neyestane
برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

1) شنبه ها ساعت 17 لیلی و مجنون نظامی با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

2) شنبه ها ساعت 18 غزلیات حافظ با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

3)  یکشنبه ها ساعت 8:30 نشست پژوهشی گیاهان طبّی

4) یکشنبه ها ساعت 9:30 نشست پژوهشی شاهنامه

5) دوشنبه ها ساعت 17 حدیقۀ سنایی با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

6) دوشنبه ها ساعت 18 منطق الطیر عطّار با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

7 دوشنبه ها ساعت 19 غزلیات شمس با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

https://t.me/neyestanekhabar


گزارش سفر به تربت جام، 20 بهمن 90، انجمن دوستداران حافظ مشهد

گزارش از: كيميا شايان، آناهيتا اكرمي

پنجشنبه 90/11/20 در لحظات آغازين روز و طلوع خورشيد آمادۀ سفر شديم. سفزي به گذشتۀ باشكوهمان و مروري بر آنچه بوديم. در ابتداي سفر در روستاي لنگر براي صرف صبحانه توقّ كرديم. زيارتگاهي به نام قاسم انوار در اينجا وجود دارد. سيّد عليّ بن نصير معروف به قاسم انوار در تبريز متولّد شد و از همان دوران جواني به عرفان و تصوّف روي آورد و زندگي خود را وقف اعتراض به حاكميّت تيموريان كرد تا اين كه مورد غضب حاكمان شاهرخ فرار گرفت و به هرات رفت واز هرات نيز كه پايتخت شاهرخ بود توسّط حكّام شاهرخ تبعيد شد. تصميم گرفت به زادگاهش تبريز برگردد. در كنار شهر خرگرد جام مدّتي اقامت كرد و مريدانش براي وي باغي اجاره نموده و خانقاهي به نام لنگر ساختند كه در آنجا به تبليغ مشرب خود بپردازد. در سال 843 هجري وفات كرد و در جوار همان خانقاه به خاك سپرده شد و پس از آن مريدان وي در اطراف خانقاهش اقامت كردند تا اين كه شهري به نام لنگر شكل گرفت. قاسم انوار شاعر توانايي بوده و كتابهاي متعدّدي از وي به جا مانده است كه معروفترين آنها مثنوي انيس العارفين مي باشد و دو بيت از اين مثنوي نقل مي شود:

اي عاشقان اي عاشقان هنگام آن شد كز جهان / مرغ دلم طيران كند بالاي هفتم آسمان

كاشانه را ويران كنم ميخانه را عمران كنم / در لامكان جولان كنم چون دركشم رطل گران

در اواخر دورۀ تيموري در زمان سلطنت سلطان حسين بايقرا وزير او امير علي شير نوايي بر فراز گور او آرامگاهي ساخت كه هنوز به جا بوده و نوعي گنبد چارتاقي و داراي گنبدي رفيع است كه با مجموعه اي از تاقها و طويزه شكل گرفته است. اين بنا در طول قرنها بارها مرمّت شده كه آخرين تغييرات آن توسّط سازمان ميراث فرهنگي در سالهاي اخير صورت گرفته است.

پس از اين روستا در 20 كيلومتري تربت جام به بازديد از روستاي بزد پرداختيم كه محلّ عزلت نشيني شيخ احمد جامي عارف مشهور بوده است. پدر شيخ احمد جام اهل نامق كاشمر و احمد تا 22 سالگي اهل خمر و شراب بود. در 22 سالگي سر خم را باز مي كند مي بيند كه به شربت تبديل شده و بعد توبه مي كند و در كوههاي نامق تا 29 سالگي زاويه نشيني مي كند. در 29 سالگي به بزد مي آيد و تا 35 سالگي در كوههاي بزد مي ماند. در اين سنّ در خواب مي بيند كه مشعلي در جلوش حركت مي كند  و در نقطه اي به زمين فرو مي رود و او تصميم مي گيرد در اين نقطه مسجد نور را بسازد و تا 40 سالگي در اين مسجد مي ماند. مانند پيامبر در اين سنّ به او وحي مي شود كه مشربش را عيان كند و او به طرف تربت جام حركت مي كند. چنين نقل شده است كه سنگها جلو او مي ايستند و مي گويند بايست كه اين واژه به بز تبديل شده است. در پايين مسجد نور رودخانه اي است و سقّابه اي براي تطهير زائرين ساخته شده است و چون آب به مسجد سوار نمي شده است شيخ احمد جام عصايش را داخل آب مي كند و آب را به بالا هدايت مي كند كه به مسجد نور وارد شود. در مدّتي كه در ارتفاعات نامق و بزد گوشه نشيني اختيار كرده بود، با فراغت و به دور از آلودگي و ازدحام و غوغاي عوام به مطالعه و تفحّص در تفاسير و اخبار و تحقيق در حال عرفا و هر آنچه براي رسيدن او به درجات متعالي لازم مي نمود پرداخت.

پاره اي از كرامات شيخ احمد جامي در مسجد نور بزد كه مردم بدانها قائلند عبارتند از:

-       -سنگ مزد: هر كس در اين محلّ كار مي كند مي تواند بسم الله گفته از داخل سنگ مزدش را برداشت كند. البتّه كسي كه كم كار كند مزد هم كم دريافت مي كند.

-       -چوب درازي: به مرور زمان طول چوبهاي به كار رفته در ساخت مسجد نور افزايش مي يابد.

پس از بازديد از مسجد نور و سقْابۀ بزد به زيارت دوتن از فرزندان شيخ جام رفتيم. شيخ بدر الدّين صاعد و مير غياث الدّين و آنگاه به طرف تربت جام رفته وارد مجموعۀ مسجد مدرسۀ شيخ احمد جام كه كاملترين مجموعۀ معماري ايران مي باشد شديم. اين مجموعه در محلّي به وسعت 7 هكتار قرار دارد كه توسّط بي بي خديجه خاتون جهت ساخت بنا اهدا شده است.

اوّلين بنا قبّه و  ايوان است كه با رنگ آميزيهاي طبيعي از ريشه و پوست درختان تزئين شده است و بعد از آن مسجد كرماني در سال 1712 ساخته شده است. هنرهاي انجام شده در اين مسجد بسيار عالمانه و از روي انديشه صورت گرفته است و سورۀ ياسين و ... در قالب كاشيكاريهاي زيبا به چشم مي خورد. محمّد همايون پادشاه هندوستان قرآن بسيار بزرگي به موزۀ مجموعه اهداء كرده است.

مسجد جامع نو در زمان شاهرخ پسر تيمور در سال 846 ساخته شده است.

مسجد جامع قديم (عتيق) در سه دورۀ سلجوقيان- ايلخاني- تيموريان احداث و تكميل گرديده است. دربهاي مجموعه تا 700 سال قدمت دارد.

در مدرسۀ شيخ احمد جام اكنون مثنوي تدريس مي شود و نام اين عارف بزرگ با نور عجين است.

از نكات جالب توجّه اين است كه قبر شيخ احمد جامي (و نيز ساير عرفاي اهل تسنّن) در هواي آزاد در ايوان جلو مسجد قرار دارد. يك سنگ قبر نمادين به ارتفاع حدود 2 متر با حكّاكيهاي زيبا در آنجا قرار دارد ولي روي گور اصلي شيخ هيچ سنگي قرار داده نشده و تنها يك درخت پستۀ بزرگ و  تنومند روييده است. لازم به ذكر است كه بر مزار بايزيد بسطامي و چندين عارف ديگر نيز درخت پسته روييده است.

از احمد جام شش كتاب به نثر و يك ديوان شعر منسوب به او باقي مانده است. اميد است كه بتوان گوشه اي از جلوه هاي ترقّي و كمال را از زندگي و نوشته هاي اين عارف نامي دريابيم و آن را در زندگي خود به كار گيريم.

از ايوان رفيع، گنبدخانه و چلّه خانه هاي مجموعۀ شيخ جام نيز بازديد به عمل آمد و همچنين از  آب انبار كه در خارج از مجموعه و روبروي آن مي باشد و خطّ رضا عبّاسي را بر سردر آن داريم.

رباط جام: شامل يك هشتي وسيع با ايوانهاي شمالي و جنوبي به سبك معماري تيموري است كه اكنون به موزۀ مردم شناسي تبديل شده است و مشاغل و زندگي سنّتي مردم اين ناحيه شامل نمد مالي، قالي بافي، آهنگري، مطبخ سنّتي، فرت بافي، رقص اپر (كه مراحل كاشت و داشت و برداشت و چگونگي شكل گيري آفرينش را نشان مي دهد)، چوب بازيف مراسم باران خواهي و كارگاه ساخت دوتار و سه تار و سازهاي كوبه اي و دايره و سرنا در آن به نمايش در آمده است. البتّه از يك كارگاه دوتار در سطح شهر نيز ديدن كرديم.

در پايان روز اوّل سفر در منزل يكي از شهروندان تربت جامي گوش جان به شنيدن اشعار مثنوي به همراه موسيقي سپرديم كه از فضاي روحاني و معنوي خاصّي برخوردار بود.

آنگاه از تربت جام به باخرز رفته و در خوابگاه شبانه روزي دانش آموزان اسكان كرديم كه تميزي و نظافت قابل تحسيني داشت.