این روز را خدایان پرستان روز خورشید می نامند ما نیز این نام را می پذیریم، زیرا در این روز خورشید داوری سر زده است.»

از اولین روزهای تأسیس کلیسا مراسم عشاء ربانی در اولین روز هفته یهودی قرار داده شد. به این خاطر که در ( 7 :20 ) Acts آمده است: «و در اولین روز هفته، وقتی گرد هم آمده بودیم تا نان را بشکنیم، پاول با آنان سخن گفت.»

و نیز در ( 20 : 16 )  I Corithinasآمده است: «در اول هر هفته بگذارید هر یک از شما شخصاً چیزی را کنار بگذارد و جمع کند تا کامیاب شود.»

هر یکشنبه روز جشن مسیح است. به این دلیل است که یکشنبه های دورۀ لنت جزو چهل روز توبه و ریاضت حساب نمی شوند و به این دلیل است که عید قدیسین معمولاً در یکشنبه بر پا نمی شود.

و نیز هر یکشنبه تنزیل روح القدس در پنتاکوست جشن گرفته می شود که باعث تأسیس کلیسا شد.

 

مراسم روز ایستر

1 ) ریسوس پاکالیس: منشأ این رسم عجیب در باواریه در قرن پانزدهم می باشد.

کشیش در خطابه اش حکایات خنده دار می گوید که سبب می شود شنوندگانش بخندند.

مثلاً اینکه چگونه شیطان تقلا می کند درهای جهنم را بر روی مسیح که به جهان زیرین می رود قفل نگه دارد. سپس باید از داستان نتایج اخلاقی بگیرد.

2 ) تخم مرغ های ایستر: چون در دورۀ لنت استفاده از تخم مرغ قدغن می باشد، آنها را در عید ایستر بر روی میز می آورند و با رنگ قرمز می آرایندشان تا لذت ایستر را نشان دهند. این رسم نه تنها در اروپای لاتین بلکه در کلیساهای شرقی نیز وجود دارد.

مفهوم نمادین آن آفرینش جدید نوع بشر با رستاخیز عیسی از مرگ می باشد. این رسم احتمالاً ریشه ای بسیار کهن داشته و یادگار دوران خدایان پرستی است که به همراه چند رسم مهم دیگر که در روزگار باستان به مناسبت فرا رسیدن بهار بر پا می شده، در جشن ایستر رسوخ کرده است. تخم مرغ مظهر نخستین جوانه حیات در اولین بهار می باشد.

به کودکان گفته می شود تخم مرغ های ایستر پنج شنبه با به صدا در آمدن زنگها به رم می روند و یکشنبه صبح بر می گردند. کودکان در عید ایستر تخم مرغ های رنگی را به هم می زنند تا ببینند تخم مرغ چه کسی از همه دیرتر می شکند. بازی دیگر چرخاندن تخم مرغ است که در دوشنبه هفته ایستر روی چمنزار کاخ سفید اجرا می شود. بعضی مردم معتقدند در روز اعتدال بهاری و پاییزی می توان با بکارگیری نیروهای خارق العاده تخم مرغ را بر روی قاعده اش ایستاند.

3 ) خرگوش ایستر: یک افسانه ساکسونی می گوید: ائستره (الگوی ساکسونی ایستر) روزی در زمستان یک پرنده مجروح بر روی زمین یافت و برای نجات زندگیش او را به خرگوش مبدل ساخت.

ولی در قالب خرگوش نیز آن پرنده تخم می گذارد و تخم هایش را رنگ می کرد و به ائستره هدیه می داد.

خرگوش ایستر تخمگذار است. به همین دلیل آن را در آشیانه یا در باغچه نگه می دارند.

خرگوش یک نماد بسیار کهن و همیشه مظهر باروری بوده است.

4 ) هندبال: در فرانسه و آلمان بازی هندبال یکی از سرگرمی های روز ایستر بود.

توپ هندبال می تواند مظهر خورشید باشد و باور بر این است که خورشید برای سر زدن در صبح روز ایستر باید سه جهش داشته باشد. اسقف ها و زیر دستانشان در هفته ایستر پس از انضباط سخت دوران لنت توپ بازی می کردند. این بازی لیبرتا دسمبریکا Liberta Decembrica نامیده می شد، زیرا پیش از آن در دسامبر، اربابها با خدمتکاران و بردگان و شبانانشان توپ بازی می کردند. توپ بازی با نوعی رقص همراه بود که در آن حتی اسقف اعظم و رئیس دیر شرکت می کردند. در انگلیس نیز توپ بازی ورزش محبوب عید ایستر بود که در آن مقامات دولتی با تشریفات شرکت می کردند. در سالهای اخیر در بری سنت ادموند دوازده زن پیر با روحیه عالی بازی را اجرا کردند. پس از بازی و رقص ضیافتی بر پا می شد و در آن خطابه ای قرائت می گشت.

5 ) مردان و زنان: در دوشنبه ایستر زنان حق دارند شوهرانشان را بزنند، در سه شنبه ایستر مردان حق دارند زنانشان را بزنند. همانطور که در دسامبر، غلامان اربابانشان را توبیخ می کردند. در قسمت های شمالی انگلیس مردان در یکشنبه ایستر در خیابانها رژه می روند و اعلام می کنند که در ازای بوسه یا یک سکه شش پنسی هر زنی را سه بار از روی زمین بلند می کنند. روز بعد زنان این کار را انجام می دهند. در آلمان در روز ایستر نوکر، کلفت را با دسته کلید شلاق می زند. در دوشنیه کلفت همین کار را با نوکر انجام می دهد. آنان مرخصیشان را با تقدیم تخم مرغ های ایستر تضمین می کنند. این رسوم احتمالاً در پیش از مسیحیت ریشه دارد.

6 ) آتش ایستر: آتش ایستر بر روی کوهستانها افروخته می گردد و باید از آتش نوین گیرانده شود که از اصطکاک چوب ایجاد می شود. این یک رسم خدایان پرستی است که در همه اروپا سرایت کرده است و پیروزی بهار بر زمستان را ابراز می کند. کشیشان برای الغای این رسم تلاش زیادی کردند ولی موفق نشدند. بنابراین آن را جزو رسوم ایستر به شمار آوردند و به ستونهای آتش در بیابان و به رستاخیز مسیح ارتباط دادند. آتش های نوین در یکشنبه مقدّس از سنگ چخماق گرفته می شود و مظهر رستاخیز نور جهان از گوری است که بر روی آن سنگ نهاده اند. برخی جاها پیکرکی در آتش ایستر پرتاب می شد که نماد زمستان بود ولی مسیحیان راین آن را یهودا می نامیدند.

7 ) حرکت دسته جمعی و بیدار باش: در پوی فرانسه، از زمانهای نا معلوم تا قرن دهم رسم بر این بود، اگر کشیشی صبح ایستر حاضر نمی شد کشیشان دیگر و نایب اسقفان صلیب و آب مقدس را برداشته، سرود خوانان به خانه شخض غایب می رفتند. اگر هنوز در بستر بود، بر وی آب می پاشیدند و او را به طرف کلیسا هل می دادند. وی برای تنبیه مجبور بود به سایرین صبحانه بدهد. در قرن پانزدهم مشابه این رسم در نانتز و آنگرز پیدا شد. در برخی نواحی آلمان والدین و فرزندانشان سعی می کنند یکدیگر را در صبح روز ایستر غافلگیر کنند و بیرون کشیدن همدیگر از بستر را سلامت بخش می دانند.

8 ) تبرک نمودن غذا: در همه کلیساها اعم از لاتین و شرقی رسم بر این است که اقلام خوراکی که تناول از آنها در دوران لنت قدغن می باشد، در روز ایستر توسط کشیشان متبرک و سپس استفاده شود، بخصوص گوشت، تخم مرغ، کره و پنیر. باور بر این است کسانی که قبل از تبرک از این اقلام بخورند، به دست خدا مکافات می شوند، گاهی اوقات این مکافات آنی است.

9 ) تبرک نمودن خانه ها: به یاد گذر فرشته ای که از مصر گذشت و علامت گذاری سردرها با خون بره قربانی در عید ایستر خانه ها تبرک می شوند. کشیش محلی از خانه های محلش بازدید می کند؛ آپارتمانهای پاپی نیز در این روز تبرک می شوند، مقامات برتر کلیسا از اتاقهای فرو دستان بازدید و آن را متبرک می سازند.

10 ) بازیها و جشنها: یونانیان و روسها پس از دورۀ لنت سخت و طولانی، روز ایستر را به روز ورزش عمومی بدل می کنند. در کنستانتینوپل گورستان پرا میعادگاه پر هیاهوی یونانیان است، در آنجا موزیک می گذارند، می رقصند و همه خوشیهای شرقی را گرد هم می آورند. همین رسم در شهرهای روسیه نیز وجود دارد. در روسیه هر کس می تواند در روز ایستر وارد ناقوسخانه شود و زنگ ها را به صدا در آورد.

11 ) الّلویا: با هر جزء از مراسم عشاء ربانی در جشن ایستر آواز « الّلویا» طنین انداز می شود. واژه شادمانی بخش مناجات به درگاه خداوند بشر  و فرشتگان.

الّلویا ( یا هلّلویاه ) یک کلمه عبری است که کلیسای مسیحی آن را اقتباس کرده است. هلّل عالیترین صوت برای مناجات در زبان عبری است. یاه کوتاه شده نام خدا یهوه (به معنی من هستم) می باشد. مجموع این دو می شود هلّلویاه. الّلویا هجی لاتین آن می باشد.

از دوران حوراریون به زبان آوردن الّلویا یک رسم با ارزش در زندگی روزمره بود، همچنانکه در مراسم عبادی کلیسا نیز به کار می رفت. کشاورزان و بازرگانان در حین کار کردن آن را آواز می دادند و مادران قبل از هر کلام دیگر آن را به فرزندانشان می آموختند. پدر فرانسیس وایزر می گوید: «در امپراطوری روم الّلویا آواز مناجات گونه مورد علاقه پاروزنان وقایقرانان بود. کناره های رودخانه و سواحل خلیج با آوای الّلویای قایقرانان پاروزن طنین انداز بود.

در خانه های مسیحیان صبح روز ایستر کودکان و والدینشان می بایست با صوت «الّلویا» به یکدیگر تبریک بگویند، سپس شمع تزئینی این روز را بیفروزند، یا اینکه واژه «الّلویا» را بر روی یک تخم مرغ می نویسند و آن را پنهان می کنند، کودکی که آن را بیابد می تواند شمع تزئینی این روز را بیفروزد یا این که پاداش دیگری دریافت می کند.

 

مراسم عید ایستر در دوران قبل از قرون وسطی

1 ) غسل تعمید: برای داشتن نظری صائب درباره جشن ایستر و مراسمش باید به خاطر بسپاریم که تلویحاً با مراسم پر ابهت تعمید در ارتباط بود. اعمال مقدماتی عبادی در عصر آغاز و در ساعات شب ادامه می یافت. وقتی تعداد اشخاصی که باید تعمید داده می شدند زیاد بود این مراسم و جشن ایستر یکی می شدند.

بعدها قسمت اعظم مراسم تعمید به ساعات صبح یکشنبه مقدس انتقال یافت. اما چگونگی مراسم تعمید به همان صورت قدیمی دست نخورده باقی ماندند و هیچ دلیلی برای اهمیتشان واضحتر از قدمت آنها نمی باشد. شکاف بین مراسم عبادی شبانه تعمید که به صبح یکشنبه مقدس انتقال یافت، در فرانسه، آلمان و برخی کشورهای دیگر توسط مراسمی جدید شامل باز آفرینی خاطره رستاخیز مسیح و زیارت مرقد، پر شد. اما این مراسم هیچگاه در روم اتخاذ نشد.

2 ) باز آفرینی خاطره رستاخیز مسیح: در نیمه شب، کشیش در سکوت داخل کلیسا یا فضای تاریک می شد و صلیبی را از مرقد تا قربانگاه مرتفع حمل می کرد. سپس شمع ها افروخته و درها باز می گردید و مراسمی با شکوه، به وسیله صلیب در کلیسا، صومعه یا گورستان انجام می شد. وقتی صلیب از قربانگاه به طرف در برده می شد، سرود زیبا و کهن Cum Rex gloriae را می خواندند تا غمگینی ارواح در برزخ نشان داده شود. وقتی این راه را باز می گشتند در بیشتر کلیساها سرود «اتولیته پورتا» در آستانه خوانده می شد تا ورود فاتحانه مسیح به برزخ و بهشت نشان داده شود.

3 ) زیارت مرقد: پس از سومین فراز شبانه، دو زن مقدس به سوی مرقد خالی می رفتند.

جایی که فرشته ای ندا در می داد منجی رستاخیز کرده است. این دو نفر پیام را به همسرایان می دادند. دو کشیش که نقش سنت پیتر و سنت جان را داشتند به سوی گور دویده و آن را خالی می یافتند و به مردم کتانی را نشان می دادند که بدن مسیح در آن پیچیده شده بود.

سپس همسرایان سرودهای ویژه ای را اجرا می کردند. در برخی کلیساها (مثلاً در روئن) پرهیب مسیح که مریم مجدلیه آن را دید نیز ارائه می شد. این مراسم با شکوه در قرن دهم اجرا می گردید.

4 ) جابجایی نقش ها و ایجاد هرج و مرج: در صومعه ها، جای رئیس صومعه را با یکی از برادران معمولی عوض می کردند، و معمولاً جوانترین طلبه به جای رئیس صومعه می نشست. قداسی تقلیدی به جای می آوردند که در آن جوانترین فرد انجام وظیفه می کرد و مراسم را بر پا می داشت.

در جریان آن آوازها و شوخی های زشت جاری می شد. همه شراب می نوشیدند. بعد عیاشیهای مستانه به راه می افتاد، و همگی از کلیسا خارج می شدند و به کوچه و بازار می رفتند و همه جا را شلوغ می کردند. پاپ در قرن سیزدهم این جشنها را قدغن کرد، زیرا زیاده روی از حد تحمل گذشته بود.

5 ) ژودوپوم: یک نوع بازی با توپ بوده است، شبیه تنیس قدیم انگلیسی که تا حدود قرن دوازدهم در کلیساها اجرا می شد، در اوسر فرانسه تا قرن شانزدهم هم دوام داشت.

6 ) تحویل توپ سال قبل: در یک دستنوشته قرن دوازدهم، ژان بلت، متألّه    دارالعلوم پاریس از «توپ سال قبل» صحبت کرده که کشیش اعظم قبلی می بایست نگه داری کند و به کشیش اعظم سال جدید تحویل دهد، که یک رسم قدیمی عید پاک بود.

7 ) ژودوپوم با کودک: مردان کلیسا آنقدر کودکی را به طرف یکدیگر پرتاب می کردند که گاهی می مرد، یک قتل آیینی به جای رسوم آدمخوارانه و آیین های قربانی مرسوم در جشنهای بهاری به جا مانده از روزگار شاه کشی. قبلاً اندامهای شاه را می بریدند و می خوردند تا هم قبیله قدرت پیدا کند و هم مزرعه ها در سال جدید حاصلخیز شوند. ولی به هر صورت شاه، کودک و توپ همه نماد خورشید بودند.

مراسم عید ایستر در قرون وسطی

1 ) پلوت باسک: این هم نوعی بازی با توپ بود که بر اساس دستنوشته ای از قرون وسطی توصیف می شود:

« وقتی کشیش اعظم، که باشلق یا استوانه کشیشی بر سر داشت، توپ یا پلوتا را از کشیش تازه منصوب شده گرفت، بقیه کشیشها ندای تهلیل سر دادند: « سلام بر پاسکالیس قربانی.» سپس کشیش اعظم در حالی که توپ را بر دست چپ گرفته بود شروع به رقصیدن کرد، و بقیه دستهایشان را به هم گرفتند و سرود خوانان حلقه زدند و به طور دسته جمعی رقصیدند.

در این حال کشیش اعظم پلوتا را به نوبت به طرف کشیشان رقصنده پرتاب می کرد. بعد از رقص همه به طرف طعام شتافتند (کشیش اعظم و کشیشان و مهمترها بر نیمکتهایی که پشتی بلند داشتند در ارکستر یا گروه کر) نشستند و همگی بدون استثناء از آن طعام خوردند و به قدر اعتدال (دو یا سه جام) شراب سفید و قرمز نوشیدند، در حالی که کسی از پشت کرسی خطابه وعظ می خواند.

آنگاه صدای ناقوس بلندی طنین انداخت و کشیشی که جدیدتر از همه خلعت پوشیده بود برخاست و توپ را جلو سینه خود گرفت و در تالار قدیس استفانوس در حدود ساعت 2 ، آن را به کشیش اعظم تقدیم کرد و کشیش اعظم باشلق خود را از سر در آورد تا بتواند با توپ بازی کند.»

2 ) تدفین الّلویا: این رسم عجیب در (یکشنبه تثلیث) برگزار می شود، ولی به هر حال جزو جشنهای بهارانه بوده است.

در قرون وسطی الّلویا را زن می دانستند، به خاطر پساوند «ا»، زن ناشناسی که در یکشنبه تثلیث دفنش می کردند و می شد او را به نوعی ملکه سال قبل دانست. در بایگانی یک کلیسای تول، در لورن، دستنوشته ای است به تاریخ 1497 به قلم کسی به نام نیکولا، کشیش اعظم کلیسای جامع، که در بند پازدهم آن نوشته است: « الّلویا دفن شده است.» متن لاتینی که راجع به آن است می گوید که در تدفین چه باید کرد: «در یکشنبه قبل از سومین یکشنبه پیش از صیام، در نهمین ساعت روز، پسران همسرا باید ملبس به لباس عید آماده تدفین الّلویا شوند، و پس از آخرین دعا باید صف کشان، با چراغدانها، آب مقدس، و بخور، در حالیکه کلوخی از خاک را بر تخت روان حمل می کنند، سوگوارانه از صومعه به محلی بروند که قرار است آللویا در آن دفن شود.

در آنجا بر کلوخه خاک آب و گندم بیفشانند، بخور پراکنده کنند، و به همان ترتیب برگردند.»

این رسم بسیار قدیمی است. کلوخه خاک از جنبه ای همان توپ و توپ همان خورشید است که در یکشنبه تثلیث دوباره نو می شود و از جنبه دیگر زمین است. معنی اصیلش بسیار ساده است:

خورشید اگر کمک نکنیم، دوباره بر نمی آید، با قربانی در ایام فصح است که دوباره می آید. الّلویا صرفاً خاک است، قوه زنانه ای که باید مصائب مرگ، تدفین و رستاخیز را طی کند، و گویی مسئول خورشید نو است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آخرین بروزرسانی (جمعه ، 25 شهریور 1390 ، 14:17)

 

نظرات  

 
0 #2 zahra 1390-05-28 11:11
سلام من کارشناسی ادبیات فارسی دارم مشتاقم مطاب بیشتری دریافت کنم. باتشکر فراوان
................
درود و سپاس از عضویت شما در خبرنامه، حتماً در آینده بیشتر آشنا خواهیم شد و مطالب بیشتری برای در میان گذاشتن خواهیم داشت. سربلند باشید.
نقل قول
 
 
0 #1 نسرین 1390-05-26 09:59
سپاس از مطلب زیباتون
..............
نوش جان
نقل قول
 

شد آنکه اهل نظر بر کناره می رفتند _______ هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش