neyestane
برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

1) شنبه ها ساعت 17 لیلی و مجنون نظامی با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

2) شنبه ها ساعت 18 غزلیات حافظ با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

3)  یکشنبه ها ساعت 8:30 نشست پژوهشی گیاهان طبّی

4) یکشنبه ها ساعت 9:30 نشست پژوهشی شاهنامه

5) دوشنبه ها ساعت 17 حدیقۀ سنایی با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

6) دوشنبه ها ساعت 18 منطق الطیر عطّار با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

7 دوشنبه ها ساعت 19 غزلیات شمس با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

https://t.me/neyestanekhabar

تأثیر حافظ بر نذرالاسلام، شاعر ملی بنگلادش

بنام خداوند جان و خرد

 

تأثیر حافظ بر نذرالاسلام، شاعر ملی بنگلادش

شمّه ای از سخنرانی آقای دکتر محمّد رضا هاشمی در تاریخ 1/2/88 در جمع دوستداران حافظ مشهد، منزل خانم زهرا محراب زاده، با سپاس از میزبان و سخنران ارجمند

 

نذرالاسلام نه از برجسته ترین ها بلکه برجسته ترین شاعر این کشور هست که هماوردی می جوید با تاگور و از جنبه هایی هم بر تاگور برتری دارد، حداقل به دلیل ارتباطش با زبان فارسی و تبلور زبان فارسی و مفاهیم ادب فارسی در شعر خودش که این ویژگی را جناب تاگور نداشته. من کلیاتی را از زندگی این شخصیت بگویم: اسمش هست قاضی نذرالاسلام، تولد: 1899 در بنگال. تولدش در خانواده ای به نام قاضی فقیر احمد در بنگال بود، این که عنوان این خانواده قاضی گذاشته شده به این دلیل بوده که در گذشته قضاوت بخشی از کار این خاندان بوده است، ولی به پدرش و خودش که رسیده این مسأله مد نظر نبوده، او دومین پسر در خانواده ای با هفت پسر و دو دختر که قبل از او چهار تا پسر فوت می کند و به نظر می رسد به دلیل فوت فرزندان پدر خانواده اسم او را نذر الاسلام می گذارد و او را نذر اسلام می کند تا زنده بماند، البته این تنها احتمالی است که برخی از مورخان آن کشور داده اند. خانوادۀ او مذهبی بوده، پدرش مسئول امام باره و مؤذن مسجد بوده و معلوم می شده که در خانواده ای مذهبی، مسلمان و پایبند رشد کرده.

شاید دلیل دیگر نامگذاری او این باشد. پس پدر، امام جماعت و مؤذن و کلید دار مزار امام باره بوده، و بعد از فوت پدر خودش هم در این امام باره یا امام بارگاه فعالیت می کرده. کلمه ی امام باره یا بارگاه لفظ عربی-فارسی است و نشان گسترش زبان فارسی و فرهنگ اسلامی است، در امام باره فعالیت های قرآن خواندن و مؤذنی را انجام می دهد. خانواده اش برای او لقبی گذاردند با عنوان دکو ، دکو به معنی غم و غصه است و بعدها به همین نام صدایش می کردند.

او از آغاز زندگی اش سختی های زیادی کشیده است و همیشه با مشکلات دست و پنجه نرم می کرده، در 10 سالگی با مرگ زود هنگام پدر، معلم مکتب خانه می شود و مؤدن مسجد محل و همان امام باره حاجی پهلوان، از آغاز به دلیل پدر و مادر و خانواده ی مذهبی که داشته با تعالیم اسلامی آشنا می شود.

و این تعالیم اسلامی هست که او را از امثال تاگور متمایز می کند. البتّه رگ و ریشه قبلی هم داشته، عمویی داشته که شرح حال نویسان نوشته اند جزء گروه لتو بوده که لفظ لتو در زبان انگلیسی هم رواج دارد و به معنی گروه اپرای فولکلوریک و محلی است، می گویند عمو در این پسر ذوقی و استعدادی کشف کرد و او را دعوت کرد در گروه خودش و تا وقتی عمو زنده بود در این گروه رشد کرد و کم کم به عنوان عضو مهمی در این میانه گردید و سرودن شعر و تصنیف را شروع کرد و توانمندی و ذوقش، وی را متحول کرد. او از 18 سالگی چون خانواده اش در موقعیت خوبی نبودند، مشکلات معیشتی اش را نتوانست حل کند و مجبور به کار و ترک تحصیل گردید. در 1917 که جنگ جهانی اول شروع می شود و هندوستان یا شبه قاره سابق به نحوی در گیر این مسائل است، او به کراچی اعزام می شود، کراچی در آن زمان مقری بود برای یکی از هنگهای شبه قاره و در آنجا دوره ی آموزش نظامی را در هنگ بنگال می بیند، در آنجا با یک روحانی پاکستانی آشنا می شود، که این روحانی مسئول دروس مذهبی بوده و در عین حال فعالیت سیاسی هم داشته است. مورخان می گویند اولین مرتبه که وارد پادگان شد مسئول اسلحه خانه شد، در اسلحه خانه روزنامه دستش بوده و می خوانده، اکثر روزنامه های ادبی وقت را از کلکته مشترک می شود، و گزارش می شده که در اسلحه خانه مشغول مطالعه بوده است، با مولوی پنجابی به نام حافظ نورینی آشنا می شود، که در رشد عشق به فارسی در نذر الاسلام به ویژه عشق نذرالاسلام به حافظ خیلی تأثیر داشته است. او می گوید بار اولی که حافظ نورینی برای ما چند شعر فارسی خواند، آهنگ و ترنم این اشعار به گوش من خیلی زیبا آمد به او گفتم این چیست؟ گفت شعری است از شاعری به نام حافظ، به او گفتم: در مورد حافظ بیشتر می خواهم بدانم و از آنجایی که تعلیم قرآن دیده بوده و با زبان عربی آشنایی داشته، نوشته اند که حافظ نورینی برای او کلاس خاصی می گذارد و حافظ را کلاً برایش می خواند، این حافظ خوانی منجر به حافظ دانی می شود، تا حدی که او به ترجمه ی غزلیات و رباعیات حافظ می پردازد. استادان می دانند که رباعیات اکثراً منسوب به حافظ است و خیلی رباعی ندارد، ویژگی ترجمه های ایشان این است که ترجمه ها را به نظم کشیده است. بعدها هم خواهیم گفت، حافظ برای او به حدّی تأثیر گذار بوده که 100 غزل به بنگالی بر وزن غزلیات حافظ سروده است که در خیلی هایشان، مفاهیم شعر حافظ وجود دارد. علاوه بر این در ادبیات بنگال ما قالب غزل نداریم و او آفرینندۀ قالب غزل در ادبیات بنگال هست. تغییرات آوایی در زبان مردم الان هم هست، که به این قالب غوزول یا گزول می گویند که همان غزل به زبان ماست. دستاورد بزرگ او معرفی حافظ و معرفی کردن غزل ایرانی در شعر و ادبیات بنگال بوده است که قبل از او نبوده و بعد از او هم نیامده است.

بهترین غزل هایی هم که الان در رادیو بنگال به گوش می خورد (البته در  طیّ چهار سالی که من آنجا بودم ) غزلیات ایشان بود، او در آنجا کارهای ادبی را شروع کرد، پنج تا مجله ادبی را مشترک بوده و برای آن ها هم مقاله می نوشته، و در این بین کارهایی را که در گروه فولکلور لتو آموخته بود را ادامه می داده ولی اصل کار او یاد گرفتن فارسی و عشق به حافظ هست.

 

شد آنکه اهل نظر بر کناره می رفتند _______ هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش