neyestane
برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

1) شنبه ها ساعت 17 لیلی و مجنون نظامی با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

2) شنبه ها ساعت 18 غزلیات حافظ با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

3)  یکشنبه ها ساعت 8:30 نشست پژوهشی گیاهان طبّی

4) یکشنبه ها ساعت 9:30 نشست پژوهشی شاهنامه

5) دوشنبه ها ساعت 17 حدیقۀ سنایی با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

6) دوشنبه ها ساعت 18 منطق الطیر عطّار با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

7 دوشنبه ها ساعت 19 غزلیات شمس با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

https://t.me/neyestanekhabar


گزارش از: كيميا شايان- آناهيتا اكرمي

شنبه 90/11/22:

صبح اوّل وقت به ديدار يكي از آثار ارزشمند منطقه واقع در كيلومتر 15 جادّۀ خواف به طرف تايباد رفتيم. آسبادهاي نشتيفان كه شمار آنها به 40 عدد مي رسد و در ارتفاع 15- 20 متري سطح زمين قرار دارند. پيشينۀ ساخت اين آسبادها تا 1300 سال پيش تخمين زده مي شود امّا آسبادهايي كه اكنون موجودند از دورۀ صفويّه مي باشند.

هر يك از اين آسبادها تا 12 پرّه دارند كه كاربرد آنها آرد كردن غلّات و اكثراً گندم مي باشد. اين آسبادها نيروي باد را مستقيماً بر محور عمود بر سنگ منتقل مي كنند و بيشترين بهره را از نيروي باد مي برند.

روستاي نشتيفان دقيقاً در جهت وزش بادهاي 120 روزه قرار دارد. باد با عبور از دروازۀ بادگير به زواياي درگاههاي هشت گانه مي رسد و چرخ و پرّه را به حركت در مي آورد. سر ديگر تير به سنگ رويي آسيا متّصل است، لاجرم سنگ هماهنگ با گردش تير مي چرخد و چوب كوچكي به نام لوك لوكي را با خود مي جنباند. حركت لوك لوكي باعث ارتعاش دول برۀ آسيا مي گردد. با حركت لوك لوكي و لرزش دول بره گندم در ميان سنگها مي ريزد. با ساييده شدن سنگها بر هم گندم به صورت آرد درآمده از پيرامون سنگها مي ريزد و آمادۀ جمع آوري مي گردد. امروزه تعداد زيادي از پرّه هاي اين آسبادها از بين رفته و پاره اي از آنها مرمّت و بازسازس شده است. حفظ اين آثار ارزشمند مي تواند يكي از كانونهاي جذب جهانگردان و ايرانگردان باشد.

ايدۀ استفاده از انرژي رايگان باد از ايران به ساير نقاط جهان برده شده است.

واژۀ نشتيفان را دگرديسي عبارت نيش توفان مي دانند. كلّاً خطّۀ نشتيفان منطقه اي بادخيز بوده و منشأ اين بادها از كوه بابا در افغانستان است.

در كتاب تاريخ سيستان آمده است كه به دليل ارزش بادهاي راست (120 روزۀ سيستان) در آن منطقه نيز استفاده از آسبادها رواج داشته است.

همچنين ضمن صرف صبحانه در پاي آسبادها و در ارتفاع 20 متري مصادف شدن اين روز با جشن بادبرۀ ايراني را اعلام نمودند. روزي كه در آن آنقدر باد وزيده كه پشم گوسفندها را هم برده است، و اين كه عنصر باد با وادي استغناي سلوك همراه است و در اين وادي كاه با باد مي رود و دانه مي ماند. شايد براي اين است كه در اين روز براي پرندگان دانه مي افشاندند تا اعلام كنند ما كاه نيستيم بلكه دانه ايم:

به هوش باش كه هنگام باد استغنا / هزار خرمن طاعت به نيم جو ننهند

آس به معني سنگ مي باشد. آسمان را نيز از جنس سنگ مي دانستند. سنگ تداعي نيروهاي دروني و بالقوّۀ وجود را مي كنند. اگر در خواب ببينيم سنگي حركت مي كند يعني بخش خفته اي از روان ما بيدار شده است. انرژي سنگها به همۀ قوم مي رسد. سنگهايي را كه داراي اشكال خاصّي هستند معمولاً مقدّس مي دانند. جنس سنگها نيز در تۀثير گذاري آنها بسيار مهمّ است. سنگ آسيا يا سنگ صابوني از قديم مورد توجّه بشر بوده و با آن پيكركهاي گوناگون مي ساخته است. پس سنگ آسيا هم به خاطر جنس، هم به خاطر شكلش كه تداعي كنندۀ گردون است و هم به خاطر كاركرد حياتيش بسيار مورد توجّه بوده است.

زوزن: بنا به نظزيۀ آقاي لبّاف به لحاظ لغوي زوزن به معناي جايگاه خداي توفان مي باشد و انبار غلّات ايران قديم بوده است. زوزن قدمت زيادي داشته و قسمتي از آن به دورۀ اشكاني برمي گردد و پيدا شدن سكّۀ ساساني در آنجا دالّ بر اين است كه ضرّابخانه در آن وجود داشته است. بوسهل زوزني و علي زوزني از بزرگان زوزن بوده اند. در زمان سلجوقيان زوزن خيلي اهميت داشته و داراي مسجد جامع بزرگي بوده كه عهده دار مسائل اجتماعي نيز بوده است.

مسجد ملك زوزن: با حملۀ ناگهاني مغولها و فرار سلطان جلال الدّين خوارزمشاه به هرات در سال 617 قمري اين بناي در دست احداث آسيب مي بيند و در زمان صفويه متروكه مي شود تا زمان قاجار كه دوباره مورد استفاده قرار مي گيرد. اين بناي بسيار عظيم يك مسجد تشريفاتي است كه ارتفاع آن حدود 35 متر مي باشد و تزئينات بسيار زيبايي از تلفيق كاشي آبي و آجر دارد. اين منطقه زادگاه كاشي معرّق نيز بوده است كه هنرمندان آن در حملۀ مغول به غرب و آناتولي فرار كرده اند. در اين بناي باشكوه علاوه بر استفاده از رياضيات قويّاً از علم روانشناسي نيز استفاده شده است كه با عمق دادن به خطوط عظمت را القا مي كرده اند. بر سر در بسيار مرتفع بر روي كاشيكاريها با خطّ بسيار زيبا نوشته است: دعاگوي عزّ تو دعا مي خواهد.

دو ايوان شرقي و غربي روبروي هم از اين بناي بزرگ ساخته شده بوده و احتمالاً در پلان اصلي يك مسجد- مدرسه طرّاحي شده بوده.

لازم به توضيح است كه خانم شيلا بلر آمريكايي در سال 1365 ، 15 روز كامل در اينجا مستقرّ مي شود كه با خواندن و چاپ كردن كتيبه ها در مجلّۀ مقرنس اثري به جا مي گذارد كه امروزه ما مي توانيم از آن استفاده كنيم.

همچنين استاد لبّاف كه در اين سفر ما از تجربيات و دانش ارزشمند ايشان بهره مند شديم، به مدّت 6 سال اين آثار ارزشمند را حفّاري نموده اند.

مدرسۀ غياثيۀ خرگرد: خرگرد به معني شهر بزرگ است. اينجا زماني مركز دانشپروري بوده و نظاميه ها و مدارس بسيار مهمّي در آن وجود داشته است. مدرسۀ غياثيه در زمان تيموريان به دست استاد قوام الدين شيرازي معمار مسجد گوهر شاد مشهد و مسجد جامع هرات و همزمان با آنها بنيان نهاده شده و چون استاد در نيمۀ كار در نزديكي اين بنا دار فاني را وداع مي گويد برادرش غياث الدين شيرازي ساخت آن را به اتمام مي رساند. امّا كتيبۀ بنا به نام خواجه غياث الدين پير احمد خوافي وزير شاهرخ ميرزا مي باشد كه دستور ساخت بنا را داده است. مدرسۀ غياثيه از چهار طرف باز بوده و محلّ تردّد مردم بوده است و دانش آموزان همواره با رهگذران در تعامل بوده و امكان آشنايي و بحث با همۀ اصناف را داشته اند. بناي آن چهار ايواني و دوطبقه با محوطه اي بسيار وسيع است. هر دو طبقه حجره حجره است كه حجره ها كلاسهاي درس و خوابگاههاي دانش آموزان بوده اند. همۀ حجره ها پنجره هاي بزرگ داشته كه از چوب صندل بوده و با شيشۀ جام پوشيده مي شدند. شبستان سمت راست مسجد و شبستان سمت چپ مدرس بوده است كه تزئينات هر دو طرف حيرت برانگيز است. ايوان رفيعي در سردر بنا وجود دارد كه به سمت شمال شرقي مي باشد. تزئينات كاشي اين مدرسه بي نظير بوده كه بخش اعظم آن سرقت شده كاشيكاري را ابتدا بر روي صفحات نازكي بر روي زمين انجام مي دادند و بعد صفحه را بر ديوار نصب مي كرده اند.

بر ديوارهاي مدرسۀ غياثيّۀ خرگرد دست نوشته هاي بسيار ارزشمندي از بزرگان در ساليان گذشته باقي مانده است. از قبيل:

هرگز دلا نصيب تو غير از جفا مباد / آسودگي خوش است و ليكن تو را مباد / درد فراق را كه به جز وصل چاره نيست / گر بهر جان ماست اميد دوا مباد / المهجور جنابذي في سنۀ 904

دواي عشق گويند از سفر خيزد چه دانستم / كه در دل مهر آن مه خواهد افزون شد به هر منزل / سناباد بي قاني في سنۀ 904

در عالم بي ما كسي همدم نيست / شادي و نشاط در بني آدم نيست / آن كس كه در اين زمانه او در غم نيست / يا آدم نيست يا در اين عالم نيست

بازسازي اين بناي باشكوه آنچنان حيرت همگان را برانگيخته بود كه پس از بازديد به ديدار مرمّتكاري كه در اين بازسازي سهمي عمده و ساليان سال با استاد لبّاف همكاري داشته و اكنون در بستر بيماري به سر مي برد شتافتيم و مبلغ ناچيزي از طرف جمع به اين انسان بزرگ تقديم گرديد.

و سر انجام سفر به گذشته هاي باشكوهمان پايان يافته و زمان بازگشت فرا رسيد.، با خاطراتي به ياد ماندني و كوله باري از حيرت.