neyestane
برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

برنامۀ نشستهای فرهنگی از مهر ماه 96

1) شنبه ها ساعت 17 لیلی و مجنون نظامی با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

2) شنبه ها ساعت 18 غزلیات حافظ با حضور استاد دکتر عبّاس خیرآبادی

3)  یکشنبه ها ساعت 8:30 نشست پژوهشی گیاهان طبّی

4) یکشنبه ها ساعت 9:30 نشست پژوهشی شاهنامه

5) دوشنبه ها ساعت 17 حدیقۀ سنایی با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

6) دوشنبه ها ساعت 18 منطق الطیر عطّار با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

7 دوشنبه ها ساعت 19 غزلیات شمس با حضور استاد دکتر اندیشۀ قدیریان

https://t.me/neyestanekhabar


به نام خدا

آغاز سفرانديمشك  - ايلام

به قلم بانو ملیحۀ صابری

برای دیدن گزارش کامل تا پایان سفر لطفاً اینجا را کلیک کنید.

حضور در راه آهن مشهد ساعت 10 شب چهارشنبه 1 ارديبهشت و ديدار با دوستان عزيز 12 خانم سالم بانشاط و كوهنورد ساعت 15و10 دقيقه از خانواده جداشديم وبطرف قطار براه افتاديم . بعداز چك كردن بليطها وكمي معطلي بخاطر دير كردن يكي از عزيزان بالاخره سوار قطار شديم و كوپه هايمان را پيدا كرديم وسر جايمان مستقر شديم و قطار ساعت 35و10 حركت كرد هركوپه چهار نفر بوديم سه كوپه كنار هم داشتيم . خانم دكتر معروضي عزيزمان در كوپه ما بودند .چون خسته بوديم در كوپه ها مانديم و جابجاشديم و و بعد از گپي كوتاه و آشنايي با بقيه دوستان براي استراحت به تختهايمان رفتيم و خوابيديم . ساعت 15و7 به ايستگاه سمنان رسيديم كمي توقف داشتيم بيدارشديم و بعداز خوردن صبحانه كمي گفتيم وخنديديم و تخمه خورديم ساعت 9 رسيديم ورامين . ساعت 30و9 درمور د سفر و جاهايي كه قراره ببينيم خانم دكتر مطالبي خواندند و صحبت كرديم كه بسيار عالي بود . ساعت 30و12 به ايستگاه قم رسيديم شهر بزرگ و باصفايي بود از ميان شهر رد شديم و بعضي قسمتهاي شهر ديده ميشد . ساعت 2 ناهار مختصري كه همراه آورده بوديم خورديم ساعت 3 به اراك رسيديم كمي پياده شديم تاقدم بزنيم و هوايي بخوريم آفتاب ملايمي بود و خانه هاي اطراف نظرمان رابه خود جلب كرده بود بافت قديمي شهر و بافت جديد در كنار هم بسيار زيبا بود . دوباره سوار شديم و كمي استراحت كرديم . ساعت 30و6 به ايستگاه دورود رسيديم . منظره هاي دشتهاي سرسبز بسيار زيبابود و سرسبزي   وپرآبي اين منطقه باعث شده زيباترين مناظر طبيعت چشم نواز بيننده باشد . ساعت يكربع به 8 به ايستگاه بيشه رسيديم بواقع بهشتي با رودخانه پرآبي كه از پنجره هاي قطار نظاره گر آن همه زيبايي بوديم مارا بوجد آورده بود . گذشتن از تونلهاي زيادي بعداز وارد شدن به محيط سرسبز لحظات نشاط آوري برايمان فراهم كرد . چند عكس يادگاري در قطار گرفتيم . ساعت 20و12  به انديمشك رسيديم و قطار را ترك كرديم . سوار تاكسي شده و به خانه معلم رفتيم اينقدر خسته بوديم كه اتاقها كه مشخص شد فوري خوابيديم . 3/2/95  جمعه صبح ساعت 30و6 با صداي زنگ ساعت بيدار شديم . سريع آماده شديم و رفتيم براي صبحانه كه متاسفانه تهيه نديده بودند بنابراين زودتر راه افتاديم در ميني بوس صبحانه خورديم گردو با پنير و شيركاكايو جاي همه خالي .

درمورد استان ايلام : از طرف جنوب با خوزستان از مشرق با لرستان و قسمتي از خوزستان از شمال با كرمانشاه و از مغرب با كشور عراق با طول مرزي 425 كيلومتر همسايه است . مساحت كل استان حدود 19044 كيلومتر مربع ميباشد و جمعيت آن در سال 90 برابر 558000 تن بوده است .  استان ايلام داراي 10 شهرستان است . ايلام . آبدانان . ايوان . بدره . چرداول . دره شهر . سيروان . دهلران . ملكشاهي و مهران .

صنايع دستي ايلام : هنر دست زنان و دختران ايلامي گليم نقش برجسته است كه از نظر اصالت و توليد مهمترين صنعت دستي و بومي استان بوده است . ديگر صنايع دستي مهم استان : جاجيم . نمد . گيوه بافي . عبابافي . چيت بافي . صنايع چوبي مانند معرق و منبت . احرامي بافي . بافت سياه چادر . حصير بافي و گليم ساده ميباشد .

سوغات محلي استان : روغن حيواني . كره محلي . عسل كوهي . كشك . كنجد . گردو . ترخينه . سقز محلي . شيريني بژي برساق . شيريني كله كنجي . حلواي بگل است .

شهرستان ايلام در دوران ساساني و اسلامي جزيي از ايالت ماسبذان بوده است . شهر ايلام مركز استان و داراي 200 هزار نفر جمعيت دارد . اين منطقه تا قبل از ورود حسين قلي خان والي به ديوالا يا ده بالا ناميده ميشده كه همزمان با حكومت حسين قلي خان ابوقداره حسين آباد نام گرفت . در سال 1309 به نام ايلام نامگذاري شد . شهرستان ايلام داراي سه بخش مركزي . چوار و سيوان  است

ساعت 8 به پل نادري رسيديم كه رودخانه قشنگي از زير آن رد ميشد از گندمزاري زيبا رد شديم گندمهاي طلايي در تابش آفتاب صبح مي درخشيدند . از انديمشك خارج شديم وبطرف سد كرخه براه افتاديم درميني بوس آهنگهاي سيمابينا گوش كرديم كه كلي با طبيعت آن منطقه سازگار بود . آنروز روز ارديبهشتگان روز راستي و گل بود . ساعت 30و9 رسيديم به روستاي مورموري بعد از خارج شدن از روستا از يك جاده خاكي بطرف قلعه مورموري براه افتاديم از داخل رودخانه با ميني بوس رد شديم . اين قلعه در زمان ساسانيان ساخته شده و زمان افشاريان مرمت شده يك تپه باستاني ويا قبرستان قديمي نزديك قلعه بود كه مربوط به 4 هزار سال پيش بود . هواي تابستان منطقه به 65 درجه ميرسد . دو سال پيش زلزله آمد كه 8 ريشتر بوده است . كوه كاس ماس نزديك قلعه واقع شده است . قلعه  سه لايه دارد كه از سنگ وخاك و آهك ساخته شده است . در مسير راه عشاير هم چادر زده بودند . تپه اي در سمت چپ بنام تپه دستان بود . راه خيلي خراب بود بنابراين ميني بوس تا يك مسيري با ما اومد بقيه راه را پياده رفتيم . در مسير به سفالهايي برخورد كرديم كه قرمز رنگ بودند معلوم بود مربوط به زمان ساساني است . چهار سال پيش گنجينه اي پيدا شد كه به تاراج رفت . به روايتي در اين منطقه 5 برادر زندگي ميكردند كه يكي از آنها موموري بوده و اين منطقه مورموري نام گرفته يا پنج برار در زمان اصلاحات ارضي قسمتي از مورموري در نقشه پاك ميشود . چند سال پيش سه سكه پيداشد كه روي آن نقشهایي از نوح و كشتي نوح بود به گفته مردم اگر آقاي محسني نبود قلعه و آثار تاريخي ديگر از بين ميرفت اين شخص هنوز هم در اين منطقه زندگي ميكند .

 

قبرستان قديمي و جديد در كنار هم و سنگ قبرهاي قديم كه نقشهايي درآن وجود دارد هنوز هم ديده ميشود .بعد از دوسه ساعت پياده روي به آسياب قديمي رسيديم كه در كنار رودخانه اي خروشان است نيم كمتري از آن باقيمانده ديوارهاي آجري آن تا قسمتي ديده ميشود ولي رودخانه همچنان پرخروش در جريان است در اين منطقه فقط درخت كنار وجود دارد آنهم خيلي كم . آثار خانه هاي اطرافيان شاه ديده ميشود و خانه هاي مردم عادي كمي سمت چپ كه چيزي از آن باقي نمانده فقط مقدار ديوار كوتاه آجري . قبرهاي يهوديان كه به شكل گرد سنگ چين شده ديده ميشود . از اين قلعه فقط ديوار جنوبي آن باقيمانده در گوشه وكنار تكه هايي از ديوار ديده ميشود . خشت پخته قديمي بسياراطراف ريخته كه نقشهايي هم روي آن مشهود است . بالاي كوه رفتيم گرما برما چيره شده بود تا اينكه به رودخانه پرآب  رسيديم خستگي پياده روي در گرماي شديد وراه طولاني باديدن آب كمي سرو صورت خود را شستيم تا نيروي از دست رفته را باز يابيم .

 

در راه بازگشت با آقاي محسني روبرو شديم كه در همان نزديكي آلاچيقي زده و زندگي ميكرد آب خنكي تعارف كردند و حسابي بعد از اونهمه پياده روي در آفتاب سوزان چسبيد   كمي نشستيم و دوباره براه افتاديم يك نيسان اومد وما را تا ميني بوس رسوند بعد سوار ميني بوس شده و خارهاي باقيمانده در كفشهايمان را در آورديم و يك چاي و شيريني خيلي به ما انرژي داد . ولي به كسانيكه قصد رفتن به مورموري را دارند توصيه ميكنم در فصل زمستان كه هوا كمي خنك تر است بروند . در مقايسه با جاهاي ديدني ديگري كه ديديم اين محل چيزي براي ديدن نداشت وبه زحمتش نمي ارزيد .

 

ساعت 1 به محل خنكي رسيديم كه خانم هاشمي وخانم نصرالهی برايمان ناهار تهيه كرده بودند و در زير درختي فرش پهن كرده و منتظر ما بودند سوپ خوشمزه اي بنام كشكينه خورديم بعد غذا زير پلويي بود گوشت زير پلو كه خيلي با سليقه و خوشمزه تهيه شده بود .

 

غذا را در زير درختي تنومند بلوط خورديم بعد سوار ميني بوس شديم و بطرف درياچه دو قلو براه افتاديم در مسير به غار مژاره رسيديم غار طبيعي كه براثر بارش و فرسايش بوجود آمده كه جاي امني براي پرندگان است زياد داخل نرفتيم چون كوه ريزش كرده بود .

 

آفتاب داغ و دشت سوزان گرماي هوا را دو چندان كرده بود . ساعت 30و3 بعد از كمي پياده روي به چشمه اول يا سياه گاو رسيديم رنگ فيروزه اي فوق العاده آن بسيار چشم نواز بود كناره هاي آن ني روييده تلفيقي از رنگ قهوه اي – سبز – فيروزه اي – آبي بوجود آورده دركنار كوهستاني كه چندان سبز نبود . وجود اين درياچه بسيار زيبا غير قابل توصيف است . براساس گفته راهنماي محترم گروه 100 نوع جانور در زير آب درياچه زندگي ميكنند و چهار چشمه از زير اين درياچه را تامين ميكنند .

 

چند جوان در حال شنا در درياچه بودند .نيزار زيبايي دور تادور درياچه قراردارد و خانمهاي محلي براي ساخت سبد هاي سنتي از اين ني ها استفاده ميكنند . بعد از درياچه

اول به درياچه دوم در همان نزديكي رسيديم از بس ديدن آب خنك و زلال مارابه وجد آورده بود كه پايي به آب زديم كمي خنك شديم كنار جوي آبي كه روان بود يك چايي خورديم و كمي استراحت كرديم بطرف ميني بوس حركت كرديم بعد از نيم ساعت به منزل يكي از روستاييان رفتيم تا شاهد درست كردن عصرانه اي باشيم . در حياط خانه نان را روي ساج مي پختند بعد از گرماي آنروز در محيطي گرم وصميمي خوردن عصرانه اي گرم خيلي چسبيد .

 

كره محلي دوغ روغن محلي عصرانه اي بنام چزنك خورديم . با نان فطير و شيره خرما درست شده بود خيلي هم چرب و چيلي بود ولي خيلي مزه داد . ساعت 30و6 بطرف آبشار ماهوته براه افتاديم . از آن محيط گرم وصميمي خداحافظي كرده و براه افتاديم . ساعت 7 شب به آبشاري زيبا رسيديم كه رود دويرج وقتي به اين منطقه ميرسد تبديل به آبشاري عظيم ميشود آبشار ماهوته در كنار روستاي ماهوته است آبشاري فوق العاده زيبا و عظيم است . آب فيروزه اي رنگ صاف و زلال كه در اثر شكست زمين بوجود آمده ودر پايين آبشار درياچه اي تشكيل شده كه محلي براي تفرجگاه اهالي است . يك شاخه از اين رودخانه از رود سيمره مي آيد . اينجا  سه كيلومتري آبدانان است . خوشبختانه غروب را در اين منطقه بوديم گرما و آفتاب فروكش كرده و هواخنك شده بود .درپایین آبشار دریاچه ای زیبا درست شده بود .

 

سوار ميني بوس شده و بطرف پشت قلعه براه افتاديم . دژ نظامي پشت قلعه براي حفاظت از شهر ساخته شده هنوز هوا كمي روشن بود در كاوش منطقه به قبرها و سفالهايي برخورد كرده اند روي كوزه ها كنده كاري شده و مردم قسمتي را به تاراج برده اند . استخوانهاي كشف شده بسيار عظيم بوده كه از قد انسانهاي معمولي بلند تر بوده است . رو ستاي پشت قلعه بسيار زيبا و سرسبز است خوشبختانه براي قلعه پله هاي سنگي قشنگي ساخته اند كه فقط كمي بلند است . هنوز آثاري از دژ باقي مانده اين دژ تاريخي نظامي بوده طاقهاي ضربي قوس دار هنوز هم پابرجاست منظره اطراف فوق العاده است بخصوص رود سيمره از كنار اين قلعه ميگذرد . ونماي زيبااز بالاي قلعه دارد . چون قلعه در بلندي قرار دارد برهمه اطراف مشرف است . هنگام غروب است و چراغهاي روستا يكي يكي روشن ميشوند . زمينها وتپه ها سرسبز و پر از گلها ودرختان زيباست . آب انبار قلعه در ارتفاع پايين تري است كه از آنجا آب قلعه تامين ميشده است . ديوارها با سنگ درست شده وكمي بازسازي شده است . زمينهاي كشاورزي روستا زيبايي اين منطقه را دو چندان كرده است . ساعت 8 به هتل كبيركوه در آبدانان رسيديم بعد از تحويل گرفتن اتاقها و جابجايي با عده اي از دوستان با تاكسي به پارك سراب رفتيم در دل كوه محيطي آرام با درياچه اي پراز آب كه بسيار زيبا بود . قدم زديم و از زيباييهاي آنجا استفاده كرديم هواي پاك و بدون دود وصداي آب  فوق العاده بود براي بچه ها وسايل بازي گذاشته بودند . چند تا عكس گرفتيم و با تاكسي برگشتيم هتل تا استراحت كنيم .

شنبه 4/2/95 ساعت 7 براي صبحانه رفتيم و 8 بطرف دره شهر براه افتاديم . راهنماي گردشگري ما را همراهي ميكرد . آبدانان يعني آب مقدس ( آب يا نون ) ايلام هم از كلمه آلامتو يا آلاي تو گرفته شده تو يعني حرارت از آفتاب. بيشترين آثار از دوره ساساني است خسرو اول – خسرو دوم – خسرو پرويز – پوراندخت  آذر ميدخت و… آبدانان ( فهله ) با گويش لري است . طايفه ها از دوره اسلامي شكل گرفته . در ايلام 2000 طايفه وجود دارد . در ايالات فهله كه معابد زرتشتي زياد بوده كه قسمتي از بين رفته است و مورد دستبرد قرار گرفته و در حال نابودي است . بعد از مسافتي پياده تا قلعه در ميان گندمزار و گلهاي ختمي و خارهاي پرگي به قلعه رسيديم قلعه جوليان ( ژي ليو ) قلعه مسكوني كه همه مردم اين شهر در اين قلعه سكونت داشته اند

 

در نزديكي قلعه چشمه اي است كه مخزني درست كرده بودند كه آب را به قلعه هدايت كنند كه كاسه اي نقره اي در اين مكان كشف شده براي برداشتن آب استفاده ميشده . آب مقدس بوده و اين قلعه دژي دور تا دور دارد كه از روي كوه شروع شده و تا پايين دشت ادامه دارد .دو كوه در كنار هم ديده ميشود كه بنام كود و دت است بمعني خواهر و برادر . شيار روي كوه را كول مي گويند . دشتي پر از گل بسيار زيبا كه راه رفتن در ميان اين گندمها و گلها آرمش خاصي به ما ميداد صداي پرندگان و قورباغه ها با آفتاب گرم محيطي صميمي بوجود آورده بود . ساعت 30و10 به قلعه هزار درب رسيديم كه در آبدانان قرار گرفته بود .

 

جوي آبي كه از كبيركوه سرچشمه گرفته و از نزديكي قلعه رد ميشد هوارا كمي خنك كرده بود . در اين منطقه برنجكاري ميشده 35 كيلومتر جوي آب ادامه دارد كه به آن جوي ميري گفته ميشود . قبلا اطراف قلعه شاليزار بوده الان خانه هاي مسكوني است سال 80 ميراث فرهنگي تاسيس شده و قسمتهاي باقيمانده را با حصار محافظت كردند . بقيه تبديل به مدرسه شده است . قلعه در بلندي ساخته شده و  از اين منطقه به بيشتر شهر مشرف است . بافت قديمي آبدانان در كنار بافت جديد بسيار زيباست . از اين قلعه دالانهاي بسياري باقيمانده ولي فضولات بزها و بره ها فراوان اينجا يافت ميشود كه متاسفانه اينجا براي فرار از سرما بزها را نگهداري مي كنند . كاربري نظامي داشته در دوره ساسانيان ساخته شده سقفهاي قوسي بازسازي شده اند هزار بمعني بلبل است . بعلت فراواني درب و روزنه و نور هزار درب نام گذاشتند . سنگ ها را از كوه آورده و قلعه را با گچ و ساروج ساختند . سال 81 لايه روبي شده و سال 85 مرمت شروع شده و 89 ثبت ملي شده است . پلان مربع مستطيل شكل دارد طاقها ضربي و هلالي است . با وجود اين قلعه بوده است كه مراقب بوده اند دشمن از طرف عراق وارد ايران نشود .

شهرستان آبدانان : آبدانان يكي از شهرستانهاي استان ايلام است كه در شرق استان قرارگرفته وتا سال 1374 بعنوان يكي از بخشهاي شهرستان دره شهر محسوب ميشده مساحت آبدانان 2385 كيلومتر و با شهرستان هاي دره شهر و دهلران و استان لرستان همسايه است . مركز شهرستان  شهر آبدانان و داراي سه بخش مركزي . سراب باغ و كلات مورموري ميباشد . بيشتر جمعيت اين شهرستان را لرها و لك ها تشكيل ميدهند .

سوار ميني بوس شده و ساعت 30و11 يه خانه فسيلي در شهر آبدانان رسيديم . منزلي ساخت دست انسان از سنگهاي رودخانه اي كه با زحمت زياد جمع آوري شده و با شكل زيبايي به ديوارهاي منزلي مسكوني چسبانده بودند .

 

سال 81 ساخت اين بناي زيبا شروع شده وتاكنون ادامه دارد هنوز بعضي قسمتها باقيمانده است . زن و شوهري مهربان كه با شور و اشتياق سنگهاي رودخانه هاي مختلف را جمع آوري كرده و ديوارها و باغچه هاي منزل خود را با آنها تزيين كرده اند . سنگ و شيشه و سفال و گوش ماهي و صدف را با سيمان به ديوار ها چسبانده اند و شكلهاي جالبي به آن داده اند . از قطعه قطعه ديوار عكس گرفتيم بسيار برايمان جالب بود .

 

متاسفانه سازنده اصلي در منزل نبود بنابراين نتوانستيم زياد اطلاعات بگيريم . ساعت 20و12 به منزل خانم فاطمه نصراللهي راهنمای خيلي خوب و محترممان رفتيم كه ناهار برامون تهيه كرده بودند . آش دوغ – ماست تازه گاوي – تره كنگر – تره برنج  ناهار آن روز ما بود. غذايي خوشمزه كه با محبت بسيار پخته شده بود . دور هم سرسفره غذارا خورديم و كلي در مورد غذا و طرز تهيه آن صحبت كرديم . منزلي با صفا كه با سليقه چيدمان شده بود . بعد از خوردن ناهار براه افتاديم 30و13 به امامزاده سيد صلاح الدين محمد رسيديم از ميني بوس كه پياده شديم اول از مقبره شهدا ديدن كرديم اين شهدا در دهلران و ميمه شهيد شده بودند امامزاده در بالاي تپه اي ساخته شده كه  گنبد آن شبيه شوش دانيال است سيماني و دو گلدسته طلايي در دو طرف گنبد است كه بعدها ساخته شده و جديد است .

 

داخل امامزاده دو قسمت شده زنانه ومردانه كف سنگ و دیوارها آينه كاري شده سقفها قوسي و بسيار زيبا ضريح طلايي و نقره اي بسيار زيبا با گلدانهاي گل در بالاي سقف ضريح شبيه حرم امام رضا (ع) بود. بنا در قرن هفتم دوره ايلخاني 7000 سال قدمت دارد يك چهار تاقي دارد از زمان ساسانيان . گنبد استوانه اي است معماري پلكاني زيبايي دارد و با يك پلكان فلزي به پشت بام رفتيم . واز نزديك با گنبد عكسي گرفتيم . در پشت بام امامزاده سوراخهايي كوچك تعبيه شده كه از بالا ضريح ديده ميشود . شهر به زيبايي تمام از اين قسمت ديده ميشود . تپه هاي سرسبز و گندمزار و كوههاي سربه فلك كشيده كاملا مشهود بود .

حركت بطرف دره شهر :

شهرستان دره شهر كه مركز آن دره شهر است در فاصله 130 كيلومتري جنوبشرق استان قراردارد از شمال به شهرستان بدره از غرب به شهرستان دهلران و شرق به استان لرستان محدود ميشود مساحت كل شهرستان دره شهر 1480 كيلومترمربع است كه از مراكز كشاورزي استان است بويژه محصولات جاليزي دره شهر داراي دو بخش است : بخش مركزي  و بخش ماژين

در راه رفتن به دره شهر از كوهستانهاي زيبا و سرسبز رد شديم در اين منطقه سنگي است كه حالت آهنربا دارد و هر چيز فلزي را بطرف خودش ميكشد . سراب دره شهر از سال 81 ساخته شده ودر تپه اي نرسيده به دره شهر يك پارك با استخر و جوي هاي آب است كه از خستگي مسافران كم ميكند . يك پارك در دامنه كوه – تاب و سرسره براي بچه ها درختهاي اقاقيا – يك چشمه از آغاز پارك وارد شده و به تصفيه خانه ميرود و بعد به منازل انشعاب دارد .

 

اول دره شهر به چهار طاقي سرخ آباد رسيديم . در شرق شهرستان دره شهر در كناره چپ رودخانه سراب دره شهر بر روي تپه ماهورهاي تنوره سرخ ساختمان چهار طاقي به چشم ميخورد كه باتوجه به مصالح و سبك معماري بنا مربوط به اوايل دوره اسلامي است . در قسمت جنوبي چهار طاقي پلكاني بطول 10 متر و عرض يك متر با شيب ملايم وجود دارد كه احتمالا ورودي بنا بوده است . اين چهار طاقي بر پلاني مربع شكل بابعاد 5*5 متر بناشده است عرض ديواره ها 80 سانتيمتر و ارتفاع طاق از زمين 70/1 سانتيمتر است . گنبد تك جداره آن بر چهار طاق قوسي شكل و با سيستم گوشواره ساخته شده است . بر بالاي گنبد دريچه اي وجود دارد جهت روشنايي كه به هنگام مرمت بسته شده است .

 

وقتي مي خواستند مردم را از چيزي آگاه كنند از اين چهار طاقي به مردم خبر ميدادند . در دوره ساسانيان ساخته شده و از جاده قابل رويت است بنايي خشتي وگلي در بلنداي تپه اي باستاني داراي يك گنبد در وسط وچهار گوشه با چهار درب كه فعلا سوراخهايي از آن باقي مانده در آن دوره بجاي فانوس هم كار ميكرده است . زمينهاي كشاورزي اطراف همه ديده ميشوند اين ساختمان آتش را محافظت ميكرده كه خاموش نشود و براي علامت دادن و آگاهي مردم ساخته شده است .اين چهار طاقي در حاشيه جنوب شهر دره شهر در روستاي سرخ آباد در محلي موسوم به تنوره سرخ گچي واقع شده است و در فهرست آثار باستاني كشور به ثبت رسيده است .روبروي اين چهار طاقي يك مسجد است كه از دور نمايان است براي آن سقف زده اند كه حفاظت شود . قبلا معبد بوده ولي حالا فقط تلي خاك از آن باقي مانده است .

 

شهر تاريخي سيمره : در حاشيه جنوبي شهرستان دره شهر بوده و موزه باستان شناسي در مجاورت آن قراردارد . وسعت آثار باقيمانده شهر حدود 120 هكتار ميباشد .نام قديم آن مهرجان قذق . مهرجان كدك . ماسبذان و سيمره است . جزو دلگشاترين شهرهاي زمان قباد پادشاه ساساني بوده است . بخاطر نزديكي به تيسفون بعنوان مكاني ييلاقي براي شاهان و سران ساساني بوده است اين شهر توسط خسرو پرويز ساخته شده و دژ مستحكمي در آن قرارداشته كه خسرو پرويز به آنجا نقل مكان كرده اولين بار در سال 1903 ميلادي توسط دمورگان مورد بررسي قرار گرفت سال 1310 هجري شمسي اين اثر تاريخي جزو آثار ملي كشور شناخته شده است و در سال 1362 بررسي و گمانه زني شده است و نقشه آن تصويب شده است . از سال 1374 كاوشهايی شروع شدوتا سال 1382 ادامه داشت و نقشه 120 هكتاري آن تصويب شد . قسمتي از شهر تاريخي در سال 1390  حفاري و بعنوان بازارچه معرفي شد . اين شهر طي دو زلزله از بين رفته متروك و خالي از سكنه شده است . اين شهر داراي برجهاي نگهباني خيابان سيستم آبرساني و دفع فاضلاب براي پايين دست شهر بوده است .پوشش بناها بومي وبصورت طاقهاي گهواره اي ميباشد . تزيينات معماري با گل و طرحهاي گياهي بوده است وجود اشيا سفالي و آثار شيشه نشان دهنده آن است كه شهر صنعتي بوده است .

مناطق حفاري شده در شهر سيمره : خانه اربابي – كاروانسرا – مسجد و بازارچه است و مصالح بكار رفته در ساخت اين شهر لاشه سنگ و ملات نيم كوب بوده و وجود طاقچه ها ي متعدد در جاي جاي هريك از بناها ديده ميشود .تزيينات معماري بصورت گچبري متنوع بوده كه بيش از 1200 عدد ميباشد كه تخريب شده ولي در قوسها و كنار دربها آثاري باقيمانده كه از برگها و گياهان و پيچكها ي مو و خوشه هاي انگور و برگهاي كنگر و برگ نخل بهره گرفته شده است . ( سيمره بمعني زن سياه چهره است ) به گفته عده اي شايد اين شهر گمشده ماداكتو باشد كه با جمعيت 20 هزار نفري به يكباره مدفون شده است . بناي دوم خانه اربابي است كه در ورودي و 16 اتاق تو در تو و يك برج نگهباني و دو طبقه است .

 

به ندرت سكه پيدا شده قبل از تخريب يا دفن شده خالي از سكنه بوده است . خانه اربابي با فنس حفاظت ميشود . اين بنا مربع شكل است كه در وسط آن حياط مركزي است و اتاقها دور تا دور آن است اين بنا در سال 1374 تا 1376 مورد كاوش قرارگرفته در ابعاد 33 در 36 متر وبمساحت 1196 ميباشد . پلان آن درونگرا  و داراي يك ورودي در ضلع شمالي مصالح بكاررفته در بنا لاشه سنگ و ملات گچ نيم كوب ميباشد سقف بنا بصورت طاق گهواره اي اتاقها داراي طاقچه و سكو است بمنظور جمع آوري آبهاي زايد و فاضلاب از يك سيستم منسجم زه كشي استفاده شده است .

بعد از بازديد از اين منطقه بطرف تنگه شيخ مكان براه افتاديم  اين منطقه تاريخي در فاصله 6 كيلومتري جنوبشرقي دره شهر به پلدختر واقع شده آثار تاريخي موجود در اين دره قلعه – پله سنگي – آسياب – برجهاي ديدباني و آتشكده است كه مربوط به دوره قاجار است . دره باصفاي شيخ مكان علاوه بر آسياب آبي كه تقريبا ويران شده ميتوان به ساختمان دو طبقه اي با مصالح سنگ وگچ و اندود و ساروج با سبك معماري دوره ساساني ساخته شده اشاره نمود . قلعه شيخ مكان در سه طبقه در سال 1335 هجري قمري بدستور تيمور خان و توسط سيد محمد خان پور اشرف مرمت و به پايان رسيد .

 

دژ بسبك معماري ساساني ساخته شده و به لحاظ مصالح و سبك معماري اين دژ مستحكم از طرف غرب به كوه تكيه زده و ديوار شرقي آن با سنگ و گچ تا بالاتر از بام قلعه ساخته شده است .در حاشيه اين بنا 17 پله سنگي بر روي سطح ديواره طبيعي دره كنده شده است در فاصله 500 متري جنوب غربي بنا در پشته شيخ مكان آثار ديوارهاي برجها ديده ميشود كه پيداست ديوار دژ داراي چند كنگره و تيركش و دريچه ديده باني بوده است .ارتفاع ديوار دژ بر بلندترين نقطه 5/14 متربوده   دژ چهار طاق و يك ورودي در ضلع شمالي دارد . از پشت دژ 17 پل ديده ميشود كه به انتهاي جنوبي ديوار شرقي و ديده باني ميرسند .دريچه ديده باني آن دايره اي شكل و از آن جا معبر و تنگه بخوبي در مقابل چشمانش قرار دارد . مصالح اصلي دژ قلوه سنگ و گچ و پهناي ديوار آن 35/1 سانتيمتر است . از كنار اين دژ آب بسيار زيادي روان است كه قسمتي از راه را بايد از رودخانه خروشان گذشت . متاسفانه پله هاي دژ از بين رفته سنگهاي جداشده از كوه راه جريان رودخانه را در قسمتهايي بسته اند و نماي زيبايي به اين رودخانه داده است بعد از كمي استراحت بطرف قلعه پور اشرف براه افتاديم . ساعت 30و6 در روستاي شيخ مكان در فاصله 7 كيلومتري شهرستان دره شهر واقع شده و تاريخ بناي آن درسال 1320 هجري قمري  در زمان احمدشاه و توسط سيد محمد خان پور اشرف بوده است . اين بنا در دو طبقه داراي پلان مربع با 5 برجك نگهباني ميباشد .

 

نماي بيروني قلعه با ملاتي از گچ و خاك و نماي داخلي اتاقها گچ اندود شده است . بيشترين مصالح بكاررفته در اسكلت بنا قلوه سنگ و در مواردي از آجر جهت تزيين سردر ورودي استفاده شده است آب از طريق كانالي از رودخانه منشعب و پس از گذر ميان روستا از زير ديوار ضلع جنوبي به حوض داخل قلعه وارد و از سمت ديگر بنا خارج ميگردد . كانالي ديگر و بصورت مجزا از سمت جنوبي وارد آب انبار ميشود . قلعه داراي سياه چال – خرپشته – برجهاي نگهباني – انبار غلات و آشپزخانه است .آب رودخانه وارد حمام شده بعد وارد حوض خانه شده بعد به آب انبار ميرود . حمام بسيار زيبا بعداز ورودي يك حوضچه براي شستن پاها چهار اتاق كه در هر كدام يك خزينه وجود دارد كه از طريق سوراخي در ديوار آب به خزينه هدايت ميشده اين حمام نزديك قلعه و مرمت شده است و بسيار خنك و زيباست . اهالي از ديدن ما بوجد آمده و بسيار مهمان نواز بودند . بطرف هتل ماداكتو براه افتاديم . هتل زيبايي بود دوش گرفتيم و سريع خوابيديم .صبح ساعت 7 صبح بيدارشديم بعداز خوردن صبحانه دوباره سوار ميني بوس شده وبراي ديدن روستاي زيد براه افتاديم .

 

يكشنبه 5/2/95 وجه تسميه اين شهر بخاطر شخصي بنام زيد بن حمزه بوده و بعلت فراواني آب آسياب آبي در بالاي روستا وجود دارد و انبار نمك و گلهاي كوهي  آويشن زياد است قسمتي از شهر زيد هنوز باقي مانده خانه ها طاقچه ها در دامنه كوه كاملا مشهود است يك آبشار در دل كوه از دور ديده ميشود . جمعيت زيادي داشته انبارها غلات را بمدت زيادي نگهداري ميكردند در دل كوه سوراخهايي براي انبار كردن غلات كاملا مشهود بود و آب گوارايي در مسير در جريان بود سردو زلال كه خيلي بما چسبيد . بعد پياده به قبرستان شهر رفتيم قبرهاي قديمي وجديد در كنار هم جالب بود . بطرف فرهاد آباد براه افتاديم . رودخانه سيكان كه سرچشمه آن از دل كبيركوه و از روستاي فرهاد آباد ميگذرد با چشم اندازي زيبا همراه با آثار تاريخي مربوط به ادوار مختلف كه در چهار فصل با توجه به تنوع آب وهوايي و پوشش گياهي و وجود درختان در كنار رودخانه مامني بسيار دلپذير براي گردشگران در طول سال است .

قلعه مير غلام هاشمي اين قلعه در سال 1303 در روستاي مهدي آباد ( هاشم آباد ) بناشده بناي قلعه به سبك دوره ساساني و بشكل چهار ايوان و با مصالحي از سنگ و ملات گچ با كاربري نظامي مسكوني ساخته شده است . داراي نقشه اي تقريبا مربع شكل بابعاد 14/13 *25* 92 بوده وداراي 35 اتاق تو در تو ميباشد .

 

چهار برجك نگهباني در دو راس ضلع جنوبي و بالاي سر در ورودي ضلع شمالي قرار دارد . نماي بيروني از ملات گچ وخاك اندود كاري شده و هيچگونه فضاي خالي در ديواره هاي بيروني آن ديده نميشود . قلعه داراي سه راه ارتباطي بوده و در وسط حياط آن يك حوض تقريبا مربع شكل وجود دارد و در چهار طرف حوض چهار باغچه با درختهاي نارنج و پرتقال جلوه زيبايي به اين بنا داده است . آب آن از طريق كانال از رودخانه سيكان تامين ميشود . آب پس از گذر از ديوار ضلع جنوبي قلعه وارد حوض شده و از ضلع شمالي به خارج قلعه ميرود . در حال حاضر كار مرمت و بازسازي آن ادامه دارد . نگهبان دارد و از آن محافظت ميشود . اتاقكها دور تا دور حياط هستند و گنبدي شكل بوده و در دوره قاجار مرمت شده است . از اين بنا براي مهمانيها استفاده ميشده كه بيشتر سقفها هنوز چوبي است . رودخانه اي در نزديكي قلعه است كه رنگي فيروزه اي دارد خنك و پرآب ناهار به آنجا رفتيم اين رودخانه از سيكان سرچشمه ميگيرد . كفشهاي مخصوص آب پوشيديم و تا حاضر شدن ناهار به آب زديم و كلي عكس گرفتيم .

آب شديد بود و سرد و جاني بما داد . ناهار خانم هاشمي عزيز برايمان جگر دل و قلوه گرفته و به سيخ كشيدند و غذايي بنام جگروز درست كردند و ماهم با اشتهاي زياد خورديم محيطي با صفا و صميمي در كنار رودخانه روي فرش در كنار دوستان لحظات خوشي داشتيم دو ساعتي مانديم .

 

بعد سوار ميني بوس شده بطرف امامزاده سيف الدين براه افتاديم  .در 25 كيلومتري شمال دره شهر – پلدختر واقع شده در دامنه تپه چهار طاق واقع در روستاي ارمو قراردارد . درآن رو به شمال است براساس شجره نامه موجود در بقعه نسبت آن به امام هفتم ميرسد بخاطر ارادت مردم منطقه به امامان معصوم همواره از مكانهاي پر رفت و آمد و شلوغ بوده كه مراسم مذهبي در آن صورت ميگيرد و هر ساله زوار زيادي به اينجا مي آيند . سبك معماري آن مربوط به دوره اسلامي است  در حريم بناي اين امامزاده چشمه ساران پرآب و درختاني از نوع زبان گنجشك وجود دارند .

 

تنگه بهرام چوبينيكي از مهمترين دره هاي كم عرض و بسيار وسيع و استراتژيك در ضلع جنوبي مسير جاده دره شهر پلدخترو در 12 كيلومتري غرب مسير  است ودر دامنه ارتفاعات فرعي شمال كبيركوه قرار دارد . در اين تنگه آثار متعددي وجود دارد از جمله پل و سد بهرام چوبين – دژ و قلعه – غار و سكونتگاه – اتاق ديده باني در ارتفاعات جانبي و حوضچه سنگي .

 

اين تنگه كه آنرا شكارگاه بهرام نيز گويند داراي آثار ارزنده فراوان در قسمت ورودي و ارتفاعات است دوره ساساني ساخته شده و مصالح آن از سنگ و گچ ميباشد و به ارتفاعات جنگلي كبيركوه ودر عمق تنگه و مناطق صعب العبور ان ختم ميشود . زيبايي وصف ناپذير آن و آثار پلكانهاي سنگي بر ديواره هاي سنگي و نقاط صعب العبور داخل تنگه وجود چهار آب انبار كه در صخره هاي سخت تراشيده ووجود آب آشاميدني در داخل آنها حاكي از توجه واهميت اين منطقه استراتژيك و طبيعي در طول تاريخ دارد كه در نوع خود بي نظير و جالب توجه است . تنگه بهرام چوبين از شكارگاههاي طبيعي و تاريخي است .

 

بافت معماري و تاسيسات باقيمانده نشانه ديوار حفاظتي ورودي بطول 300 متر و عرض 5/1 متر و ارتفاع 5/2 متر كه در ابتدا و انتهاداراي 2 برجك يكي در قسمت ورودي و يكي در قسمت مياني و قسمت عوام نشين كه به موازات ديواره حفاظتي داراي ساختمان مسكوني بوده و قسمت شاه نشين كه شايد محل استقرار نزديكان بهرام بوده است  .در قسمت بالا دست شاه نشين 4 حوضچه ذخيره آب بابعاد 1*2*1 متر از دل سنگ حجاري شده است كه از ويژگيهاي آن اين است كه در طول روز در سايه قرار داشته و شيب آن بصورت پلكاني بوده . همچنين در قسمت شاه نشين و انتهاي تنگه يك تخته سنگ حجاري شده بشكل تخت خواب تعبيه شده است .بقاياي ساختمان قلوه سنگي و ساروجي دوران ساساني ديده ميشود علاوه بر آن قسمت داخلي تنگه در دامنه فرورفتگي كوه چشمه آبي درون صخره ها جريان دارد كه سطوح جانبي مسير آن در گذشته حجاري شده است . بهرام بعد از هرمز بمدت كوتاهي يک سلسله شورشي را تشكيل داد كه ناموفق بود و توسط خسرو دوم مغلوب شد و در بلخ بقتل رسيد . نمونه سفالهاي لعاب دار و بدون لعاب و سفالهاي قرمز قطور و نخودي منقوش و بدون نقش در اين محدوده مشاهده ميشود .

 

بعد از ديدار از تنگه فرشي پهن كرديم و هندوانه اي شيرين در كنار رودخانه خورديم ساعت 5 حركت كرديم  از كنار پل سيمره گذشتيم كه در كنار روستاي چم نمشت قرار دارد . چون جاده خراب بود نتوانستيم نزديكتر شويم بنابراين از دور چند تا عكس گرفتيم و برگشتيم . شب ساعت 7 به هتل رسيديم بعد از كمي استراحت و بستن چمدانها موسيقي سنتي در طبقه همكف هتل توسط ليدر محترم آماده شده بودند همه جمع شديم و كلي آهنگهاي سنتي لري نواختند و ماهم فيلمبرداري كرديم يكي كمانچه ميزد ديگري تيمپو و ميخوندند دو سه نفر از كاركنان هتل با شنيدن موسيقي شروع به رقصيدن كردند كه لذت موسيقي را دو چندان كرده بود . ساعت 11 به اتاقها رفتيم .

 

دوشنبه 6/2/95 بطرف موزه براه افتاديم در ساختمان ميراث فرهنگي طبقه پايين سالني براي موزه اختصاص داده اند كه بيشتر وسايلي سفالي و مفرغ از شهر سيمره جمع آوري شده و در اينجا جمع شده است سفال قرمز – نخودي – سفال خاكستري پيدا شده كه از اوايل دوره اسلامي بوده و بدون لعاب است . بعضي هم لعاب سبز و آبي هم دارند زلزله در سال 254 قمري آمده و شهر را ويران كرده سنگ قبرهاي قديمي در موزه وجود دارد گچكاري هاي قديمي سكه هاي ضرب شده آن زمان وسايل آرايش خانمها زيور آلات خانمها – ابزار شكار تبر. تبرزين . گلاب پاش قسمتي از كاوشها در اينجا نگهداري ميشوند بقيه يا به تاراج رفته يا در مكاني ديگر است . ساعت 30/10 به پل تاريخي گاو ميشان رسيديم براي ديدن پل به روي آن رفتيم 40 متر طول دارد واز دوره ساساني بجا مانده قسمت اعظم آن هنوز باقيمانده رود سيمره از زير اين پل عبور ميكند

 

آب فراوان و گل آلودي بود پل زيباي گاوميشان در 25 كيلومتري شهرستان دره شهر پس از تلاقي با رودخانه كشكان ساخته شده وجه تسميه آن برگرفته از گوميشه ( محل پرورش گاوميش )مي دانند .

 

سراورل استين نام اوليه آن را پل گاماسا مي نويسد گا بمعني گاو و ماس بمعني ماهي است . قوس هاي جناغي آجري و ساير تعميرات سنگي نماي فعلي پل نشانگر مرمت آن در دوره اتابكان لر كوچك است . اين پل از 5 چشمه بزرگ تشكيل شده كه اكنون فقط يك چشمه سالم از آن باقي مانده ارتباط چشمه ها با مسير حركت آب و ظغيان آن مشخص است  اين پل فني و پيچيده ساخته شده و پايه ها وتكيه گاههاي اصلي پل مدور و قطور  و مصالح آن از سنگهاي مكعبي بزرگ در ابعاد تقريبا مساوي بصورت رگ چين بر روي هم چيده شده و پايه هاي اصلي پل را بوجود آورده است .داخل اين پايه ها با قلوه سنگ و ملات گچ پرشده و در سقف طاقها از آجر استفاده شده است .

 

طاقها جناغي دالانها و راهروها همگي آجري و ارتفاع آن 175 متر و عرض گذر 8/20 متر است .وجود پله ها در ميان دالان ستون مياني بيانگر اين است كه پل فقط يك پل ارتباطي نبوده و باتوجه به راهروهاي داخلي و پلكان و كاروانسرا بعنوان سرپناه به هنگام عبور هم استفاده ميشده است .

آب پرقدرت در گذر از زير اين پل در سنگهاي كنار ايجاد حفره هاي نموده كه بسيار ديدني هستند . روزگار عجب هنرمندي است . صداي پرجوش و خروش آب در كنار كوههاي بكر و دست نخورده زيبايي خاصي به منطقه داده است . اتاقك روي پل تخريب شده و يك نگهباني هم بوده كه مرز بين ايلام و لرستان را پاسداري ميكرده كه آنهم تخريب شده است .

در راه كوه كلماكره را ديديم شكارچي بدنبال بزي وارد غاري شده كه اونجا عتيقه پيدا كرده كه در قديم بانك جهاني اونجا بوده است .پشت كوه منطقه اي است بشكل رومشكان همان جايي است كه روميان شكست خوردند . نژاد مردم آن منطقه از روميان است قدي بلند و سفيد رو با چشماني روشن . چهار جسد پيدا شده كه جسد نگهباناني بوده كه از گنج خبر داشتند و بعد از مرگشان همانجا دفن شدند . ( غارهاي شگفت انگيز لرستان ) قبلا 52 تالاب در اين منطقه بوده است ولي فقط سه تا از آن باقي مانده است  تالاب تكانه حدود 11 هزار سال پيش كبيركوه از ارتفاعات بلند ايران براثر زمين لرزه 7 ريشتري قسمتي از آن رانش پيداكرده و باعث مسدود شدن رودخانه سيمره و كشكان شده است كه 25 كيلومتر پرتاب شده است 15 كيلومتر رانش داشته و از دره شهر تا ورودي پل دختر زير درياچه ميرود و تبديل به تالابهاي فعلي ميشود . چشمه اي ندارد ودرحال خشك شدن است .

 

به هيچ راهي نميشود تالاب را نگهداشت و در اثر گرماي هوا روزبروز آب آن كمتر ميشود . نيزار زيبايي دور تا دور آن را فراگرفته و حيف كه بزودي شاهد خشك شدن آن ميشويم .

در راه به آبشار آب تاف رفتيم . آب سرد و گوارايي كه از بالاي كوه به پايين سرازير شده و بعد يك درياچه كوچك در پايين تر و بعد راه افتاده بطرف رودخانه سرشار از اكسيژن خالص . ماهم كه منتظر همچين موقعيتهايي هستيم پا به آب زديم . آبشار آبتاف يا اوتاف در 2 كيلومتري شمال شهر پلدختر و از طريق جاده ي فرعي خاكي حدود 400 متر بر سرراه پلدختر – خرم آباد قابل دسترسي ميباشد .

 

اين آبشار فصلي ميباشد كه از اوايل آبان تا اواخر ارديبهشت قابل ديدن است بسمت پايين جاري شده و پس از طي كردن مسافتي حدود 500 مت از كانال كوچكي در زيرجاده پلدختر – خرم آباد به رودخانه ي كشكان مي پيوندد .

برگشتنها از پلدختر عكس گرفتيم پل قديمي كه قسمتي از آن باقي مانده و آب فراواني از زير آن ميگذرد . در راه به رستوران آرمان رفته و ماهي پلو خورديم . خيلي عالي بود . بطرف آبشار آفرينه براه افتاديم . در 80 كيلومتري جنوب شهرستان خرم آباد  در كنار روستاي آفرينه آبشاري زيبا خنك و پرآب خوش بحال روستاي كنار آبشار كلي عكس گرفتيم كلي هم خيس شديم .آبشار آفرينه آبشاري عريض و پرآب در كنار روستاي آفرينه در بخش معمولان شهرستان خرم آباد استان لرستان است  .

 

يكي از پرآب ترين آبشارهاي ايران است . كساني كه قصد ديدن اين آبشار دارند ميتوانند از شمال از طريق جاده خرم آباد به سمت پلدختر و از جنوب از جاده انديمشك بسمت خرم آباد خود را به اين آبشار برسانند . سرچشمه آبشار آفرينه در 38 كيلومتري جنوب خرم آباد كه از تلاقي رودهاي چشمك و آفرينه تشكيل شده و پس از عبوراز دره پر پيچ و خم چولهول آبشار آفرينه را ميسازد . سپس اين آبشار به رودخانه كشكان  ميريزد .

 

شهر معمولان و پل كلهر را بازديد كرديم كه خيلي قديمي بود .شهر معمولان در 60 كيلومتري جنوب خرم آباد قراردارد . بخش معمولان شهرستان پلدختر در جنوب استان لرستان با وسعتي برابر با 1440 كيلومترمربع و 22100 نفر جمعيت در 50 كيلومتري حد فاصل خرم آباد و پلدختر است . از ديگر شاخصهاي اين دهستان منطقه زيودار بعنوان قطب توليد انجير سياه و درختان انار . انواع انگور . آلو و بادام  ميباشد .  پل معمولان يا كلهر در تنگه اي در شمال شهر معمولان بر روي آ بكشكان بر راه قديمي طرهان به خرم آباد به دزفول  ديده ميشود . ساختن چنين پلي بسيار دشوار بوده ودر اين پل دو كتيبه وجود دارد به خط كوفي كه تاريخ بنا و نام باني آن نوشته شده است كتيبه شرقي از بين رفته است در سال 374 هجري قمري بدستور بدربن حسنويه ساخته شده بطول تقزيبي 80 متر داراي دو دهانه بزرگ بوده كه طاق آنها فرو ريخته پايه شرقي پل 17 متر طول و 10 متر عرض پايه غربي 14.40 مترطول و 7.50 متر عرض دارد .و در دو جهت داراي موج شكنهاي نيم دايره است  مصالح مورد استفاده در پل از سنگهاي تراشيده و در بدنه لاشه سنگ و ملات ساروج است . جاده قديم در سمت راست پل كاملا مشهود است . اين پل روي يك سنگ بسيار ضخيم ساخته شده و مستحكم باقي مانده است

 

پلدختر شهري است در جنوب لرستان و مركز شهرستان پلدختر شهرت اين شهر بخاطر وجود پلهاي باستاني و اهميت ارتباطي آن است .  اين شهر داراي آثار تاريخي فراوان است . پلهاي تاريخي . غار كلكاكره . غار كوگان . شهرستان پلدختر 100 كيلومتري جنوب باختري خرم آباد است .  مرز بين ايلام وخرم آباد است .

بعد از پلدختر وارد شهر خرم آباد شديم . قلعه فلك الافلاك بسته بود بنابراين همون اطراف در كوچه هاي شلوغ كمي پرسه زديم و ميوه و خريدهاي جزيي و بازديد از فروشگاه لباسهاي سنتي و جاجيم بافي خريد كرديم و سوار ميني بوس شده و بطرف هتل جهانگردي خرم آباد رفتيم . هتل زيبا و مجهز در دل كوه و چشم انداز درياچه اي زيبا در همان نزديكي . از روز اول گرماي زيادي خورده بوديم . اين اولين شبي بود كه بسيار ملايم بود و با بازكردن پنجره ها اتاق خنك شد . استراحتي كرديم . ساعت 30و6 بيدار شديم

 

سه شنبه 7/2/95 با دوستان به درياچه همان نزديكي رفتيم و از هواي لطيف صبحكاهي استفاده كرده و دور درياچه پياده روي كرديم . درياچه اي زيبا پراز مرغابي وقتي رسيديم ديديم ما تنها نيستيم و همه دوستان اونجا در حال ورزش بودند . تا 30و7 ورزش و پياده روي كرديم و بطرف هتل برگشتيم و بعد از صرف صبحانه بطرف الشتر حركت كرديم . شهرستان سلسله ( الشتر ) در شمال لرستان واقع شده از شمال با رشته كوه گرين از جنوب با شهرستان خرم آباد واز شرق با شهرستان بروجرد و از غرب با شهرستان دلفان هم مرز است . داراي 2 بخش مركزي و فيروز آباد است . دو شهر الشتر و فيروز آباد و 6 دهستان به نامهاي قلعه مظفري . دو آب . فيروز آباد . قلايي . يوسفوند و هنام است . قسمت اعظم الشتر دشت و با آب و هواي معتدل نيمه خشك واز قسمتهاي خوش آب وهواي شمال لرستان است . شهر الشتردر فاصله 50 كيلومتري شمال خرم آباد قرار گرفته است مهمترين رودخانه آن كهمان است سرابهاي بسياري داردهمچون سراب هنام . امير . زز . سياهپوش

مهمترين بناي شهر الشتر قلعه مظفري مربوط به دوران قاجاري و بزرگترين سايت باستاني اين شهرستان تپه گريران است . الشتر به سرزمين سرابها و چشمه سارها معروف است . همچون سراب كهمان . سراب امير . سراب هنام . سراب تخت شاه . سراب گلهو . سراب سرخه . سراب گلم كياو . سراب سياه پوش و چند آبشار در ارتفاعات كوه گرين .

 

به موزه ميراث فرهنگي شهر رفتيم پايه ستونها و سنگهاي قبر در ورودي جذاب بودند . پايه ستونها از دوره ساساني و نقش گل لوتوس و خمره هايي براي دفن مردگان هم موجود بود . سنگ آسياب دستي و آجرهاي استفاده شده در نماي ساختمانها . سنگ سردرب منزلهاي قلعه 4 برج كه فعلا يكي سالم در اينجاست . قلعه مظفري همان نزديكي بود . به آنجا رفتيم .

 

اين قلعه را مهرعلي خان حسنوند در دوره قاجار بنا نهاد و سالها مقر حكومت او بود . مهرعلي خان از القاب خداي خان در حدود سال 1260 خورشيدي در الشتر بدنيا آمد و از مخالفان حكومت رضاخاني و اميران منتسب به ايشان بود . قيام او بهمراه اعظم السلطنه كاكاوند ( خان لره ) و طوايف متحد دلفان برعليه نظرعلي خان امير اشرف از حوادث مهم زندگي اوست . سران