neyestane
برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

1) شنبه ها ساعت 17 لیلی و مجنون نظامی با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

2) شنبه ها ساعت 18 غزلیات حافظ با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

3)  یکشنبه ها ساعت 8:30 نشست پژوهشی گیاهان طبّی

4) یکشنبه ها ساعت 9:30 نشست پژوهشی شاهنامه

5) دوشنبه ها ساعت 17 حدیقۀ سنایی با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

6) دوشنبه ها ساعت 18 منطق الطیر عطّار با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

7 دوشنبه ها ساعت 19 غزلیات شمس با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

https://t.me/neyestanekhabar

نهال دشمنی برکن

رهاورد هفدهم شاهنامه

نهال دشمنی برکن

آفرینش و رشد در جهان کثرت یر اساس اصل رویارویی و تضاد است. پس پیدایش دشمنی در آن گزیرناپذیر است. خواه ناخواه و آگاهانه یا ناآگاه بذر دشمنی افشانده می شود. برای همین حضرت حافظ هم نگفته نهال دشمنی مکار، بلکه فرموده تا این نهال قوّت نگرفته درخت دوستی بنشان و آنگاه آن را برکن. یک مثل عربی می گوید: «من و برادرم با هم می جنگیم، امّا وقتی پسرعمّ ما به حریممان نزدیک شد، من و برادرم با او می جنگیم.» یعنی عرب و برادرش برای خود حریم مشترکی قائل می شوند، در آن درخت دوستی با یکدیگر می نشانند و نهال دشمنیشان را می کنند امّا وقتی دشمنی را معطوف به حیطۀ دورتری نموده اند. پس وجود دشمن نیز سودمند است زیرا سبب همدلی و مهرورزی میان دوستان و آشنایان می شود. تا بیگانه نباشد خویش معنایی ندارد.

در شاهنامه نهال تفرقه و دشمنی ابتدا به دست فریدون کاشته می شود که ناچار است جهان را میان سه پسر خود بخش کند. هر سه پسرفریدون  به این موضوع اذعان دارند:

1)  تور در تأیید پیغام سلم:

که ما را به گاه جوانی پدر / ازین گونه بفریفت ای دادگر

درختی است این خود نشانده به دست / کجا بار او خون و برگش گبست

2)  ایرج خطاب به فریدون:

چو بستر ز خاک است و بالین ز خشت / درختی چرا باید امروز کشت

که هر چند روز از برش بگذرد / بنش خون خورد کینه بار آورد

3)  پیام آور سلم خطاب به فریدون:

مگر کان درختی که از کین برست / به آب دو دیده توانیم شست

از سوی دیگر به محض روی کار آمدن منوچهر نوۀ ایرج در ایران درخت دوستی نشانده می شود و جدایی و ضدّیت رخت بر می بندد. شاهنامه به این موضوع چنین اشاره می کند:

به شاهی برو آفرین خواندند / زبرجد به تاجش برافشاندند

به جشن نوآیین و روز بزرگ / شده در جهان میش همراه گرگ

ولی در این هنگام سلم و تور خود را از سلطۀ ایران در آورده و آشکارا کوس دشمنی زده اند. به دیگر سخن نهال دشمنی در دوردست کاشته شده آنگاه از ایران کنده می شود.

در کیهان شناسی ایرانی ابتدا اهریمن برای 1000 سال سلطنت جهان را به دست می گیرد، زیرا برای ایجاد جهان کثرت انشقاق لازم است که عملی اهریمنی دانسته می شود. ایرانیان تاریکی را حیطۀ اهریمن می دانستند. امّا شب بستر روز است و ایرانیان شبانه روز را از آغاز شب به شمار می آوردند همچنان که جهان با سلطنت اهریمن آغاز می شود. روز با واژه های اروپایی رژ و رد همریشه بوده و به معنی سرخ است. با کینخواهی از اهریمن خورشید از میان سرخی خونهای ریخته شده ، برآمده آنگاه روز آغاز می شود. در شاهنامه یکبار با کشته شدن سیامک به دست دیو (فرزند اهریمن) خورشید غروب می کند و دورۀ تاریکی فرا می رسد. با کینخواهی هوشنگ دوباره خورشید پدیدار گشته روزگار شکوه و مکنت طهمورث و جمشید فرا می رسد و باز با کشته شدن ایرج به دست برادران که با دیوان انباز شده بودند فروغ زندگی از جهان رخت برمی بندد همچنان که فروغ چشمان فریدون. سپس با آمدن منوچهر فریدون بینایی خود را به دست می آورد و با کینخواهی او از سلم و تور روزگار ایرانیان نیز بار دیگر رونق می گیرد. به هر حال ایرانیان تا کینخواهی نمی کردند به برآمدن خورشید شادمانی امیدی نداشتند.

کوتاه سخن این که دشمنی در اندیشۀ ایرانی لازم است امّا حریم دوستی باید مشخص باشد و پاکیزه و مبرّا نگه داشته باشد که حافظ نیز به زیبایی همین نکته را بیان نموده است:

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد / نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد

الهۀ معروضی

https://t.me/neyestanegomshodeh

آخرین بروزرسانی (جمعه ، 10 شهریور 1396 ، 09:27)

 

شد آنکه اهل نظر بر کناره می رفتند _______ هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش