neyestane
برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

1) شنبه ها ساعت 17 لیلی و مجنون نظامی با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

2) شنبه ها ساعت 18 غزلیات حافظ با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

3)  یکشنبه ها ساعت 8:30 نشست پژوهشی گیاهان طبّی

4) یکشنبه ها ساعت 9:30 نشست پژوهشی شاهنامه

5) دوشنبه ها ساعت 17 حدیقۀ سنایی با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

6) دوشنبه ها ساعت 18 منطق الطیر عطّار با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

7 دوشنبه ها ساعت 19 غزلیات شمس با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

https://t.me/neyestanekhabar


به نام ایزد مهربان

گزارش سفر به خراسان شمالی (به قلم دکتر بهجت فیروزی و حسین خیرخواه)

در روز جمعه ساعت 5/6  صبح از میدان آزادی یا فلکه پارک مشهد پس از حضور کلیه همسفران عزیز، با یک دستگاه مینی بوس هیوندایی به سمت میل رادکان که از ابتدای جاده سنتو طبق تابلو 9 کیلو متر فاصله داشت حرکت کردیم. این تور توسط آژانس مسافرتی پرپرواز اسفراین به مدیریت جناب آقای سدیدی و رانندگی آقای امینی و سرپرستی سرکار خانم دکتر معروضی برگزار گردید.

میل رادکان در 74 کیلومتری شمال مشهد و 26 کیلومتری شمال غربی چناران واقع شده است. این برج به ارتفاع 25 متر با بدنه استوانه ای و گنبد مخروطی در قرن هفتم هجری بنا شده است. نمای خارجی تا ارتفاع سه متری به صورت 12 ضلعی وپس از آن تا زیر گنبد دارای 36 ترک یا نیم استوانه بوده و داخل آن هشت ضلعی میباشد.

میل رادکان به عنوان یک ساعت و تقویم نجومی در 800 سال پیش توسط دانشمند شهیر ایرانی خواجه نصیرالدین طوسی که منجم و ریاضیدان بود احداث گردید.

صبحانه را طبق برنامه که شامل املت، کره پنیر مربا و ....در محل میل رادکان صرف کردیم و پس از توضیحات کاملی از بنای موجود، به سمت بجنورد به راه افتادیم. طبق اطلاعات داده شده توسط این بنا  مسیر حرکت نور خورشید در هر لحظه، هر ساعت، هر روز، اول هر ماه، اول هر فصل، اول هر سال مشخص می شود. زیرا این بنا در اطرافش چند حفره یا پنجره دارد که در اثر حرکت خورشید، نور آفتاب در طول روز و در طول سال داخل برج مسیر مشخص را طی میکند. این بنا 12 ضلع برای 12 ماه و 36 نیم استوانه برای 365 روز و در مدار 37 درجه نصف النهار شمال شرق نصب شده است. درصورت نیاز به اطلاعات بیشتر میتوان از اینترنت کسب اطلاع نمود. مهندس منوچهر آرین اولین فردی بود که این اثر را بررسی و مطالعه نمودند و ثبت ملی نیز شده است. و دنبال ثبت جهانی در یونسکو نیز میباشند.

پس از صرف صبحانه در میل رادکان ساعت 9 به سمت بجنورد حرکت کردیم تا به شهرستان راز و جرگلان برسیم.

راز و جرگلان نمونه زنده موزه مردم شناسی هستند چون سنت ها و رسم و رسومات را حفظ کرده و انجام می دهند. خراسان شمالی به گنجینه ای از فرهنگها معروف است در مساحت کوچکی قوم ترکمن، ترک، کرمانج، نات یا فارس زندگی میکنند بعد از 35 کیلومتر از بجنورد به سمت شمال به سمت مرز ترکمنستان به شهرستان راز وجرگلان میرسیم. در این منطقه به روستای گز Guz رسیدیم و روستا در دو طرف پل ساخته شده بود که بایستی از پل با ماشین عبور میکردیم تا به خانه روستایی محل استراحت برسیم. پس از کمی استراحت در منزل آخوند سجادی همراه با چای در کاسه های کوچک، نهار مفصلی بنام چکدرمه با نان گرم، سبزی و دوغ محلی میل کردیم. که پس از صرف نهار دعای سفره توسط آخوند قرایت گردید و رسومات انجام نکاح و عقد ترکمنها را آخوند توضیح دادند. سپس برای دیدن اسب های اصیل منطقه به اطراف روستا رفتیم که بایستی به طرف دیگر پل برویم که برترین اسب منطقه اسب اصیل ترکمن بنام دلشاد به مالکیت آقای نجم الدین بود. که در مسابقه رتبه اول را کسب کرده بود و برای تولید مثل و تکثیر این اسب اصیل چندین کشش از آن در این روستا انجام داده بودند. و در برگشت به کارگاه کرم ابریشم رفتیم و باران شروع شده بود. که بمرور سیل شروع شد و یک طرف پل را خراب کرد. لذا برق نیز قطع شد و شبانه در مسجدی بنام سعود وارد شدیم و قرار بود تا فردا همانجا باشیم ولی با دیدن مارمولک منصرف شدیم و با همت اهالی روستا و پیگیری مسولین و گذاشتن الوار چوبی و نردبان فلزی در تاریکی شب و سیلاب زیر پا از رودخانه به خیر و خوشی گذشتیم. منزل آخوند ساعت 23 برای شام سفارش تهیه جوشواره و قطاب ترکمنی داده بودند که بسیار لذیذ و خوشمزه بود. پس از صرف شام آقایان در بالکن و خانمها داخل اطاق خوابیدند.

صبح شنبه اول خرداد که مصادف با 14 شعبان بود با صدای زیبای باران از خواب بیدار شدیم. ترکمنها این روز را عید یا بایرام می نامند و در این روز قتلمه درست میکنند یعنی خمیر را ورز داده و 7 بار روی هم گذاشته و هر بار روی آن مسکه ریخته، به شکل مستطیل بلند برش داده و عمامه کرده سپس دوباره صاف کرده و با قالب نقش انداخته و سرخ کرده و روی آن پودر قند می ریزند. در پخت قتلمه تمام افراد خانواده شرکت داشته و با خوشرویی و مهمان نوازی تمام اجازه شرکت در پخت قتلمه را به خانمهای گروه دادند و خاطره ای خوش و زیبا را برایمان رقم زدنند. در روز عید قربان و عرفه نیز قتلمه درست میکنند.

صبحانه شامل قتلمه، پنیری که 40 روز در نمک خوابانده شده و دو روز در ماست، شیر گاو، تخم مرغ محلی و شیره انگور بود که بسیار لذیذ و خوشمزه بود.

آقای دکتر خیرآبادی این شعر را پس از دیدن سفره سرودند:

با قتلمه آغاز شد این صبح

پس از صرف صبحانه پیاده روی کرده و از مراتع پرورش اسب اصیل ترکمن بازدید کردیم. آرامستان آنجا را دیدیم که بر روی مقبره ها یک تخته چوب عمودی به همراه یک سنگ قرار میدادند. از کارگاه قالیچه بافی ترکمنی نیز دیدن کردیم و پس از خوردن هندوانه و خربزه دسته جمعی در حیاط منزل آخوند سجادی و گرفتن عکس یادگاری ساعت 12.30 دقیقه روستا راترک کردیم. قابل ذکر است که بخاطر خراب شدن پل شب قبل با همکاری صمیمانه اهالی روستا مینی بوس از مسیر پایین پل موفق به خروج از روستا شد.

پس از ترک روستا از مسجد قاول قا که بین دو کوه بود و روی دیوارهای آن نقاشی از شاخ گاو و بز بود عبور کردیم. مقصد بعدی ما روستای یکه صعود و بازدید از باشگاه پرورش اسب دکتر عبدالجلیل غیادی بود. آقای دکتر غیادی پزشک عمومی و فارغ التحصیل از مشهد میباشند و از سال 1373 همراه با خانواده در این محل زندگی میکنند. ایشان در انروز منزل تشریف نداشتند ولی همسر مهربانشان بسیار سخاوتمندانه پذیرایی نمودند. در این باشگاه 70 اسب اصیل ترکمن وجود دارد.

نهار را در روستای یکه صعود جوجه کباب میل کردیم و به سمت بجنورد حرکت کردیم و از روستای پیش قلعه و سد شیرین دره عبور کردیم. در تمام طول مسیر باران زیبایی میبارید. پس از رسیدن به بجنورد از بیش قارداش گذشته که سردار مفخم قبلا والی ان بوده و خانه او تبدیل به موزه مردم شناسی شده است.

جاده مه آلود، سر سبز و پر پیچ و خم بود. از پارک ملی سالوک و دره سالوک که بهترین زیست گاه پلنگ ایران است عبور کردیم و به روستای زیبای درتوم رسیدیم و  از نمایشگاه و کارگاه فرش آقای درتومی دیدن کردیم. آقای رضا راشد درتومی در فروردین سال 1352 در روستای درتوم و خانواده ای هنرمند متولد شده و از 13 سالگی وارد هنر فرش دستباف شده و در سال 1376 کارگاهی متمرکز در روستا تاسیس نموده اند و موسیقی مقامی را نیز بنحو احسن مینوازند.

قالی عمر را میبافم به سیاه و سفید        گره می زنم یک به یک به شادی و نوید

تاروپود را محکم کرده ام به دار امید        قالی ام نقش گل و زندگی دارد به امید

سپس در باران شدید به همراه آقای درتومی به روستای رویین رفته و شب را در منزل آقای وصالی با شام پلوقیمه بسیار لذیذ همسر آقای درتومی و تار نوازی آقای درتومی قبل از شام میل کردیم. لازم بذکر است که این سفرها غرور آفرین بوده و به ایرانی بودن خودمان به خاطر مردم مهربان با فرهنگهای اصیل ایرانی میبالیم.

دوم خردادماه یک هزار و سیصدو نود و پنج )به قلم آذین سودآوری)

روستای رویین

این روستا در ابتدا زویان دژ به معنی قلعه ای که از روی  و بسیارمحکم می باشد نامیده می شد،علت این نامگذاری وجود کوههای بلند . مرتفع در اطزاف این روستا می باشد که دشمن نمی توانسته به راحتی به  اینجا حمله کند. با گذر زمان نام این روستا به روین و سپس به رویین تغییر نام داده است.

مناطق  دیدنی روستا: کارگاههای سنتی و خانگی بافت چادر شب (در اصطلاح محلی چه چو گفته می شود) ،حوله و... ،حمام قدیمی در مرکز روستا که تبدیل به موزه شده است، غار دیو(به علت ضیغ وقت موفق به دیدار نشدیم)، درخت کهنسال چنار با قدمت حدود 1000 تا 800 سال  که در زمانی نه چندان دور یک مغازه قصابی را در دل خود جای داده بود ، ثپه ای به نام ثپه عشق که وجه تسمیه ان نامشخص است ولی به علت وجود کوههای بلند در اطراف آن بر روی آن پژواک صدا وجود دارد. باغات سرسبز و زیبا گردو. ،گیلاس ، البالو ، سیب و .... جویهای پر آب و از همه مهم تر مردمان خونگرم و صمیمی این روستا

بیدار شدن از خواب در یک خانه روستایی با قئمت 110 ساله و دومین خانه قدیمی ، با داشتن حیاطی بسیار زیبا و جوی آبی که از وسط حیاط عبور کند ، بویژه خوردن صبحانه (پنیر،کره و عسل محلی) بعد از پیاده روی  کوتاه در روستا ،صفای دیگری دارد که در شهر دود زده مشهد نمی توان آن را تجربه کرد.

بعد از خوردن صبحانه گشتی در روستا و دیدن مناطق دیدنی (کارگاههای چادرشب بافی خانگی، حمام قدیمی و موزه،درخت چنار کهنسال، تپه عشق) و طبیعت زیبا و سرسبز به همراهی و توضیحات  آقای وصالی در مورد  تاریخچه  روستا  و ... داشتیم .در انتهای سفر در این روستا، همسفران  خریدی از صنایع دستی و عسل  داشتند.  چه سخت بود خداحافظی از این روستای زیبا و مردمان باصفایش ولی  چاره ای جز ترک و ادامه سفر نداشتیم. سپس  دیداری کوتاه از شهر اسفراین داشتیم.  در ادامه مسیر همراه  شدیم با نوای دل انگیز دو تار  و صدای دلنشین استاد گرام بخشی محمد حسن پور در زیر درخت سرو کبوتر خانه، درختی با قدمت 700 تا 1200  سال . قدمت ساز دوتار درایران به 5000 تا 7000 سال می رسد.

برای صرف ناهار به رستوران پارسیان رفتیم  با همراهی استاد حسن پور و بانو، بعد از صرف ناهار دیداری داشتیم با  خانواده محترم پهلوان سدیدی (نایب قهرمان کشتی آزاد جهان در سال 1987)  پدر گرام لیدر محترم گروهمان جناب آقای سدیدی و گرفتن عکس یادگاری با این پهلوان کشورمان.

در ادامه مسیرمان دیداری داشتیم از سد و روستای بید واز که آرامگاه عارف شیخ بید وازی را در دل خود جای داده است. و قله کوه شاه جهان که نماد آن مرد خوابیده بر روی آن می باشد و روستای سرخ قلعه (به علت وجود خاک قرمز به این نام نامیده می شود). در انتهای سفر هم دیداری داشتیم از آبشار بسیار زیبای روستای اسطرخی و طبیعت بکر و دست نخورده  آن و چه دلچسب بوردن خوردن هندوانه و طالبی و گرفتن عکس یادگاری در کنار این آبشار و طبیعت زیبایی آن .

اقای سدیدی لیدر گروه و آقای کاوه عکاس و فیلمبردار گروه (به قول گروه آقای فتو) تا  نیمه راه شیروان ما را همراهی کردند و ما راهی شهر شیروان شدیم جهت برگشت به شهر دود زده مشهد.آخرین عکس یادگاری این سفر در شهر شیروان در هنگام خوردن چای گرفته شد.

این سفر هم  با تمام  سختی ها و خوشی های آن به پایان رسید ولی  تنها چیزی که باقی می ماند  یاد و خاطره آن ، آشنایی با دوستان جدید عکسهای به یادگار گرفته شده ، کسب تجربیات جدید.

قالی عمر را می بافم به سیاه و سفید

گره می زنم یک به یک به شادی و نوید

تار و پود را محکم کرده ام به دار امید

قالی ام نقش گل و زندگی دارد به امید