neyestane
برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

1) شنبه ها ساعت 17 لیلی و مجنون نظامی با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

2) شنبه ها ساعت 18 غزلیات حافظ با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

3)  یکشنبه ها ساعت 8:30 نشست پژوهشی گیاهان طبّی

4) یکشنبه ها ساعت 9:30 نشست پژوهشی شاهنامه

5) دوشنبه ها ساعت 17 حدیقۀ سنایی با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

6) دوشنبه ها ساعت 18 منطق الطیر عطّار با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

7 دوشنبه ها ساعت 19 غزلیات شمس با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

https://t.me/neyestanekhabar

نام و سرزمین سلم، تور و ایرج در مئاخذ کهن

رهاورد هژدهم شاهنامه

نام و سرزمین سلم، تور و ایرج در مئاخذ کهن

 

سلم:

در یشت سیزدهم از فروردین یشت اشاراتی به داستان فریدون و بخش کردن جهان میان پسرانش شده است. گویا این داستان از بخشهای مفقود شدۀ اوستا بوده است. به نام شخص سلم هیچ اشاره ای نشده ولی سرزمینش "سئیریمه" خوانده شده است.

در فصل 33 بندهش نام سلم به شکل "سرم" یاد شده است.

در صفحۀ 433 تاریخ تبری، نام پسر بزرگ فریدون "سرم" آمده است.

ابوحنیفۀ دینوری و بیرونی نام وی را "شرم" نوشته اند.

سرزمین سلم:

پس از اوستا که سرزمین سلم را "سئیریمه" می نامد، در بندهش فصل 15، بند 19 از مملکت سلم با نام "اروم" یاد شده است. اروم واژه ای پهلوی برای تعیین ممالک شرقی امپراتوری روم است که شامل سوریه و آسیای صغیر می شود.

بیشتر مستشرقین قوم سلم را با "سرمت" ها یکی دانسته اند. سرمت ها قومی بودند ایرانی نژاد. خاک آنان از شمال شرقی دریاچۀ آرال تا رود ولگا امتداد داشت. سرمت ها نیز مانند تورانیان چادرنشین بودند. به فلاحت اعتنایی نمی کردند و از زندگی شهری بهره ای نداشتند. بنا به خبری که از مورّخین قدیم یونان و روم به ما رسیده مادها (مدها) خود را از بستگان و خویشان سرمت ها می خواندند.

برخی از مستشرقین هم قوم سامی نژاد "سولیم" واقع در مملکت "لیسی" آسیای صغیر را بازماندگان سلم می دانند.

تور:

در اوستای کنونی از خود تور هم نامی نیست. از سرزمین وی به صورت "توئیرینه" یاد شده است.

در فصل 33 بندهش "تورچ" نامیده شده. در سایر مئاخذ همان "تور" است.

سرزمین تور:

سرزمین تور، "توران" نامیده می شده ولی پژوهشگران در این که توران در شرق یا غرب ایرانویج بوده دیدگاه یکسان ندارند.

مارکوارت و پیروانش ایرانویج را خوارزم می دانند که خود در شمال شرق ایران کنونی بوده. آنگاه شمال و شمال شرق خوارزم را مرز توران می دانند.

واژۀ تور در آغاز امر برای تعیین قبایل چادرنشین که معمولاً غارتگر و وحشی بودند به کار می رفته، خواه از نژاد ایرانی بودند یا نه، و از میان آنان تنها چند خاندان و قبیلۀ منفرد، مزدیسنا را پذیرفتند. به موجب حماسۀ پهلوی یادگار زریران و شاهنامه، جنگ میان ایرانیان و تورانیان از زمان لهراسب به بعد، جنگی مذهبی بوده است که ایرانیان و تورانیان برآشفته می شوند که برای چه گشتاسپ و لهراسپ و ایرانیان، آیین قدیم را رها کرده و دین زرتشت را پذیرفته اند.

ایرج:

در اوستا به نام خود او به صورت "ائیریو" اشاره شده است. در بندهش "ارچ" و در سایر مئاخذ "ایرج" است.

سرزمین ایرج:

در اوستا "ائیرینه" به معنی ایران و ایرانی و به طور خاصتر "ائیرینه ویجه" به معنی سرزمین ایران آمده است. ائیرینه ویجه یا ایرانویج نخستین سرزمینی است که اهورامزدا آفرید. برخی این سرزمین را در شمال شرقی و دیگران در شمال غربی ایران کنونی دانسته اند. دستۀ سومی نیز بر این عقیده اند که کشوری مینوی و خیالی است و حقیقت خارجی نداشته است. اسم مرکب ائیرینه ویجه به معنی زادگاه یا منشأ و خاستگاه ایرانی ها یا آریاهاست. به تعبیر دیگر این سرزمین یکی از قدیم ترین مناطقی است که آریاها در خط سیر مهاجرت خود، برای مدّتی نسبتاً طولانی در آنجا سکنی کرده و خاطراتی از آن را نگه داشته اند. پس از این که از این سرزمین برای ادامۀ مهاجرت بیرون آمدند و کم کم در ایران وسیع ریشه دوانیدند و شهرها و روستاها بنا کردند، آن نام را به تمام خطّۀ منتشرۀ خود اطلاق کردند و آن سرزمینها را ائیرینه یا ایران نامیدند.

با استفاده از: دانشنامۀ ایران باستان، نوشتۀ هاشم رضی، انتشارات سخن، 1381.

الهۀ معروضی

 

https://t.me/neyestanegomshodeh

 

 

شد آنکه اهل نظر بر کناره می رفتند _______ هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش